🔺(تجربه عمل هموروئید)🔺
خب من مادرم ۶ماه پیش عمل کرد و سختش بود اما زودی شروع کرد ب کارای روزمره،من کلا نمیخواستم عمل کنم و مدنظرمم لیزر بود اما یک ماهه ک جز هموروئید شقاق هم اضافه شد و دردش وحشتناک بود مجبور شدم باوجود بچه برم سراغ عمل پرس و جو کردم گفتن عمل جراحی بهتره هرچند چه جراحی چه لیزر اگه مراقبت نکنم برمیگرده من چون مادرمو دیده بودم فک کردم مثل اون راحته ،خلاصه براتون بگم تروخدا تروخدا تروخدا اگه دچارش نیستید نزارید یبوست بشید و مراقب تغذیه تون باشید اگه دچارشید و عود نکرده مواظب باشید ،من عمل کردم کرمانشاهیا شاید بشناسن دکترم ناهید صوفی و بیمارستان بیستون،خود عمل ک کار ۱۰ دقیقه بود و اصلا نفهمیدم بیهوشی از کمر شدم و ۴ساعت بعد عمل بی حسیم رفت دردا شروع شد شب بیمارستان بودم دردام با مسکن هم خوب نشد تا اینکه مخدر برام زدن تونستم دوسه ساعتی اروم شم ولی باز نصفه شب اومد سراغم خلاصه صبش شد گفتن بشین داخل لگن اب و بتادین ۲۰ دقیقه ای نشستم و پرستار گف پاشو ک گاز رو دربیارم بچه ها چشام دراومد وای الان روز سومه عمله یادش میوفتم بدنم میلرزه، دوسه ساعت بعد ترخیص شدم و الان بعد ۳روز درد انچنانی ندارم واقعیتش درد قبل عملم بیشتر بود حتی مدفوع اول ب اندازه قبل عملم درد نداشت اذیتم بچم رو نمیتونم بگیرم و کارروزمره هم نمیتونم انجام بدم ولی اگه باز به قبل برمیگشتم بازم انجامش میدادم چون دردای گذشتم واقعا عاجزم کرده بود

۹ پاسخ

عزیزم منم ناهید صوفی دکترمه
گفته فعلا عمل نمیخاد اگه رعایت کنم ...ولی از عملش راضی هستین؟ کارش خوبه؟خیلی استرس عملو دارم
دردش زیاده؟

منم دقیقا ۴ تیر عمل کردم تا ۴ شهریور شد که خوب شدم وای خیلی سخته موقع دفع من لیزر کردم

من همورویید دارم ولی خداروشکر یبوست نیستم ولی اگه بشم خون میشه و زخم

چن وقت پیش شدم مرتب شربت ملین خوردم خوب شدم

درد وخنریزی و یبوست نداشته باشیمم عمل میخاد؟

وای عزیزم چقداسترس گرفتم منم چن وقته اذیتم فک‌کنم بواسیر فردانوبت دکترگرفتم خیلی هم میترسم هم استرس دارم

من دارم کاری بهم نداره میترسم‌از عملش چون یکی برام‌تعریف کرد گفت سخته برا من یبار با دارو‌کلا کوچیک شد اما مرتب استفاده نکردم

منم دارم ولی میترسم خیلی بده همش درعذابم

عزیزم من تو دوران حاملگی یبوست داشتم یکمی بواسیر برام ایجاد شد بعد از بارداری دیگه یبوست نداشتم خارش دارم شما خارش هم داشتی؟

از سزارین بدترع ؟

انشاالله که زودتر خوب بشی عزیزم. پسر جاری من ۱۴ سالشه چند ساله یبوست داره هی به مامانش گفتم ببر دکتر ...نبرد ....حالا دیروز بردیم دکتر گفت شقاق 🫥یعنی بدون جراحی خوب نمیشه؟فعلا بهش دارو داد گفت ۳ روز دیگه بیا ...زیاد درد نداره ترشح داره و میگه یچیزی از مقعدم زده بیرون ....

