۲ پاسخ

من ۱۰ سال رفتم دکتر برای باردار شدن پارسال هم میخواستم برم ک درد شدید کیسه صفرا گرفتم ناگفته نباشه ک من چند سال بود این درد میومد اما دکترها میگفتن اسپاسم عضلانی هست....و با سرم و آمپول دردش میوفتاد
دیگه پارسال به حد مرگ درد گرفت رفتم سونو گفتن پر از سنگه عمل ک کردن ۳۰ تا سنگ بزرگ درآوردن دکترم میگفت یکی از سخت ترین عمل هاش بود
فک کن دختر ۲۹ ساله ۳۰ تا سنگ صفرا داشته
خدا بهم رحم کرد ک پارسال باردار نشدم
چون بعد عمل ۶ ماه حالم به طور وحشتناکی بد بود و سیستم ایمنیم اومده بود پایین
پس خواهر میفهمم چ درد بدی رو تو بارداری چشیدی

منم به خاطر ویتامین کلسیم سنگ کلیه در اوردم خیلی درد کشیدم

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۱۲ ماهگی
پارت_چهار_تجربیات_بارداری
من قبل بارداری یک دوره افسردگی سخت و گذروندم وچیزای سختی پشت سر گذاشتم زندگی برای همه فراز نشیبای زیادی داره این قسمت از تجربیاتم
#افسردگی
همونجور ک میدونین افسردگی زایمان وجود داره دلیلشم تغییرات هرمونیه اما یچیزی ب اسم افسردگی بارداری هم وجود داره ترس از اینده بچه ترس ازمادر کافی بودن ترس بهم ریختن بدن دیگه جذاب نبودن ترس از چاق شدن ترس از هرچی ک ک بگی فشار عصبی زیادی روی بدن و روحیه ادم میاره و متاسفانه من درگیر چنین حالت روحی شدم ک رفته رفته تو بارداری شدید تر میشد و من فقط اون رو ت تغییر خلقی توی بارداری و زودرنجی ذاتی توی بارداری ربط میدادم از شرایطش بخوام بگم همون پی ام اسه شدیدتر همین باعث میشه با تغییر خلقی اشتباه گرفته بشه و من این رو ب اون مادر عزیزی میگم ک فکر میکنه توی بارداری گریه طبیعی ناراحتی طبیعیه و گه حس خوبی ب هیچی حتی همسرش نداشته باشه فقط فقط بخاطر بارداریه ن متاسفانه شاید مث من نیاز ب برسی داشته باشه کاری ک من درحق خودم نکردم و من رو ب افسردگی بعد از زایمان شدیدی رسوند ک توی پارت های بعدی حتما توضیحش میدم
مامان نی نی مامان نی نی ۱۲ ماهگی
#پارت_دو_تجربیات_بارداری
برای کسی ک مثل من بارداری سختی رو میگذورنه قسمت اولش تو تاپیکام هست
تو بارداری مث من ممکنه ب هماتوم مبتلا بشی البته ک خدا نکنه من هم شدم هماتوم ب هرنوع خون ریزی گفته میشه ک درجایی از بدن جم بشه و دربارداری معمولا گوشه ای از رحم و در مراحل شدید تر در پشت جفت جم میشه ک خب قابل حله اما نیاز ب صبوری و استراحت داره من نمیدونستم وباخیال راحت ب فعالیتای روزانم میپرداختم
ک یهو توی مهمونی خونریزی کردم صحنه استرس زایی بود مخصوصا وقتی حتی کسی از بارداریت باخبر نیس و نمیخوای تا موقع درستش ب کسی بگی
خیلی سریع ب بیمارستان قائم رشت رفتیم با دکترم تماس گرفته سد و چون در دست رس نبود منو رو ب بیمارستان الزهرای خراب شده ارجا دادن
تو این شرایط چیزی ک من نمیدونستم اینه ک برای اندازه گیری درست خون ریزی باید حتما پد بزارین
ب بیمارستان الزهرا رفتم و تا اون موقع خون ریزی چندین ساعت بود ک قط شده بود وقتی شرایط رو برای دکتر اوژانس توضیح دادم بهم گفتن برای جنین شیش هفته ای ک گریه نکن خب نموندم نموند بنظرم شاید همینا استارت تنفر منو از اونجا زد
#هماتوم_بارداری
مامان نی نی مامان نی نی ۱۲ ماهگی
#پارت_سه_تجربیات_بارداری

برای کسی ک مثل من بارداری سختی رو میگذورنه قسمت اولش تو تاپیکام هست
تا اونجاای گفتم ک بهماتوم بارداری خون جم شده پشت جفت مبتلا شدم از اونجاای بعد تماس های فراوان خودم با دکترم تونستم باهاشون صحبت کنم گفتن شرایط فعلا امنه و میتونم برم مطب برای برسی بهتر و از اونجاایی ک بیمارستان الزهرا هیچ کمکی بهم نکردن.و گفتن نموندم نموند خودم رفتم سونو گرافی دکتر فرج نژاد عزیز ساعت نزدیک یک شب سونو شدم و هماتوم ب اندازه ۱۲میلیمتر دیده شد اما این ترس با شندیدن صدای قلب کوچولوم توی هفته هفتم بارداری اروم شد و بهم امید دادن ک برای خیلیا بوجود میاد و ب خودی خود با استراحت جذب میشه جایی نگرانی نیس برای اطمینان بیشتر لازمه ب دکتر خودمم جواب رو نشون بدم
هماتوم عزیز با استراحت بعد قبل از غربالگری اول دفع شد و بعد از اون مقدار باقیموندش دف شد
من از روتین بارداری ازمایشات و چکاپ های روتین چیزی نمیگم چون میدونم همه مطلعین و نیاز ب تکرار واضحات نیس
اما دردسر بارداری برای من تموم نشد 😅🙃