تجربه زایمان من 😍 پارت اول
بلاخره وقت کردم بیام اینجا و براتون بنویسم امیدوارم بدرد تون بخوره
برای سونو وزن ک رفتم بیمارستان نیکان اونجا تاریخ تقریبی زایمان رو نوشت ۲۴ مرداد گفت رشد نی نی دو سه هفته ایی جلو تر هست وگرنه که طبق ان تی تاریخ زایمان هشت شهریور بود - از اونجایی که صد در صد نیتم سزارین بود و اصلا دلم نمیخواست تحت هیچ شرایطی طبیعی زایمان کنم رفتم پیش دکترم(زینا افراسیاب) و گفتم خانم دکتر این سونو برای من نوشته ۲۴ مرداد لطفا شما نامه سزارین برای ۲۳ مرداد بدید من میترسم که یهو بچه بیاد تو کانال و دیگ نتونم سزارین کنم و اینک اصلا دوست ندارم ک زایمانم یهویی و بدون برنامه ریزی بشه
ولی دکترم قبول نکرد و گفت حتما باید ۳۸ هفته و ۳ روز باشی تا سزارین کنم زودتر امکانش نیست مخصوصا اینک بچه ات پسر هم هست (!)
دیگ از من اصرار و از دکتر انکار بهم برای ۲۸ مرداد که می‌شد ۳۸ هفته و سه روز نامه داد بعدم گفت وزن بچه ات الان ۳.۵۰۰ /۳.۶۰۰ هست این مدت ماکارانی و نون و برنج رو خیلی کم کن

۷ پاسخ

چرا گفت ماکارونی و نون و برنج نخور مگ برا سزارینم نباید وزن زیاد باشع؟

انشاالله ک ب سلامتی بزرگش کنی و تو کاراتم موفق باشی
شمارتو توی پی وی میزاری من ب وکیل نیاز دارم

عزیزم‌ پس وکیل هستی

کانال ینی لگن؟اگر نانه ام داشته باشیم مارو میبرن طبیعی؟

۰۰۰۹۹

خدا نینی کوچولوتو حفظ کنه منم میخوام سزارین بشم
هر چقد به دکترم میگم بهم نامه بده از الان تا ۳۸هفته میگه فعلا زوده خودمم میترسم بچه زودتر بیاد اخه طول سرویکسم کوتاه بود

عکس نینی رو بفرست اون روز ک گفتی دارم میرم بیمارستان بهت گفتم بفرست

سوال های مرتبط

مامان جوجو 😶‍🌫️ مامان جوجو 😶‍🌫️ ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان من پارت اول
من بارداری راحتی داشتم و خدا رو شکر همه چیز در سلامتی گذشت.هفته ۳۹ رفتم معاینه داخلی تحریکی، دکتر گفت آماده نیستی برو هفته دیگه بیا. من کل بارداری برای زایمان طبیعی خودم و آماده کرده بودم و پسرم بچه اول من هست. من ایران نیستم، و اینجا تا ۴۰ هفته ات پر نشه هم اجازه سزارین نمیدن ظاهرا.
خلاصه من رفتم هفته بعد برگشتم، گفت هنوز آماده نیستی، برات نوبت بزاریم بیمارستان که القای زایمان کنیم یا سزارین بشو . من آدم بیمارستان و جراحی نیستم و خیلی از سزارین میترسیدم، گفتم یه سونو آخر منو بفرست ببینم وزن بچه ام چقدره چون ۳۷ هفته ۳۸۰۰ بود، تا بتونم بهتر تصمیم بگیرم.
همون روز رفتم سونو و بله شازده وزنش بالای ۴ کیلو بود، همونجا خانم سونوگرافی گفت شک نکن برو سزارین. دیگه خودم و شوهرم و مهمتر دکترم به این نتیجه رسیدیم که زایمان پرریسکیه و دکتر گفت بهترین گزینه سزارین هست چون درد و میکشی و شانس طبیعی پایینه در نهایت ۹۰ درصد سزارین اجباری میشی و برای خودت و نی نی هم چالش و ریسکش بالاس.
برای ۴۰ هفته و ۱ روز که بشه ۲۱ فروردین نوبت سزارین من شد ساعت یک ربع به ۱۰ صبح به وقت اینجا.
#زایمان #سزارین
مامان مهوا 👼🏻🌸 مامان مهوا 👼🏻🌸 ۴ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت اول

