۶ پاسخ

همینارو بهش بگو همینجوری که برامون تایپ کردی با بهش بگو یا تایپ کن براش بفرست متوجه‌اش کن تو هم نیاز داری برای خودت باشی یا حداقل درک بشی حتی به اندازه یه تشکر یا بغل ساده بهش بگو نزار تو دلت بمونه

عزیزم اول باهاش صحبت کن یا با تایپ یا رودر رو صحبت کردن بهترین راه حل برای بهبود مشکلات زندگیه

دقیقا عین همسر من اصلا تشکر کردن محبت کردن بلد نیست هر جا هم بخوام برم میگه واجب نیست بری بچت مهمه من نمیدونم بقیه بچه ندارن همه کارشونم انجام میدن

اینا طبیعیه لازمه گاهی با بچه تنها بمونه تا حس کنه چقدر زحمت زیادی میکشی

خب اشتباه میکنی جواب تلفن دوستات رو نمیدی، باید بفهمن که تو هم به استراحت نیاز داری، اگر دائما دنبال محبت اونها باشم بیشتر ازت دریغ میکنن،. به خودت اهمیت بده، به شادی خودت، به دوستات، توی برنامه هفتگیت قرار با دوستات بگذار،. بذار بفهمن که تو هم نیاز به اینها داری

همشون همینند.ناراحت نباش اهمیت نده

سوال های مرتبط

مامان حلماخانم🍒 مامان حلماخانم🍒 ۱ سالگی
مگه میشه که هر روز و هر شب برنامه منظم داشت با وجود بچه ها
امروز حلما از وقتی بیدار شد تمام مدت گریه و غر میزد و نا آرام بود به خاطر چهارتا دندونش که یه دفه باهم دارن درمیان
یک لحظه از بغلم جدا نمیشد میرفتم دسشویی گریه گریه داد و فریاد تا بیام بیرون ..
این تجربیات رو همه ما مادرا درک میکنیم و حتما شماهم میگید اتفاقا منم امروزم اینطور گذشت با بچه ام
ولی وقتی کسی از بیرون نگاه میکنه و آدم رو قضاوت میکنه اونم نه هر کسی مادر خودم باشه واقعا خستگی آدم چند برابر میشه
حرف زدیم و متوجه شد که هنوز شام نذاشتم کلی حرف زد به من که تو همیشه میزاری ساعت ۸ شب شام میپزی شام رو باید از ساعت ۴ بپزی الان هیچی آماده نمیشه ..نمیدونم همیشه کارت همینه آره بچه داری ولی باید راهشو یاد بگیری چجوری با بچه غذا بپزی و خونه داری کنی!!
یه نفس آروم کشیدم گفتم مادر من همیشه که اینطور نمیشه امروز اینطور گذشت یه چیزی میپزم بدون شام نمیمونیم نگران نباش
باز هی حرف خودشو زد و ادامه داد منم سکوت کردم تا خداحافظی..
جالبه که همسر من اصلا سخت نمیگیره توی شام چون میدونه حلما گاهی روزا اصلا همراهی نمیکنه نهایت یا یه شام سبک میخوریم یا از بیرون میگیریم ..چون این اتفاق هر روز نمیفته
این رو گفتم چون واقعا نیاز داشتم با کسی درد و دل کنم ولی نمیشه به هر کسی بگم ..
دلم گرفت حقیقتا مادر من هیج خبری نداره از اینکه امروز حلما چقدر از من انرژی گرفت از اینکه امروز من ساعت ۲ تونستم صبحونه و ناهار باهم بخورم ، از اینکه تمام سر و صورت خودشو و منو ماستی کرد و بعدش با جیغ و داد اونو تمیز کردم ..
خدایا شکرت الحمدلله کاش یکمی مادرا رو درک کنند ما نیاز به نصحیت و راهنمایی نداریم همیشه گاهی نیاز به دیده شون و درک شدن داریم (((:
مامان عـمــاد کوچولو مامان عـمــاد کوچولو ۲ سالگی
پارت اول.
خیلی تاپیکهای تکراری میبینم در‌این مورد که بچم خیلی اذیت میکنه اصلا حرف گوش نمیده،لج بازه،هرچی دعواش میکنم میگم نکن،نرو،ندو،گوش نمیده،حتی کتکشم میزنم ولی بدتر اون کارو تکرار میکنه،دوستای قشنگم،عزیزای دلم،خواهرای گلم،خداوند بچه رو به دنیا اورده که بریزه،خراب کنه،بشکنه،اصلا خدا بهش گفته که تو تا ۷ سالگی فقط بازی کن،بخور،بخواب،خراب کن،بهم بریز،داد بزن،لجبازی کن،حرف گوش نده،بچه تا ۷ سالگی همینه شما خودتونو بکشیدم با این روش بچه تغییر نمیکنه،کاملا درکتون میکنم خسته میشید،بی خوابی،کلافگی،خستگی،از صبح تا شب سروکله زدن با بچه ها با بابای بچه ها با خانواده یا مشکلات دیگه،ولی اینم بدونید که اون بچه به خواسته ی خودش بدنیا نیومده،شما اونو بدنیا اوردید،شما خواستید که اون بچه ب وجود بیادو پا بزاره تو این دنیا پس وظیفتونه،وظیفه ی مادریتونه که براش حوصله بخرج بدید براش وقت بزارید،درست تربیتش کنید،تا وقتی بزرگ شد همه بگن دستت دردنکنه چه بچه ای تربیت کردی،نه اینکه بگن این چ بچه ای که تو داری؟هرگلی بزنید سر خودتون زدید،خدا به این بچه دستور داده که وقتی غذا میخوره خودشو اطرافشو کثیف کنه،دعواش نکنید،سرش داد نزنید،این بچه غیر شماها هیچ کسو امن نمیدونن،وقتی میخواید دعواش کنید یه لحظه فقط یه لحظه یه چشمای مظلومش نگاه کنید،چطور دلتون میاد این بچه ی کوچیک رو بزنید یا سرش داد بزنید یا باهاش تند رفتار کنید؟
حالا راهکارش چیه؟
بچه ها از سن ۲ تا ۵ سالگی بشدت لجباز و یکدنده هستن که فکر میکنن با گریه و جیغ کشیدن میتونن حرفشونو پیش ببرن.