۲ پاسخ

منم شب چهارمم ولی همچنان شبا سر ساعت خاص بیدار میشه نق میزنه

من شب ۴ یا ۵ هست بچم لاغر شده

سوال های مرتبط

مامان بلوبری مامان بلوبری ۱ سالگی
سلام به مامان های عزیز.
طبق تاپیک قبلیم من حدودا یه ماه میشه شیر روز مانلی جون رو قطع کردم ، بعد مشورت با چند نفر متخصص تصمیم بر این شد روش قطع شیر تدریجی باشه و روز رو ندم اما به خاطر وابستگی بچه ها به شیر ،فعلا شیر شب رو قطع نکنم.چون قطعا آسیب می بینه . سه شب پیش به خاطر اینکه بعد از خوردن شیر شب موقع خواب چندین بار بالا آورد با همسرم تصمیم گرفتیم که دیگه شیر شب رو قطع کنیم ،شب اول رو تقریبا چندین بار بیدار شد و چون خواهرم پیشم بود تونستیم آرومش کنیم و خداروشکر صبح شد و اما همچنان بی تابی میکرد و شب دوم که همسرم هم خونه نبود و مجبور شدیم بریم خونه ی مامانم و حسابی اذیت شد و فکر میکردم نسبت به شب اول بهتر باشه اما اینطور نبود ،کل شب رو بیدار بود و گریه میکرد و همش دوست داشت بغل مامانم باشه و خلاصه با کمک های مامانم و اینکه نزدیکای صبح هم بهش تخم مرغ دادیم و دیگه بعدش خوابید و صبح ساعتای 10نیم صبح بیدار شد از بس شب قبل نخوابیده بود.
دیشب هم شب سوم بود
و فکر میکردم واقعا اذیت شیم و همش به همسرم میگفتم فکر کنم امشب اصلا نخوابیم.
اما موقع خواب با کتاب و بازی وداستان گفتن و اینکه عروسک هاش رو آوردیم و بغل کرد و در همین حین همسرم داستان خوابیدن با عروسک ها رو واسش تعریف کرد و دخترم بعد خوابش برد..
صبح هم ساعت 7بیدار بود و البته اینم بگم دخترم اصلا علاقه ای به لبنیات نداره اما خوشبختانه دیشب تونستیم بهش شیر کاکائو بدیم و خیلی خوشحالم.
امیدوارم امشب هم راحت بتونه تحمل کنه و این پروسه به خوبی طی بشه.
خوشحالم که مامانم و خونوادم و همسرم همیشه همراهم هستن و قدردان زحماتشونم.
دخترم نزدیک به 20ماهشه که شیر شب رو هم قطع کردم.
#شیر#قطع-شیر-شب
#کودک
مامان آقا رایان❤ مامان آقا رایان❤ ۱ سالگی
تجربه از شیر گرفتن آقا رایان 🌱

رایان ما به‌جز شیر مامانش نه شیشه قبول می‌کرد نه پستونک. برای همین فکر می‌کردم از شیر گرفتنش قراره هفت‌خان رستم باشه. از طرفی چون شاغلم و همیشه کنارش نیستم، دلم نمی‌اومد شیر شبش رو هم قطع کنم که نکنه کمتر شیر بخوره؛ برای همین روش تدریجی رو اجرا نکردم.

از ساعت ۷ صبح ۹ خرداد دیگه بهش شیر ندادم. سینه‌ام رو با رژلب و ریمل گریم کردم و کمی هم صبر زرد زدم. اولش با اینکه ظاهرش عوض شده بود باز اومد شیر بخوره، ولی وقتی تلخی رو حس کرد دیگه سمتش نرفت.

تا شب تقریباً اوکی بود، اما شب... واقعاً سخت گذشت. اولین باری که برای شیر بیدار شد حدود یک ساعت گریه کرد، ولی مقاومت کردم. بردیمش توی ماشین و انقدر دور زدیم تا خوابش سنگین شد. نزدیک صبح که بیدار شد کمی آب و خوراکی مورد علاقه‌اش خورد و دوباره خوابید.

در واقع سختی رایان فقط همون شب اول بود. الان دو هفته گذشته؛ هر وقت شب بیدار میشه آب می‌خوره، بغلش می‌کنم، راه می‌برمش و دوباره می‌خوابه. صبح زود هم یه کم موز یا پنکیک می‌خوره و دوباره خوابش می‌بره.

اما از حال خودم نگم براتون... ۹ روز از درد به خودم می‌پیچیدم 😅

دوستان، اگر می‌خواید بچه رو از شیر بگیرید، یا تدریجی این کار رو انجام بدید، یا اگر یکباره قطع می‌کنید، حداقل برای خودتون قطع شیر رو تدریجی پیش ببرید. با شیردوش روزی ۱ یا ۲ بار فقط در حدی بدوشید که فشار سینه کمتر بشه، نه اینکه کامل تخلیه بشه. هر بار هم مقدارش رو کمتر کنید تا مثل من اذیت نشید 🌷
مامان رویسا مامان رویسا ۲ سالگی
دوستان چون تو تاپیک قبلی خیلیا پرسیدن چجوری رویسا جونک از شیر گرفتم اینجا کامل توضیح میدم شاید به دردتون خورد
اولا اینکه رویسا جون خیلی شدید وابسته ی شیر بود جوری که دیگه شب تا صبح باید هفت هشت بار بیدار میشدم تا ممه بخوره این داستان هم کیفیت خواب خودشو خراب کرده بود هم من بی خواب و بد خلق میشدم و واقعا کمر درد و گردن درد اذیتم میکرد
پس تصمیم گرفتم بر خلاف نظر خیلیا که میگن تا دو سالگی باید شیر بخوره شیرشو کلا قطع کنم اولش رو سینه هام چسب زخم زدم و روش با رژ قرمز کردم ولی اصلا اینجوری قانع نشد تازه چسبم داشت میکند دیگه قبل اینکه چسبو کامل باز کنه خودم چسبو دراوردم وقتی حواسش نبود به سینه هام صبر زرد زدم صبر کردم تا دوباره بیاد سمت ممه وقتی اومد خیلی ریلکس برخورد کردم نه گفتم اوفه نه گفتم جیزه خودش اومد تا سینمو گذاشت دهنش تلخیو حس کرد دیگه اصلا نیومد سمت سینم و اینکه ترک شیرش کلا یک روز طول کشید و خیلی راحت تر از چیزی بود که فکر میکردم شبا هم به جای شیر آب یا آب میوه طبیعی میدم بهش میخوره قبلا شبی هفت هشت بار بیدار میشد اما الان دو سه بار بیدار میشه میگه مامان آب آب میخوره میخوابه واقعا راحت شدم