دخترکم، هانا جانم 🥹💖، زیباترین دارایی‌ ما 🌸✨

یک سال گذشت از روزی که پا به دنیامون گذاشتی…
روزی که با اومدنت، زندگی ما رنگ و بوی تازه گرفت و خونه‌ی کوچولومون پر از نور و شادی شد 🌞🎈
از همون لحظه‌ی اول، شدی قشنگ‌ترین دلیل لبخندهای ما 😍
و از اون روز، هر خنده‌ی تو مثل زیباترین موسیقی برای قلب ما بود 🎶💛

این یک سال پر بود از اولین‌ها؛
اولین لبخندت 😄، اولین دندون کوچولوت 🦷، اولین کلمه‌ت 🗣️ و اولین قدم‌های لرزانت 👣
هر لحظه‌ش برای ما مثل یه معجزه بود ✨
با هر نگاهت عاشق‌تر شدیم ❤️
با هر بوسه‌ی کوچیکت 😘 آرام‌تر
و با هر بغل‌کردنت 🤗 خوشبخت‌تر

فرشته‌ی کوچولوی ما 💕
امروز، در اولین سالروز تولدت، تمام دنیا برامون یه معنی داره: «تو» 💖
تو زیباترین رویای مشترک ما هستی 🌸
معجزه‌ای که هر روز خدا رو برای داشتنش شکر می‌کنیم 🙏✨

تولد یک سالگیت مبارک نازدارم 🥺🎂💖🎉
☣༻𝟏𝟒𝟎𝟑/𝟎𝟔/𝟏𝟕༻☣
بماند ب یادگار تولد یک سالگی قندم🥺❤️
یک سالی ک مثل برق و باد گذشت🥺🌬
#دندان
#پوشک
#نوزاد
#بارداری
#زایمان

تصویر
۷ پاسخ

عزیزم درخواست میدی

ای خداااااا
کاش دیگ بچها توی همین سن و سال بمونن
کاش ایقدر زود همچی نگذره 😍😍😍
مبارکه عزیزم خدا حفظش کنه هانا گلی رو🩷🩷🩷🩷

عزیززم😍😍
تولدش مبارک

تولدش مبارکتون گلم❤️

هانا خوشگل خاله💓 مبارکه تولدش عزیزم💓⚘️

تولدش هزاااران بار مبارکش تولد یه سالگی پسرمنم امروزه

ای جونم عزیزم😍تولدش مبارک

سوال های مرتبط

مامان 💖مهرسانا💖 مامان 💖مهرسانا💖 ۱۵ ماهگی
مهرسانای عزیزِ مامان 🤍
یک سال از روزی که با آمدنت دنیای من رنگ دیگری گرفت گذشت…
یک سال از اولین نفس‌هایت، اولین گریه‌ات، اولین لبخند شیرینت 🥹✨
دخترکم…
تو فقط یک سال بزرگ نشدی،
من هم با تو مادر شدم، صبورتر شدم، عاشق‌تر شدم…
از همان لحظه‌ای که برای اولین بار بغلت کردم، انگار قلبم بیرون از وجودم شروع به تپیدن کرد…
تو فقط بچه‌ی من نیستی،
تو آرامشِ دلِ منی، دلیل لبخندهای منی، قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی 🤍
این یک سال، با همه‌ی بی‌خوابی‌ها و خستگی‌هایش، شیرین‌ترین سال عمرم بود چون تو کنارم بودی…
هر خنده‌ات جان دوباره بهم داد، هر بغل کوچکت دنیایم را آرام کرد 🌱
امروز که یک ساله شدی،
من هنوز همان مادری‌ام که شب‌ها صورتت را نگاه می‌کند و خدا را برای داشتنت هزار بار شکر می‌کند…
الهی همیشه بخندی دختر نازم…
الهی هیچ غمی توی دلت ننشیند…
الهی من همیشه باشم تا پناه امن قلب کوچولویت بمانم 🤍
تولدت مبارک نفسِ مامان 🎂✨
دوستت دارم بیشتر از تمامِ دنیا…
مامان رادمان مامان رادمان ۱۲ ماهگی
امروز تولد رادمانه... و تولد دوباره‌ی من. 🤍
یک سال پیش، درست همین روز، فقط یک پسر به دنیا نیومد... یک مادر هم متولد شد.
دوازده ماه پیش، وقتی صدای اولین گریه‌ات توی اتاق پیچید، انگار دنیا برای همیشه قبل و بعد از اون لحظه تقسیم شد. از همون ثانیه فهمیدم که دیگه هیچ‌وقت آدم سابق نمی‌شم.
یک سال گذشت... سالی که پر بود از شب‌های بی‌خوابی، نگرانی‌های بی‌پایان، اشک‌های یواشکی، خنده‌های از ته دل، اولین لبخندت، اولین دندونت، اولین قدم‌هایی که برای رسیدن بهش لحظه‌شماری کردم...
بارها خسته شدم... بارها به خودم شک کردم... اما هر بار که نگاهم به تو افتاد، دوباره جون گرفتم.
تو فقط بزرگ نشدی رادمان... من هم کنار تو بزرگ شدم. صبورتر شدم، قوی‌تر شدم، عاشق‌تر شدم.
امروز که یک ساله شدی، بیشتر از هر چیزی به خودم افتخار می‌کنم؛ نه چون بی‌نقص بودم... چون با تمام خستگی‌ها، ترس‌ها و سختی‌ها، هر روز تمام تلاشم را برای مادر خوبی بودن کردم.
تولدت مبارک، تمام دنیای من... ممنون که با اومدنت، به زندگی من معنی تازه‌ای دادی.
و تولد دوباره‌ی من هم مبارک... روزی که فهمیدم مادر شدن فقط به دنیا آوردن یک بچه نیست؛ تولد نسخه‌ای از خودته که تا قبل از اون روز، حتی نمی‌شناختیش. 🤍✨
با تاخیر
۱۴۰۴/۵/۱۶