۳ پاسخ

فکرکنم چرک خشک کن باید بخوری

من چون پسرم کلا کم شیر میخورد فقط شب بیچارم میکرد یهو قطع کردم...امروز سه روز شد دیگه فک منم یادش رفته...ولی هنوز شبا ناارومه و خوب نمیخوابه

منم همین مدلی قطع کردم

سوال های مرتبط

مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه روز چهارم ترک شیر آنیا :

امروز ساعت ۸:۳۰ بیدار شد. یه کم آب خورد و معلوم بود هنوز خوابش میاد. حدود ۹:۳۰ بدون شیر و بدون اینکه بغلش کنم خوابش برد. من جلو تلویزیون اوردم جاش رو انداختم وقتی بیدار شد چون میدونستم خیلی خوابش میاد و خودش رفت همونجا دراز کشید و خوابید. تا حدود ۱۱:۵۵ هم خواب بود.

بعد از بیدار شدن یه چیزی خورد و ناهارش رو هم خیلی خوب خورد که برای من اتفاق خیلی خوبی بود.

امروز تا ساعت ۱:۳۵ شیر نخورد. وقتی فهمید وقت شیر خوردنش رسیده، خیلی خوشحال شد و سریع اومد بغلم که شیر بخوره.

فعلاً حس می‌کنم چالش اصلی ما بیشتر وابستگی به شیر برای خوابیدن و آروم شدن هست تا خود گرسنگی.

با توجه به اینکه امروز تا ۱:۳۵ دوام آورد و بدون شیر خوابید، تصمیم گرفتم به جای اینکه مستقیم مرحله بعدی رو تا ساعت ۵ عصر ببرم، چند روز آینده آروم‌آروم جلو بریم و فعلاً ساعت شیر رو به حدود ۲ و ۳ بعدازظهر برسونم. بعد هم با توجه به واکنش دخترم تصمیم می‌گیرم مرحله بعدی چی باشه.

احتمالا دو روز دیگه برم تو فاز ساعت ۵

برای خوندن روشی که دارم برای ترک شیر استفاده میکنم به تاپیک های قبلیم مراجعه کنید
مامان ماهان مامان ماهان ۱ سالگی
سلام صبحتون بخیر
خانما من پسرمو دارم از شیر میگیرم
روش تدریجی و شروع کردم . خیلیییی زیاد وابسته سینه بود خواب روز و شبش با اون بود فقط زیر سینه میخوابید
۱۷ روزه شروع کردم، اول ۴ روزصبح از وقتی که بیدار میشد تا ظهر شیر ندادم ( اینم بگم ک دم ب دقیقه میومد شیر میخورد حتی بعد اینکه غذاشو خورده بود)
بعد دوباره ۴ روز از صبح تا ۷. ۸ شب نمیدادم
۴ روز هم از وقتی ک صبحا بیدار میشدتا خواب شب ندادم موقع خواب میخورد تا صبح هر وقت ک دلش بخواد .
اون تایمی ک تایین کرده بودم تموم ک میشد هر وقت شیر میخواست میخورد
بعد الان چند روزی هم هست ک دیگه وقتی میخواد بخوابه نمیزارم زیر سینه بخوابه یا تو تاب یا تو بغل میخوابه بعد شبا ک دو یا سه بار بیدار میشه تو عالم خواب شیر میخوره . امشبم خیلی بهونه و بی قراری کرد تا خوابش ببره یک ساعت پیش هم بیدار شد یزره خورد کشید عقب اما بازم میخواست ندادم ک بخوره تا همین چند دقیقه پیش فقط گریه کرده . حتی اجازه نمیداد بغلش کنم یا بهش دست بزنم بدتر جیغ میزد اجازه نداد بزارمش تو تاب براش شیر پاستوریزه و اب اوردم هیچکدومو نخورد میگفت دراز بکش پیشم شیرخودتو بخورم . خیلی ناراحت میشم براش خیلی مظلوم گریه میکنه
راهکاری دارید چیکار کنم ک یادش بره ؟
جیگرم کباب میشه براش اما کلی اذیت شدیم هردو نمیخوام زحمتامون ب باد بره
شیر خشک
فرزند پروری
پوشک
رفلاکس
کولیک
عکس برا الان نیست الان زمین خوابیده
مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه ی روز ۶ تا ۱۱ ترک شیر آنیا :

این چند روز واقعاً انقدر این تجربه خسته‌کننده و انرژی‌بر بود که بعضی شب‌ها دیگه حتی جون و حوصله نوشتن نداشتم تجربیاتم رو برای گروه بنویسم، ولی خلاصه‌ی روند روزهای ۶ تا ۱۱ رو یکجا می‌نویسم:

---

روز ششم:
این روز رو خونه مادربزرگم بودیم و مامانم و خواهرم هم اونجا بودن و خیلی کمکمون کردن. از شب قبلش شیر نخورده بود. صبح زود بیدار شد و درگیر بیرون رفتن و فعالیت بود. با اینکه صبح خیلی زود بیدار شده بود، تونست تا حدود ۴:۳۰ بعدازظهر بدون شیر دوام بیاره. یک بار عصر یه مقدار شیر خورد.

---

روز هفتم:
از ساعت حدود ۱۲ تا مدت طولانی خونه مادرشوهرم بود. حدود ۷:۱۵ رسیدیم پیش آنیا و تا اون موقع شیر نخورد. بعد از اینکه شیر خورد، حدود نیم ساعت هم دیگه سراغ شیر نرفت. این روز بیشتر در جمع و درگیر بازی و محیط جدید بود و همین باعث شده بود راحت‌تر بگذره.

---

روز هشتم:
خیلی چیز خاصی یادم نمیاد و تقریباً یه روز عادی و مشابه قبل بود. روند کلی همون ادامه پیدا کرد و بدون تغییر خاصی گذشت.

---

روز نهم:
تا حدود ۸:۱۰ شب بدون شیر دوام آورد. این روز یه مقدار خواب ظهرش سخت‌تر شد و با کمک بغل و تاب خوابش برد.

---

روز دهم:
تا حدود ۸:۳۰ شب شیر نخورد. کم‌کم مشخص بود که وابستگی به شیر برای خواب داره کمتر میشه و بیشتر با بغل و تکان آروم می‌گرفت.

---

روز یازدهم:
صبح با بی‌قراری شروع شد و کمی شیرکاکائو خورد و خوابید. بعد از اون تا حدود ۹ شب هم بدون شیر ب پایان رسید