۲ پاسخ

الهی اون آهنگ هارو پاک کن که یاد آور روزهای تلخ نباشه و آهنگ جدید و حتی قرآن صوتی که خیلی آرامش بخش گوش کن و ازلحظه لحظه بزرگ شدن دخترت لذت ببر همه همینن خودت باید برا خودت شادی بیاری قربونت بشم

نبود بقیه رو هیچوقت فراموش نکن .منم تقریبا شرایط شمارو داشتم فقط من خارج رحمی بودم دوبار و تنها بستری تو خونم نیامد کسی فقط شوهرم بود

سوال های مرتبط

♛بانوی صبــور♡๛ ♛بانوی صبــور♡๛ قصد بارداری
بعد دختر اولم،۴ سالش بود ، شوهرم میخواست تنهایی بره کربلا،چند روز بود حالم بد بود، تست زدم دیدم بله ناخواسته باردار شدم ، چون خونه مادرشوهر زندگی میکردم و مخالف بودن با بچه دوم ما ، من هم ناراحت از اینکه وای خدا چکار کنم.خلاصه شوهرم رفت کربلا و برگشت قرار شد بریم سونو دیدم افتادم لک ، مجدد ازمایش رو تکرار کردم بتا خیلی خوب رشد کرده بود ولی نموند ، خیلی ناراحت نشدم 🥲..گذشت دوسال بعد خونه دار شدیم به خواسته خودمون اقدام و ماه اول اقدام باردار شدم ، خوشحال که وای دوباره مامان میشم و یه بچه اردیبهشتی خواهم داشت 😍رفتم دکتر یه خانمه هم با من تو مطب بود. اون به دکتر گفت : خانم دکتر من هرچی اقدام میکنم باردار نمیشم ...!
نوبت من شد انگار یه حسی تو دلم بود، سریع به دکتر گفتم اره من باردارم و ماه اول اقدام باردار شدم😌بعد نگاه کردم به اون خانومه دیدم نگاه کرد به من ...🥺
دکتر گفت خب هزار ماشاالله اینو جایی نگو 🫠
ادامه اش تو تاپیک چون جا نمیشه 👇🏻👇🏻👇🏻
مامان شدم مامان شدم هفته سی‌وهشتم بارداری