تجربه از شیر گرفتن آقا رایان 🌱

رایان ما به‌جز شیر مامانش نه شیشه قبول می‌کرد نه پستونک. برای همین فکر می‌کردم از شیر گرفتنش قراره هفت‌خان رستم باشه. از طرفی چون شاغلم و همیشه کنارش نیستم، دلم نمی‌اومد شیر شبش رو هم قطع کنم که نکنه کمتر شیر بخوره؛ برای همین روش تدریجی رو اجرا نکردم.

از ساعت ۷ صبح ۹ خرداد دیگه بهش شیر ندادم. سینه‌ام رو با رژلب و ریمل گریم کردم و کمی هم صبر زرد زدم. اولش با اینکه ظاهرش عوض شده بود باز اومد شیر بخوره، ولی وقتی تلخی رو حس کرد دیگه سمتش نرفت.

تا شب تقریباً اوکی بود، اما شب... واقعاً سخت گذشت. اولین باری که برای شیر بیدار شد حدود یک ساعت گریه کرد، ولی مقاومت کردم. بردیمش توی ماشین و انقدر دور زدیم تا خوابش سنگین شد. نزدیک صبح که بیدار شد کمی آب و خوراکی مورد علاقه‌اش خورد و دوباره خوابید.

در واقع سختی رایان فقط همون شب اول بود. الان دو هفته گذشته؛ هر وقت شب بیدار میشه آب می‌خوره، بغلش می‌کنم، راه می‌برمش و دوباره می‌خوابه. صبح زود هم یه کم موز یا پنکیک می‌خوره و دوباره خوابش می‌بره.

اما از حال خودم نگم براتون... ۹ روز از درد به خودم می‌پیچیدم 😅

دوستان، اگر می‌خواید بچه رو از شیر بگیرید، یا تدریجی این کار رو انجام بدید، یا اگر یکباره قطع می‌کنید، حداقل برای خودتون قطع شیر رو تدریجی پیش ببرید. با شیردوش روزی ۱ یا ۲ بار فقط در حدی بدوشید که فشار سینه کمتر بشه، نه اینکه کامل تخلیه بشه. هر بار هم مقدارش رو کمتر کنید تا مثل من اذیت نشید 🌷

۳ پاسخ

سلام چرا تا دوسالگی بهش شیر ندادید؟

رایان شما وابسته شیر بود؟؟؟پسر من خیلی وابسته ی ینی روزه کلا دهنشه شب هم جندین بار بیدار نیشه

ممنونم عزیزم

سوال های مرتبط

مامان بلوبری مامان بلوبری ۱ سالگی
سلام به مامان های عزیز.
طبق تاپیک قبلیم من حدودا یه ماه میشه شیر روز مانلی جون رو قطع کردم ، بعد مشورت با چند نفر متخصص تصمیم بر این شد روش قطع شیر تدریجی باشه و روز رو ندم اما به خاطر وابستگی بچه ها به شیر ،فعلا شیر شب رو قطع نکنم.چون قطعا آسیب می بینه . سه شب پیش به خاطر اینکه بعد از خوردن شیر شب موقع خواب چندین بار بالا آورد با همسرم تصمیم گرفتیم که دیگه شیر شب رو قطع کنیم ،شب اول رو تقریبا چندین بار بیدار شد و چون خواهرم پیشم بود تونستیم آرومش کنیم و خداروشکر صبح شد و اما همچنان بی تابی میکرد و شب دوم که همسرم هم خونه نبود و مجبور شدیم بریم خونه ی مامانم و حسابی اذیت شد و فکر میکردم نسبت به شب اول بهتر باشه اما اینطور نبود ،کل شب رو بیدار بود و گریه میکرد و همش دوست داشت بغل مامانم باشه و خلاصه با کمک های مامانم و اینکه نزدیکای صبح هم بهش تخم مرغ دادیم و دیگه بعدش خوابید و صبح ساعتای 10نیم صبح بیدار شد از بس شب قبل نخوابیده بود.
دیشب هم شب سوم بود
و فکر میکردم واقعا اذیت شیم و همش به همسرم میگفتم فکر کنم امشب اصلا نخوابیم.
اما موقع خواب با کتاب و بازی وداستان گفتن و اینکه عروسک هاش رو آوردیم و بغل کرد و در همین حین همسرم داستان خوابیدن با عروسک ها رو واسش تعریف کرد و دخترم بعد خوابش برد..
صبح هم ساعت 7بیدار بود و البته اینم بگم دخترم اصلا علاقه ای به لبنیات نداره اما خوشبختانه دیشب تونستیم بهش شیر کاکائو بدیم و خیلی خوشحالم.
امیدوارم امشب هم راحت بتونه تحمل کنه و این پروسه به خوبی طی بشه.
خوشحالم که مامانم و خونوادم و همسرم همیشه همراهم هستن و قدردان زحماتشونم.
دخترم نزدیک به 20ماهشه که شیر شب رو هم قطع کردم.
#شیر#قطع-شیر-شب
#کودک
مامان کوچولو🤩 مامان کوچولو🤩 ۲ سالگی
تجربه ار شیر گرفتن:
ارمان عادت داشت قبل خواب حتما شیر بخوره و بخوابه و همچنین نصف شب ۲ بار بیدار میشد هم شیر و هم اب میخورد من از یک ماه پیش تصمیم گرفتم شیر خودنش رو کم کنم تا کم کم قطعش کنم
اوایل شب درمیون کردم اما نصف شب که بیدار میشد فقط شیر میخاست نه ابمیوه نه اب نه کیک فقط شیر میخورد
منم مجبوری بهش میدادم
برا شیر نخوردن قبل خوابش هم فقط تا ۳،۴ شب همکاری کرد بعد اون انقدرررر گریه میکرد تا خوابش ببره نصف شب هم حداقل ۵ بار بیدار مبشد و زار میزد تا شیرش بدم دیدم اینجوری نمیشه پریشب قبل خواب به سینم سرکه ژذم و وقتی بهانه جی جی گرفت دادم بخوره خودش بدش اومد و رفت کنار یکم گریه کرد بعدش ارومش کردم و خوابید دیشب هم قبل خواب کلی باهاش بازی کردم و هسته شد زود خوابید نصف شب بیدار شد اب خورد و گفت جی جی گفتم جی جی اه شده نباید بخوری یکم بهانه گرفت ولی بعدش خوابید باز ۶ صبح بیدار شد کلی گریه که جیجی میخام منم بهش کیک و ابمیوه دادم خورد و یکم بازی کرد با باباش بعد خودش بالشت اورد گذاشت رو پام خوابید