سوال های مرتبط

مامان سید علی مامان سید علی ۱۲ ماهگی
پارت سیزدهم
پارت اخره ولی هنوز قصه ادامه داره
پسرم مرخص شد دکترا گفتن سعی کردم جوری عملش کنیم ک باز تکرار نشه،۲۹شهریور وقت چکاپش بود
باز باید عکس میگرفت ببینن همه چی سرجاشه یانه
و خب متاسفانه پسرم باز رودش اومده بالا نکته مثبت ماجرا اینه هنوز حاد نشده ولی باید عمل شه چون تاالان ۸تا عمل سنگین داشته جراحی خطرناکه دکتر گفته حدااقل باید تا ۶ماه صبر کرد تا هم از جراحیاش بگذره هم بزرگتربشه
من دلم میخواد این سریم معجزه ای بشه و کلا عمل نخواد حقیقتا دیگه نمیکشم بفرسمش اتاق عمل تمام تنش زخمه هرگریه ای که میکنه تنم میلرزه نکنه رودش بیاد بالا
کاش خدا معجزه کنه دوباره
خیلی طولانی شد ببخشید از همتون وقتتونو گرفتم حلال کنین احساس میکنم حالا سبک تر شدم ی بارسنگینی رو‌دلم بود الان کمتر شد
من معجزه ای دیدم ازخدا و اهل بیتش که همیشه و همه جا میگم خداروشکر علی من یکم ریزه میزه هست بخاطر جراحیاش ولی کاملا نرماله هوششم خیلی خوبه به لطف خدا و کلا اگر کسی ببینه و شرایطشو ندونه فک نمیکنه این بچه چقدر سختی کشیده
مامان هديه خدا(ستیا😍) مامان هديه خدا(ستیا😍) ۱۴ ماهگی
دوستاي گلم كه حال ستيا رو پرسيدين خداروشكر بهتره
هفته پيش كه جراحي كرديم خيليييييي اذيت شد از يه طرف قبل عمل دوسه نفر اومدن براي رگ گيري كه گفتن نميتونيم يكي اومد يه ربع دست و پاي ستيا رو هي فشار داد بچم كلي گريه كرد آخرشم دوجاي بچه رو سوراخ كرد نتونست رگ بگيره بعد گفتن دكتر اومده ببرينش اتاق عمل يكي رو مياريم اونجا رگ بگيره باز بچه كلي گريه كرد تا بالاخره رگ گرفتن
بعد عمل آوردنش ريكاوري من رفتم ديدم بچم از درد به خودش ميپيچه و ناله ميكنه بغلش كردم تو بغلم خوابيد☹️☹️☹️☹️ دكتر بيهوشي گفت يه ساعت ديگه بهش شير بدين بردنمون تو بخش تا شيشه رو گذاشتم دهنش جيغ زد و گريههههه
كه ديدم ته گلوش خون هست و التهاب داره كه بعد گفتن بخاطر لوله اي كه گذاشتيم موقع عمل
بچم از گرسنگي و درد گلوش گريه ميكرد اما نميتونست چيزي بخوره با اصرار خودم بهش سرم زدن تا غروب بچم فقط گريه ميكرد
با سرنگ قطره چكان با هيچي نميتونست شير بخوره فقط گريه ميكرد خيليييي روز بدي بود
اومديم خونه تا كم كم شير خورد اما تو اين يه هفته شبا تو خواب جيغ ميزنه از بس اون روز ترسيده بود
بدنشم كه بخاطر بيهوشي ضعيف شده يكم بازي ميكنه سرشو ميزاره رو زمين يا مياد بغلم استراحت ميكنه
ستيا كه يه سره همه چيو ميگرفت بلند ميشد الان يبار كه بلند ميشه با كمك مبل ديگه بدنش جون نداره
حالا ميگن عمل مجراي اشكي سادس،آره سادس اما از لحاظ پزشكي و براي پزشك
بچه خيلييييي اذيت ميشه هم بخاطر بيهوشي هم ترسي كه ميمونه تو دلش🙁🙁🙁🙁