۳ پاسخ

خیر قدم باشه.
کجا زایمان کردی عزیزم؟

منم از خوبی زایمانم میتونم بگم قربون همسرم برم ک از ۳ سانت ک دهانه رحمم باز شد کنارم بود تا زمانی ک فول شدم و رفتم برای زایمان 😅❤️

ماما همراه عالیه واسه معاینه و اینچیزا

سوال های مرتبط

مامان ماهلین مامان ماهلین ۱ ماهگی
ماما شیفت. ماما. بد اخلاق اومد. پیشم گفت ت تا فردا هم زایمان نمیکنی اصلا قیافت نمیخوره درد داشته باشی اشتباه گفتن ت 6سانتی. گفتم یا ابوالفضل. بااین من چه جوری بگذرونم. نا امید شدم بود که دیدم ماما همراه اومد گفت عوض کردم. چه. شانسی داری. ماما شیفت دوستم هست همه اتاق ها چند نفره بود. ولی ما رفتیم توی اتاق. کسی جز ما نبود سرم وصل کرد آمپول فشار زد نوار قلب وصل کرد. اونا داشتن با هم حرف میزدن منم. توی خودم همش ذکر میگفتم ساعت 4بود ما ما همراه به ما ما شیفت گفت بنظرت تا یک ساعت دیگه زایمان می‌کنه. ماما شیفت گفت اره ماشاالله خیلی دختر صبور با تحملی هست. ماما همراه برام نوک سینه هام ماساژ میداد ماما شیفت گفت من میرم. برای معاینه هم خودت انجام بده کسی پرسید میگم خودم انجام دادم بعد چند دقیقه ماما همراه در بست اومد معاینه کرد گفت 7سانتی میخای بیای پایین ورزش کنی گفتم آره رفتم اسکات زدم. موقع درد کمر ماساژ میداد که عالی بود. بعد 20دقیقه گفت دراز بکش معاینه کنم تا رفت دست کش بپوشه حس ادرار داشتم حس باد معده داشتم خیلی میترسم که بگوزم گفتم دست شویی دارم میخام برم دست شویی گفت مدفوع یا ادرار گفتم ادرار گفت همین جا ادرار کن عیب نداره. ولی ادارم نمیومد. معاینه کرد 8سانت بودم. کیسه آب پاره کرد انگار یه سطل آب داغ ریختن وسط پام بعد چند دقیقه گفت بیا پایین که ورزش کنیم هر چی پرسید بگو ماما شیفت کیسه آب پاره کرده نگی من کردم گفتم گفت چون ممنوع. هست گفتم. باشه. دردام شدید شده بود گفت موقع درد زور بده به پایین. از ترس گوزیدن زور نمیزدم آخر گفتم میشه برم توی دست شویی بشینم زور بزنم. رفتم. خبر نه از ادار بود نه مدفوع نه چیز دیگه.
مامان حلما👼💖 مامان حلما👼💖 ۷ ماهگی
پارت سوم:
،روز بعدش همچنان این درارو داشتم نامنظم بود ولی شدتش بیشتر شده بود که ماما گفت میخوای برو بیمارستان من زنگ میزنم بشون میگم معاینه ت کنن ببینیم چن سانتی که ظهر رفتم دوسانت و نیم بودم بهم گفتن شکم اول انقد بستری نمیکنیم باید بازتر بشی برو پیاده روی کنی ورزش کن تو خونه دردات منظم شدن بیا .. باز شب دردام بیشتر شده بودن رفتم بیمارستان باز گفتن بازتری شدی ولی درحد بستری نیستی دردات منظم نیستن
دوباره رفتم خونه چن بار دوش آب گرم گرفتم مامانم اومده بود پیشم با هربار انقباض ماساژم میداد شوهرمم تو ورزش کمکم میکرد و کنارم بودن.. خلاصه کلی اسکات ، سجده ، چمباتمه و پله رفتم با اینکه حین انقباض سخته ولی خیلی کارسازه .. روز بعد دردام منظم شده بود از صبح تا ظهر شده بود هر ۱۰ دقیقه که ماما گفت بیا مطبم معاینه ت کنم بعدازظهر رفتم حین انقباض معاینه تحریکی کرد که خیلی تاثیر داشت گفت ۳ سانتی عالیه بهم آبزن داد گفت برو اینو بجوشون بعد بریز تو اب گرم خودت بشین توش یه نیم ساعت بعدم بیا بیمارستان که بستریت کنیم ..
تاپیک بعدی
مامان سبحان و محدثه مامان سبحان و محدثه هفته هفتم بارداری
پارت سوم

ساعت دو نیم بود که ماما گفت هشت سانت شدی
همسرم تماس گرفته بود و داشتیم صحبت می‌کردیم از ماما پرسیدم گفت چهل دقیقه دیگ بچه بدنیا میاد
ومن خوشحال که ازین وضعیت خلاص میشم
،منتها هرچی می‌گذشت دهانه رحمم بازتر نمیشد ساعت سه بود که ماما همراهم با همسرم صحبت میکرد و هماهنگ کرد همسرم بیاد پیشم
همسری ک اومد خیلی خوب بود انگار استرسم رفت یجور دلگرمی بود برام
من به ماما گفته بودم بخیه نخورم زایمان اول برام خیلی زیاد بود و اذیت شدم
بخاطر همین ماما بچه رو فشار نمیدادن که بیاد بیرون روند طبیعی شو طی کرد
درد زایمان هیچ نداشتم
و فقط پاهای بچم بسمت دنده هام بود خیلی اذیت میشدم و فشاری ک میورد درد میکرد
خلاصه ساعت ۵:۳۰بچم بدنیا اومد گذاشتن رو سینم ...
نمیدونم چرا بدون اینکه بخام فقط گریه میکردم
همسرمم پیشم بود .
و کلا دو تا بخیه خوردم از بیرون
چندتا هم از داخل که ماما بهم نگفت .
ولی در کل زایمان خیلی خوبی بود ،اگه ترس از طبیعی دارید و شرایط سزارینم ندارید حتما اپیدورال و انتخاب کنید ،هزینش‌ اصلا سنگین نیست .
بیمارستانی که من بودم میگفتن میتونم از طرح رایگان استفاده کنم .ولی بیمه داشتم از همون بیمه استفاده کردم .
امیدوارم براتون مفید باشه.اینم از تجربیات من ،😍❣️