۹ پاسخ

من تا الان نذاشتم مهمون بیاد
به همه گفتم بعد چهل روزگی
مامانمم گفت اول خودت و بچه یکم جون بگیرین بعد

من ک گفتم تا بعد ده روز هیچکس جز مادرشوهرپدرشوهرم و سمت خودم مامان بابام و خواهرام نیان

ما لباسا بچم تکه پارکردن ازبس بوس کردن عق

انگار نوزاد باید چقدر باشه😐خب نوزاد باید کوچولو باشه

من که بعد زایمانم قرار یه جشن بگیرم کل طایفه همسرم خودم دعوت کنم راحت دیگه کسی نیاد بره از الانم اعلام کردم

یاد تاپیک خودم افتاد بعد زایمان. دهنم صاف شد تا اون دوران تموم شد

زهرمار و بو نینی میدن 😤😤 اینقدر بدم میاد این حرفو میزنن و به این بهونه هی شالاپ شالاپ بچه رو بوس میکنند .با این لبا‌ رژی و کثیف شون اه
من ک جلو همه فامیل شوهرم گفتم من هروقت زایدم ۶ روز بعدش میگم . هی گفتن وای مگه میشه ما طاقت نداریم میخوایم بچه مونو ببینیم و اینا . منم گفتم شوهرم گفته من نمیزارم کسی بیاد خونه مون قبل یک هفته . میخوایم جون بچه در بره بعد

اصلا نباید بچه رو بوس کرد ..خیلی حساسن بچه ها زود مریض میشن..😑خودشون باید بفهمن

کاش میشد بعد یکماهگی میومدن فضولا

سوال های مرتبط

مامان قشنگترین دختر مامان قشنگترین دختر ۱ ماهگی
سر صبح دلم میخواد نفرین کنم مادرشوهری که انقدر از سر بی فکری حرف میزنه،هربار شوهرمو میبینه هی میگه من وقتی بچه شیر میدادم انقدر شیرم زیاد بوده که میدوشیدم میریختم جلو حیوونا،یااینکه مثلا هی از جاریم میگه که آره اون انقدر شیر داره که بچه اش تپل شده و هی شیر از سینه اش میریزه و مجبوره حوله بزاره زیر سینه اش،اونوقت شوهر من هی میاد به من گیر میده که تو شیر نداری و این بچه گرسنه مونده و....در حالی که از روز اول دکتر من گفت تو حتی به عنوان روز اول آغوز هم خیلی خوب داری ،شیرمم که بچه ام خداروشکر توی 14 روژ اول 700 گرم اضافه کرده و بهداشت گفت خیلی خوبه،شوهرم هی میره قرص و قطره شیر افزا گرفته ،هی منو مجبور میکنه با شیر دوش برقی الکی شیرمو بدوشم،حتی خودش میاد سینه هامو فشار میده،میگم بابا مکش بچه بااین جور که تو فشار میدی فرق میکنه،دیشب باز تهدید کرده که میرم شیر خشک میگیرم براش ،تو شیر نداری ،اینو هربارم اون مادر شوهر ....میبینه میگه بهش اونم باز از گذشته دروغین خودش میگه،واقعا سر این موضوع خسته شدم،نمیدونم چجوری حالی کنم شیرم خوبه برا بچه ام
میگم کسی بوده همینجور شیرش از اول تا آخر معمولی بیادو خوب باشه؟؟ آخه من تب شیرم نکردم