من تقریبا از ۱۶ هفته جفتم پایین بود و کاملا سرراهی،دکترم گفت اگه اینجوری پیش بره تا آخر بارداری سزارین میشی ولی فعلا صبر کن تا ۳۱ هفته که میری سونوی وزن همه چی مشخص میشه.
۳۱ هفته رفتم سونو وزن دکتر سونو قبل از اینکه سونو کنه گفت احتمال زیاد جفتت رفته بالا ولی وقتی دستگاه رو گذاشت همون اول گفت باید سزارین بشی جفتت هیچ تغییری نکرده،خیلی استرس گرفتم چون زایمان اولم طبیعی بود و این یکی قرار بود سزارین باشه .
خلاصه جواب سونو رو بردم پیش دکترم،دکتر منو فرستاد یه بیمارستان دولتی پیش یه دکتر دیگه چون وضعیتم خطرناک بود و دکترم گفت به ما اعلام شده مامانایی که وضعیتشون اینجوری فقط بفرستیم فلان بیمارستان

من رفتم بیمارستان دکتر برام ۳۴ هفته سونو نوشت که وضعیتم چک بشه و ختم بارداری بهم بدن .۳۴ هفته رفتم سونو که متاسفانه بازم جفتم تغییر نکرده بود و دکتر ۳۷ هفته بهم ختم بارداری داد

ادامه پارت بعدی می‌زارم ♥️
مامان الینا مامان الینا ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
من هفته 37 رفتم دکتر برای معاینه لگن و دکتر گفت لگنت محدوده و برای زایمان طبیعی خیلی سخت میشه و فک میکنم نتونی اصلا
و پرسید که مامانم چجوری زایمانی داشته گفتم طبیعی ولی خیلی سخت
که گفت احتمالا توهم نتونی و سخت بشه
گفتم خب نامه بزنین برای سزارین گفت نمیشه فقط من بگم سزارین
و ماما های بیمارستان هم باید تایید کنن وگرنه میشه سزارین اختیاری
خلاصه بهم گفت که 15 شهریور برم بیمارستان و معاینه بشم اگه تایید دوتا ماما بود میاد برای سز
رفتم تریاژ و معاینه کرد و تایید کرد که لگن محدوده
و گفتن بستری بشم که مامای بخش زایمان هم تایید کنه
که گفت نه لگن خوبه و میتونی طبیعی😐
خلاصه زنگ زدن ب دکترم و گفتن باید طبیعی زایمان کنی
دکتر هم چون میدونستم واقعا نمیتونم و نمی‌تونست مستقیم بگه که نمیتونه گفت باید باز سونو بشه و نوار قلب بگیرین
خلاصه رفتم سونو و وزن بچه 3800 بود و دیگ قطعا من طبیعی نمیتونسم
که از اونجا دیگ گفتن برو برای عمل ,🤗
مامان نورسا ✨ 🎀 مامان نورسا ✨ 🎀 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان سزارین پارت 1
(زایمانم کاشان بیمارستان میلاد بود)
من از اول دوست داشتم سزارین بشم چون از طبیعی به شدت میترسیدم و اطرافیان هم هیچکدووم خاطره خوبی از طبیعی نداشتند
ولی از طرفی دکترم دکتری بود که اصلا زیرمیزی نمیگرفت که سزارین کنه و فقط موافق طبیعی بود البته اگه مشکلی میبود سریع سزارین انجام میداد ولی من گفتم اصلا نمیخام درد طبیعی رو تجربه کنم
از اول بارداری هم هر جلسه بهش گفتم و هربار نه حرفامو تایید میکرد نه رد می‌کرد فقط میگفت تا آخر ببینیم چی میشه 😢
تا اینکه بهم گفت تاریخ 30تیر برم بیمارستان که 38 هفته و 3 روز بودم رفتم زایشگاه اونجا معاینم کرد(هرچند نمیخاستم معاینه بشم ولی گفت باید ببینم شاید برای زایمان اماده باشی) خلاصه بزور معاینه شدم و رحم بسته بسته بود انقباض هم طبق ان اس تی نداشتم و گفت برو 2 مرداد 38 هفته و 6 روز بیا میلاد
گفتم برا سزارین؟؟ گفت بیا ببینیم چی میشه
به امید سزارین رفتم میلاد( از شب قبل هم چیزی نخورده بودم که عمل بشم) اونجا ماماها پروندمو اماده کردند و همش هم غر میزدن که نشونه زایمان نداری چرا دکتر ختم داده و اینا و پرسیدند صبحانه خوردی گفتم آره نون و پنیر 😂😂 که نفهمند برا سزارین اومدم و خودم میخام سزارین بشن
دکتر هم اومد و گفت من پایه و تولد بچتون رو بر اساس دروغ و حرام نمیزارم که الکی بنویسم مشکل داشتی و سزارین شدی
سرم فشار باید بزنید اگه مشکلی پیش بیاد میبرم سزارین منم انکار که نه من نمیخام سرم فشار ولی گفتند حداقل پنج شش ساعت باید درد بکشم تا با دلیل سزارین بشم
اتاق زایمان طبیعی و صندلی معاینه بنظرم خیلی وحشتناک بود فقط میخاستم زودتر از اون اتاق بیام بیرون😑