خلاصه اینکه روش تدریجی که این بلاگرا و مشاورای تو اینستا میدن همش چرته مال بچه های زیر ۱ سال و ۶ ماهه بچه های بالای ۱سال و نیم زرنگ میشن دیگه نمیشه به این روش این کار کرد
من یک ماه تمام این بچه رو زجر دادم و دهن خودم سرویس شد من کردم شما نکنین
مامان کیان مامان کیان ۲ سالگی
تجربه قطع کامل شیر کیان 🍼❌
کیان الان ۱۹ ماه و ۱۶ روزشه و امروز روز چهارمه که کامل از شیر گرفتمش. قدیما می‌گفتن بچه حتماً باید تا ۲ سالگی شیر بخوره، اما اون زمان تنوع غذایی، مکمل و شرایط امروز وجود نداشت. الان اگر بچه غذاخور باشه، قطع شیر در ۱۹–۲۰ ماهگی کاملاً سالمه. بعد ۱۸ ماه بدن بچه آماده‌ست، وابستگی کمتره و هرچی به ۲ سال نزدیک‌تر بشیم قطع سخت‌تر میشه، پس صبر کردن تا ۲ سال مزیت خاصی نداره.
من قطع شیر رو پله‌ای انجام دادم، نه یهویی. اول شیر شب رو قطع کردم؛ بدون هیچ جایگزینی، فقط شام کامل که سیر بشه. بعد شیر روز رو قطع کردم؛ باز هم بدون جایگزین، فقط غذا، میوه و آب. الان ۴ روزه که کامل قطع شده و نه شیرخشک دادم نه شیر پاستوریزه. اگر بچه غذاخور باشه، وزنش خوب باشه و دندون داشته باشه، واقعاً نیازی به جایگزین شیری نیست. کیان الان ۱۶ تا دندون داره و وزنش اوکیه.
نکته خیلی مهم تو این مسیر خواب بود. خواب کیان از قبل روتین و ساعت مشخص داشت و این خیلی کمک کرد. امروز ۷ صبح بیدار شد، ۱۴ خوابید و ۱۵:۴۵ بیدار شد. قبل خواب نوک سینه رو مزه کرد، چون تلخ بود خودش ول کرد، یه کم آب خورد، قصه کوتاه گفتم و خوابش برد.
شب سوم سخت‌ترین شب بود؛ غر زد و دنبال همون حس آشنا می‌گشت، اما با بغل، نوازش، آب و قصه آروم شد. عقب‌گرد نکردم و شیر ندادم. شب چهارم خیلی آروم‌تر گذشت.
جمع‌بندی مامانونه: اگر بچه‌تون آمادگی داره، قطع شیر بدون جایگزین شدنیه. بدن مامان هم کم‌کم تنظیم میشه؛ سینه‌ها نه درد می‌گیرن نه خیلی سفت میشن، فقط آروم‌آروم می‌فهمن دیگه لازم نیست. اگه تو این مسیری، بدون تنها نیستی؛ سخت می‌گذره ولی می‌گذره 💚
مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه ی روز ۶ تا ۱۱ ترک شیر آنیا :

