سلام مامانای گل یه چیزی میگم ولی بهم نخندینا توروخدا
امروز سوگند توی کتابش ک عکس کیک بود داشت بازی میکرد مثلا دستشو میبرد سمت کتاب بعد می اورد سمت دهنش میگفت هام یهو دیدم گریه کرد دیدم لب بالاییش زخم شده و خونی شده نمیدونم چرا یهو اینطور شد
بعد عصری گذاشته بودمش روسینک داشتم ظرفارو میشستم تموم شده بودم فقط مونده بود ک سینک رو‌تمیز کنم شوهرم صدام زد دوباره دیدم سوگند گریه میکنه انگار پاشو باچاقو بریده بودن زخم شده بود ولی سطحی بود سینک رو‌نگاه کردم چیزی نیود ک بشه باهاش زخم کرد اونطوری
بعد شب بردم توی سینک دیتشو بشورم پایین اوردنی یهو انگشت شصتشو گرفت انگار ک‌یهو دردش اومد ولی توجه نکردم یکم بعد دیدم دوباره انگشتش زخم شده وداره خون‌میاد بگم به جایی از سینک خورده ولی دوباره رفتم دیدم همچین جایی نبود ک امگشتش بریده بشه
نمیدمنم چرا حس میکنم یه موجود ماورایی داره باهاش اینکارو میکنه😑😑😑واقعا دیگه دارم میترسم نمیدونم خنده داره یا ن‌ولی من میترسم

۱۳ پاسخ

مواظبش باش تنهاش نزار

عزیزم احتمالا یکی از ناخناش بلند شده تیزه که لبشو پاره کرده چون میگی دستشو میبرد سمت دهنش اینجوری شد

من اعتقادی ندارم بع این چیزا

پس من صورت و دماغ خودشو داغون کرده بود پراز زخم وقتی دیدم کناره ناخنش بلند بوده

اگه بهش ایمان داری یه قران بزار بالا سرش صلوات بفرست خدا کمکش میکنه

لبه ورق سینک تیزه. اون قسمت که تا شده رفته زیر. دختر منم چندبار دستشو بریده با اونجا یکبارم برادرزادم دستشو برید

عزیزم آیت الکرسی رو هفت مرتبه بخون به هفت جهت بالا پایین چپ راست همه جا فوت معجزشو میبینی قرآن با صدای بلند بخون نباید اینجوری باشه درسته خیلیا میگن به اینچزا اعتقاد ندارم ولی هستش اگه میتونی برو پیش یه دعا نویس هرچهار گوشه خونتون قرآن بزار

عزیزم احتمالا ب جایی خورده خودت متوجه نشدی

منم اول این فکر و کردم بعد نگو گوشه ناخنش میزنه به پاش اینجوری میشه

هرز امام جواد براش بگیر یا قرآن کوچولو براش بگیر تو گردنش آویزون کن

این دعا بخون،، اعوذ بکلمات الله تامة من کل شیطان هامة ومن کل عین لامة،، سه بار صبح س بار شب،،

اره عزیزم قران ازش دور نکن با گوشیت صوت قران دانلود کن بزار تو خونه پخش بشه

صدقه مرتب می دی واسش.

سوال های مرتبط

مامان گیلاس مامان گیلاس ۵ ماهگی
۳روز پیش نامادری شوهرم خونه آقاش بود و پدرشوهرم و شوهرم بیرون بودن فق منو بچم بودیم و داشتم ظرف میشستم آیهانم گذاشته بودم داخل کالسکه و پامو روش گذاشته بودم ک نیوفته یا ب چیزی بخوره ایهان یوم و گریه کرد اومدم بلندش کنم دیدم کالسکه از پایین پر خون هس مردم و زنده شدم بچمو کلی گشتم ،بردم حمومش دادم اینقد نگا کردم ک کجاش زخم شده ولی هیچ اثری نداشت شیرشو دادم و خوابوندمش رفتم ک لباساش و پتویی ک گذاشته بودمش روش موقع حموم رو بشورم یهویی اب ب انگشت کوچیک پام خورد تیر کشید نگا کردم دیدم عهه انگشتم ی زخم عمیقی خورده و کلی خون ازش میومد و درد میکنه اینقد ناراحت شدم ک موقعی ک پامو گذاشته بودم رو کالسکه یهو آیهان خودشو هول داد و انگشتم رو برید دردم گرف ولی از بس هواسم ب آیهان هس اصلا ب خودم توجه نکردم من یادمه ک یهو انگشتم درد گرف ولی نگاش نکردم چرا نمیدونم حت موقع حموم دردم میکرد ولی نگاش نمیکردم بعدا دیدمش
همش تقصیر شوهرمه بخاطر یه هفته پیش اینجوریا رف خونه خواهرش و خواهرش بهش گف بچت رو بیار اونم اومد ببره من زورم اومد بخاطر نزاشت ببریم دکتر ک اخرش بردیم توی تاپیک های قبل گفتم ک چی شده سر موضوع مریضی و دکتر آیهان بعد بهش گفتم میخواد بخوابه ولی نخوابید
بقیشو پایین میزارم