۴ پاسخ

سلام‌عزیزم‌دکتر من قاسمیه اولش میگفت سز اختیاری انجام میدم الان انگار مایل نیست و دلش نمیخواد سزم کنه
چیکار‌کنم؟؟؟؟
شما چیکار‌کردی ؟؟؟

عزیزم‌دکترت قاسمی یود؟

دقیقااا من خیلی استرسی ام ولی روز سزارین هیچ ترسی نداشتم واقعا خدا قدرت میده

مثل من شدی دیکه 😂 البته من ۳۶.۶ هفته بودم قرار بود برم با دکترم قرارداد ببندم برای سزارین ک دردام زود شروع شد

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۴ ماهگی
جربه سزارین پارت دوم:
اول از همه بگم از استرس و نگرانی که اطرافیان میدن کاملا دوری کنین .
باور کنین زایمان خیلی خیلی از چیزی که بقیه براتون میگن راحت تره.
من یادمه هر کی بهم میرسید میگفت وای سزارین بعدش نمیتونی بلند بشی از رو تخت . من از فردای زایمانم کامل سرپا بودم . روز سوم حمام شستم و همه کارهای بچه را خودم کردم . بخیه هام سوزش و درد داشت ولی قابل تحمله .
همه میگفتن اولین باری که میخوای بعد سزارین راه بری درد خیلی زیادی داره . ولی اگه پمپ درد بگیرین و شیاف بگذارین همه چی قابل تحمله . من اولین بار یه نیم ساعت قبل از پایین اومدن از تخت پمپ درد فشار دادم و وقتی از تخت پایین اومدم یه درد و سوزش خفیف داشتم . پس الکی استرس نگیرین و نگرانی به خودتون ندین .
من نمیدونم چرا همه از بدی های زایمان میگن و اینقدر بزرگش میکنن . من اون لحظه که رفتم داخل اتاق عمل از ترس داشتم میلرزیدم ولی اصلا نفهمیدم کی عمل تموم شد و چقدر همه چی ساده بود . حالا من اینقدر به خاطر انرژی منفی بقیه میترسیدم.
به خدا توکل کنین همه چی آسون میشه .
مامان میران مامان میران ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل
مامان الآرا مامان الآرا ۷ ماهگی
پارت (۱)
+زایمان سزارین +
سلام خانما من دوشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۱۵ زایمان کردم خدا بهم یه فرشته خوشگل سفید و بامزه هدیه داد ان شالله لیاقت هدیه خدا رو داشته باشم ...
از اونجایی که دکترا منو خیلی ترسوندن و گفتن که تخمک نداری و خیلی ضعیفی من بعد از چند ماه اقدام حامله شدم بدون هیچ قرص و دارویی
فقط استرس از خودم دور کردم و خودمو با مواد غذایی طبیعی تقویت کردم
از اینجا بگم براتون که من خیلی از زایمان طبیعی میترسیدم و استرس داشتم و نمی‌خواستم که طبیعی زایمان کنم بالاخره بعد از کلی تلاش نامه سزارین گرفتم . و ۱۵رفتم اتاق عمل با وجود اینکه سزارین هم بودم قبل عمل خیلی خیلی گریه کردم از ترس اتاق عمل و آمپول بی حسی تو کمر حتی از سوند وصل کردن هم میترسدیم ولی خلاف بر تصوراتم اصلا هیچ کدوم از این مراحل ترس و درد نداشتم اصلا اصلا نفهمیدم درد آمپول و سوند رو خیلی راحت بود در که نشکون هم نبود
خلاصه دکتر خیلی خوبی داشتم از اول تا آخر حاملگیم فقط بهم دلداری داد حتی موقعه. عمل هم داشت باهام هی حرف میزد که استرس نداشته باشم
در کل اتاق عمل خیلی خوب بود هیچی متوجه نشدم فقط وسط عمل وقتی می‌خواست بچه رو خارج کنه نمی‌دونم چرا یه دفعه بالا آوردم و یه پرستار خوبی بود سری تمیزم کرد
ادامه در پارت بعدی -------