۹ پاسخ

الهه جان خیلی ناراحت شدم خودتو سرزنش نکن سعی کن ذکر بگی و آروم بشی عشق و مراقبتت هم به گل پسرت بده دیگران هم اگر قراره به رنج تو اضافه کنن لازم نیست چیزی بدونن

اخی عزیزم اینم پماد میده میده میگه پانسمان‌کن براش

الهی بمیر برای بچه
انشالله زودخوب میشه

سلام عزیزم چند ماه پیش این اتفاق بد سر بچه منم اومد فلاس تازه آب جوش گذاشتم میخاستم برم خونمون رفتم اون اتاق یه لحظه ساک هامو بیارم صدای جیغ شنیدم سریع دویدم دیدم فلاسک ریخته پاش از گریه اش نفسش نمیاد بچه خودش هم ضعیف وزن پایین کلا صورتش کبود شد صداش نمیاد سریع بردیم بیمارستان گفتن باید عمل بشه پانسمان کردن گفتن هرروز تا شش روز بیا پانسمان بعدش احتمالا عمل بعدش یکی بهم یه پرستار بازنشسته تو یکی از روستا هارو معرفی کرد گف پسرم ۵۰ ۵۰ بود این خانومه امیدی نبود اما خوبش کرد کارشو تو خونه انجام میده یه محلول های دست ساز میریزه هم زود خوب شد هم جاش نبود انشالله بچه شما هم انشالله خوب میشه ب امید خدا

پماد رژودرم یا چیز دیگه بگیر برای جاش
اتفاقه دیگه دختر منم از روی مبل افتاد پیشونیش پاره شد
انقدر غصه خوردم که این اتفاق افتاد وتوی صورتشه

عزیزم اتفاقه میوفته.بچه اس و هرکاری داخل صدم ثانیه انجام میده.شکر خدا بازم بچت شکمش سوخت،صورت و قسمت تای خصوصیش نسوخت که عذابش بیشتره.بزرگ میشه پوستش باز میشه خوب میشه رنگ پوستش.هرکی هم تیکه انداخت به یه ورت بگیر.فقط به جوری شوهرت رو پر کن که پشت خودت باشه و بگه بچه بوده و شیطون،زنم وظیفه اش رو به خوبی انجام میده،مگه ما بچه بودیم زمین نخوردیم زخم نشدیم،نسوختیم و هزار یک بلا سرخودمون نیاوردیم،اخرش بزرگ شدیم و سالم هستیم شکر خدا

عزیز دلم اگه فهمیده باشن میفهمن که اتفاق بوده نگران نباش یه پیرزنی تو شهر ما هست دارو برا سوختگی میده سزی خوب میشه ردش هم‌نمیمونه میخوای برات بخرم پست کنم‌

فقط یه مادره که واسه بچش دلش میسوزه نگران نباش تو مادر خوبی هستی شاید بچه سوخته باشه ولی بدون برای بچه ها از این اتفاق ها خیلی افتاده خودتو سر زنش نکن

دیگه کاریه ک شده ،خودت یکم سهل انگاری کردی،حرف بقیه بخای بخای زده میشه ولی زیاد اهمیت نده گوه خوریش ب بقیه نیومده ک بیان نمک رو زخمت بپاشن

سوال های مرتبط

مامان تیامیس🤍 مامان تیامیس🤍 ۱۴ ماهگی
یکی از بد ترین شب های زندگیم امشب بود😭😭😭 شوهرم نبودش رفتم دستشویی تیامیس هم داشت بازی میکرد اومد پشت سرم درو بستم نیادش تو دستشویی گریه کرد اومدم سریع درو باز کنم دیدم باز نمیشه اونم جیغ جیغ و گریه تند تند دستگیره رو فشار دادم شکست تیامیس وحشت کرده بود و ب شدت گریه میکرد در قفل شد باز نمیشد حالا ساعت ۱ نصف شب😭🤦🏻‍♀️رفتم رو چهار پایه همسایه رو صدا زدم صدام نمیرسید رفتم روی جا دستمال توالت صدا زدم شنیدن یهو شکست افتادم بچم با این صداها بیشتر میترسید هرچی صداش میزدم باهاش حرف میزدم نمیشنید و بد جور گریه میکرد من میزدم تو سرم میگفتم وای بچم نفسش رفت از زیر در دستامو میوردم نوک انگشتامو میگرفت و گریه میکرد همسایه مون زن و شوهر بودن اینا اومده بودن جلو در با تیامیس حرف میزدن اروم شه ولی اصلا بچم وحشت زده بود و گریه شدید😭…یهو وسط گریه شدید ساکت شد هرچی صداش میکردم شعر میخوندم جواب نمیداد دستامو بردم زیر در دستامو نمیگرفت گفتم وای بچم بیهوش شده یه بخدا که فکر کردم بچم بیهوش شده به همسایه گفتم صداش کن هرچی اونم باهاش حرف زد تیامیس حرف نزد همسایه میگفت نترس حتما خوابیده😭گفتم اخه مگه میشه این بچه وحش زده ست نمیخوابه که جیغ زدم محکم در زدم صداش میزدم و گریه میکردم میگفتم ترو خدا مامان خوبی هی گفتم تیامیس و هی گریه کردم یهو دوباره بچم گریه کرد خیالم راحت شد
اروم شدم باهاش هی حرف زدم
همسایه مون به شوهرم زنگ زد ب اتش نشان ب کیلید ساز و….اخرش با پیچ گوشتی در و باز کردن بچم اومد بغلم وای مامان فدات بشه گوشیمو ورداشته بوده اورده بوده جلو در دستشویی 😭خ