۱۲ پاسخ

چرا جای خوابت رو جدا کردی دختر خوب؟؟

افسردگی بعد زایمان گرفتی و چون درمانش نکردی شدیدتر شده
حتتتتتما برو پیش روانشناس تا مشکلت حل بشه قبل از اینکه زندگیت از هم بپاشه
هرچی به شوهرت کم محلی بیشتری داشته باشی و ازش دوربشی و رابطه نداشته باشی احتمال خیانت همسرتو بیشتر میکنی
وقتی همسرت فکر میکنه دوستش نداری پس میره سراغ کسی که دوستش داشته باشه
اینکه بخاطر بچه ی کوچیک روابط تون تحت تاثیر قراربگیره طبیعیه اما برای شما متاسفانه زیادی خراب شده و قبل از اینکه خودتو بخاطر اتفاقهای بدی که ممکنه پیش بیاد سرزنش کنی به فکر درمان خودت باش

شاید افسردگی بعد زایمان گرفتی برو مشاوره انشالله بهتر میشه

عزیزم سرد شدی دمنوش رازیانه بخور عااالی میشی

منم تقریبا اینجوری شدم. جای خوابمون که جداس چون الوین باید زمین بخوابه همسرمم نمیتونه بخاطر کمردردش. منم حوصله بغل اینا ندارم اعصابمم نمیکشه. همیشم خستم. بدنممم درد میکنه. ما بعد بارداریم میل جنسی همسرم از 100 به صفر رسید تا اینکه پسرم یه سال و نیم شد. من برعکس شوهرم بودم حالا اما اون حسش بیشتر شده من کمم خیلی کم چون طدلانی مدت س.. ک....س نداشتم.

در این حد دیکه فک کنم نرمال نیست، یه دکتر میرفتی کاش ی قطره ای چیزی میداد، خودتم گرمیجات بخور. گرده نخل خیلی گرمیع

دقیقا منم همینطور و اینم بگم از تنهای خوابیدن به شدت میترسم ولی راضیم کامل جدا میخوابم

منم اصلا نمیتونم رابطه برقرار کنم قبلا ماهی یک بار بود الان کلا صفر
بیچاره شوهرم همش میگه اما دست خودم نیس حالم بهم میخوره

باید رابطه داشته باشید تاگرم بشید بهم
منم همینطوربودم
و اینجوری بهترشدم

منم از رابطه نمیخوام.جای خوابمم عوضع دیگ

ماهم دقیقا مثل شما وااای هرکار میکنم اون حس نیست حتی نمیتونم باهاش رابطه بگیرم

خب طبیعیه بچه ات کوچیکه. یکم بگذره خوب میشی

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی 🍓 🦄 مامان توت فرنگی 🍓 🦄 ۲ سالگی
من از وقتی که کارم مجازی شده همیشه کارای تمیز کاری رو میگذاشتم طرف صبح که همسرم سرکاره و عصر ها رو به خودم و دخترم اختصاص میدادم به خودم می‌رسیدم و اون اهداف شحصیم انجام میدادم تا دیروز به همسرم گفتم خیلی خسته ام گفت وا انگار چکار کردی مگه تو مثل من رفتی از صبح تا عصر کار کردی اون موقع بود که اینقدر سوزم گرفت هیچی نگفتم ولی گفتم تقصیر خودمه که همیشه تفریحاتم میگذارم جلوی شوهرم دوبار کار کردن منو ببینه دیگه این حرفارو نمیزنه بهش هم حق میدم کارش سخته ولی نباید باز مقایسه میکرد و این حرف بی درکانه رو میزد ولی صبحی ورزشم کردم کتابم خوندم تا جون داشتم استراحت کردم و به پوستم و موهام رسیدم الان می‌خوام برم فکر نهاری بر دارم و خونه رو تمیز کنم 🫣😏دیگه برنامه همینه قبلا که سرکار بودیم هر دو طرف صبح و من عصرا جلوش خونه تمیز میکردم اینقدر هوام داشت و کمک می کرد فکر کنم یادش رفته

#فرزندپروری
فرزندپروری
#پوشک
پوشک
#شیرخشک
شیرخشک
#آنومالی
آنومالی
#پوشک
پوشک
مامان دخترم و پسرم 🎀 مامان دخترم و پسرم 🎀 ۲ سالگی
سلام به خانومای با تجربه 🌱

میشه لطف کنید راهنمایی کنید ...