این چند روز واقعاً انقدر این تجربه خسته‌کننده و انرژی‌بر بود که بعضی شب‌ها دیگه حتی جون و حوصله نوشتن نداشتم تجربیاتم رو برای گروه بنویسم، ولی خلاصه‌ی روند روزهای ۶ تا ۱۱ رو یکجا می‌نویسم:

---

روز ششم:
این روز رو خونه مادربزرگم بودیم و مامانم و خواهرم هم اونجا بودن و خیلی کمکمون کردن. از شب قبلش شیر نخورده بود. صبح زود بیدار شد و درگیر بیرون رفتن و فعالیت بود. با اینکه صبح خیلی زود بیدار شده بود، تونست تا حدود ۴:۳۰ بعدازظهر بدون شیر دوام بیاره. یک بار عصر یه مقدار شیر خورد.

---

روز هفتم:
از ساعت حدود ۱۲ تا مدت طولانی خونه مادرشوهرم بود. حدود ۷:۱۵ رسیدیم پیش آنیا و تا اون موقع شیر نخورد. بعد از اینکه شیر خورد، حدود نیم ساعت هم دیگه سراغ شیر نرفت. این روز بیشتر در جمع و درگیر بازی و محیط جدید بود و همین باعث شده بود راحت‌تر بگذره.

---

روز هشتم:
خیلی چیز خاصی یادم نمیاد و تقریباً یه روز عادی و مشابه قبل بود. روند کلی همون ادامه پیدا کرد و بدون تغییر خاصی گذشت.

---

روز نهم:
تا حدود ۸:۱۰ شب بدون شیر دوام آورد. این روز یه مقدار خواب ظهرش سخت‌تر شد و با کمک بغل و تاب خوابش برد.

---

روز دهم:
تا حدود ۸:۳۰ شب شیر نخورد. کم‌کم مشخص بود که وابستگی به شیر برای خواب داره کمتر میشه و بیشتر با بغل و تکان آروم می‌گرفت.

---

روز یازدهم:
صبح با بی‌قراری شروع شد و کمی شیرکاکائو خورد و خوابید. بعد از اون تا حدود ۹ شب هم بدون شیر ب پایان رسید
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
همه میگن بچه رو کمتر از دوسال از شیر نگیر ولی به نظرم نمیشه یه نسخه رو برای همه پیچید
دختر من به شدت وابسته ی شیر بود ،توی طول رور کلا من همش یه سره داشتم شیر میدادم و بهم آویزون بود حتی سر سفره هم من غذا میخوردم دخترم رو پام داشت شیر میخورد،شبا هم که قشنگ 10 بار بیشتر بیدار میشد شیر میخورد حتی اگر سیرش میکردم و کلی به زور و بازی بهش غذا میدادم باید مثل پستونک تو دهنش بود،نگین چرا شیر شبو قطع نکردی چون من تمااام سعی خودمو کردم ولی نشد که نشد و برای دختر من تعریف نشده بود که صبحا میشه شیر بخوره و شبا شیر نمیتونه بخوره و اینکه کلا دخترم بدون شیر نمیخوابید یعنی کلا با سینه خوابش میبرد وشیر شب باعث خرابی دندونش داشت میشد و روی دندنش لکه افتاده ..
غذا هم یا کلا نمیخورد یا کم میخورد چون شکمش رو با شیر سیر میکرد و کلا بعد از یکسال و نیم وزنش به 9 کیلو هم نمیرسه😑😢
و اینکه من یکسال و هشت ماه بود آرزوی خوااااب داشتم و چون خودش شبا تا صبح شیر میخورد خواب آرومی نداشت و میگن بچه تو خواب رشد میکنه ولی حتی یک ساعت خواب عمیق نداشت😑
خلاصه دوست داشتم تا دوسالگی بهش شیر بدم ولی درحقش لطف که نمیکردم هیچ،باعث ظلم بهش داشتم میشدم چون بعد از یکسالگی هم اولویت با غذا هست نه شیر مادر
خلاصه یکسال و هشت ماه کامل شیر خورد و تصمیم بر این شد که اول یکسال و نه ماه ازش شیرو بگیرم و تماااام
و پنجشنبه صبح چسب زخم زدم روی سینم و یه تیکه از موهام رو چیدم و زیر چسب زخم وصل کردم و گفتم اوف شده ،شب اول خیلی گریه کرد ولی بعدش کم کم باهاش کنار اومد،الانم شبا یه بار بیدار میشه آب میخوره و میخوابه
با امروز شش روز هست شیرو قطع کردم و به شدت از کاری که کردم راضی هستم و بی نهایت از تصمیمم خوشحالم😍