من ۲۲ سالم هست و شوهرم ۳۲
متاسفانه به خاطر شغلی که داره زیاد خسته میشه ، یعنی وقتی میرسه خونه دیگه دست به سیاه و سفید نمیزنه ، فقط کمی با بچه ها سرگرم میشه

حالا روزایی که سرکار هست و منم مراعات میکنم چیزی نمیگم ولی حتی روز های تعطیلم میبینم همینطوره
مثلا دیروز رفتیم مهمونی فامیل همسرم ، آقاشون که حدودا ۴۸ ساله بودن پیشنهاد دادن بچه هارو ببریم شهر بازی ولی شوهرم میگفت نه من حوصله ندارم و فلان
اون آقا هم دید بچه ها ناراحت شدن همه رو جمع کرد گفت خودم میبرمتون ، منم همراهش رفتم به عنوان کمکی ، حالا اونجا دیدم چقدر این آقا حوصله داره و نگم که چقدر به بچه ها خوش گذشت

حتی پدر خودم که ۵۶ سالشه یا دایی ها و برادرم از شوهر من پایه ترن ، ولی شوهرم فقط به فکر کار و استراحت
البته سالی یکی دوبار مسافرت میریم ولی دوست دارم چون تو جمع مثل بقیه پایه باشه

اینم بگم .. بهش گفتم بیا هفته ای یک بار شده نیم ساعت با هم حرف بزنیم ولی حتی همین کار و برا من نکرد
پس درنتیجه وقتی برا من نمیذاره که بخوام باهاش حرف بزنم
به نظرتون چکار کنم ؟ من اول جوونی دلم میخواد تفریح کنیم که شوهرم اصلا پایه نیست

# فرزند پروری # فرزند پروری # پوشک # شیر خشک # نوزاد
مامان یاسین مامان یاسین ۲ سالگی
بعضیا فکر میکنن چون من غر نمیزنم و کلا از بچه داری ننالیدم تا الان یعنی خیلی گل و بلبل بوده برام 😂
امروز یکی فامیلای درجه یک مادریم زنگ زده بود خونه ی مامانم من اونجا بودم تلفن جواب دادم
بعد گفت دومی رو نیاوردی ؟ گفتم نه بابا چه دومی الان که شرایط جامعه خوب نیست اگه خوب بود هم فعلا چند سالی به خودم استراحت میدادم
بعد گفت تو که از بچه داری مگه چیزی فهمیدی 😑؟ خداروشکر کن با این بچه اگه هرکی دیگه بود دو سه تا آورده بود
یعنی هنگیدم اصلا 😑
جالبه که خیلی هم همو نمیبینیم که بگم خبر بچه ی من داره که چجوری بزرگ شده راحت یا سخت
گفتم نه اتفاقا من تو حاملگیم هم جونمو به خطر میوفته یعنی حتی شرایط عادی هم نبست بارداریم بزرگ شدن بچه که بماند ، من فقط اهل مالیدن از دست بچه ام نیستم
میحواستم بگم اخه لعنتی تو از پره اکلمسی و هماتوم و خونریزی و استراحت مطلق حاملگی و ویار و کولیک و رفلاکس و اعتصاب شیر بچه و اینا چه میدونی !!!!
انگار بچه ی من تو جوب بزرگ شده دور از جونش که من هیچی نفهمیده باشم🙃