سوال های مرتبط

مامان نورا_رزا🩷🩷 مامان نورا_رزا🩷🩷 روزهای ابتدایی تولد
دوست داشتم داستان زایمان سوپرایزی دوممو اینجا بنویسم شاید به کار دوستان بیاد
من روز ۲۲ مرداد به تشخیص مامای بیمارستان مهر اهواز سزارین اورژانسی شدم
قضیه از این قرار بود که از ۵ شنبه ی هفته ی پیشش ینی درست یک هفته قبل دردای پریود و سفت شدن شکم اومد سراغم انقدر تعداددش زیاد بود که دیگه نمیشد بگم ماه درد و طبق چیزی که دکتر گفته بود شروع کردم چک کردن که ببینم انقباضا واقعیه یا نه!
دردا اینجور بودن که از ۱۱ شب به بعد شروع میشدن توی طول روز نبودن نمیدونم شایدم بودن ولی من حواسم نبود چون مشغلم زیاد بود.
شب اول دردا هر نیم ساعت بود و طول دردا یک دقیقه گفتم خب نیم ساعت درد زایمان نیست و اصلا شاید توهم شب دوم درد نگرفت شب سوم هر ۲۰ دقیقه شد هر شب فاصله ی دردا کمتر میشد
شب شیشم فاصله ی دردا به ۵ دقیقه رسیده بود اما همچنان با خودم میگفتم اینا توهم و درد زایمان نیست اخه خیلی خفیف بود شب هفتم فاصله به ۳ دقیقه رسید و همراه با اون فشار روی مقعد داشتم مثانم خالی بود ولی حس ادرار داشتم و وقتی انقباض شروع میشد هرجا بودم دیگه تکون خوردن برام وحتناک سخت میشد
مامان معجزه(رادین) مامان معجزه(رادین) ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان

پارت دوم#

روز چهارشنبه ۱۱ تیر از غروب بعد داشتن رابطه بدون جلوگیری دردام خیلی زیاد شد و فاصله کم اما باز قابل تحمل بود اما به وضوح مشخص بود تاثیرش . شب رو با قرص مسکن استامینوفن صبح کردم اما ساعت ۴ باز بیدار شدم نتونستم بخوابم درد کولیکی توی کمرم و قسمت لگن داشتم که می‌گرفت ول میکرد صبح شوهرم رو بیدار کردم که بریم بیمارستان اما چون بیمارستان خصوصی کمی از ما دور بود گفتم بریم دولتی معاینه بشم اول که آیا اصلا تغییر کردم یا نه بعد برم رفتم بیمارستان و اونجا گفتن ۲ سانتی نوار قلب بچه رو گرفتن خوب بود و گفتن فعلا زایمانی نیستی برو دردات بیشتر شد بیا منم ساعت یک ظهر آمدم خانه ماما بیمارستان گفت افاسمان خوبی داری عصر بیا دوباره معاینه شو اومدم ورزش کردم حمام کردم رو توپ کار کردم دردام بیشتر شد شدتش فاصله ش هم کمتر شد تقریبا زنگ زدم دکترم گفت برو بیمارستان خصوصی که بهت نامه دادم معاینه کنن رفتم اونجا معاینه شدم گفت ۲ فینگری تعجب کردم با این همه درد که بیشتر شده چرا هنوز ۲ سانتم اونجا هم نوار قلب دادم خوب بود اما چون درد داشتم و انقباض ثبت شد بستری شدم ساعت ۱۰ شب برای زایمان طبیعی عصر قبل از اینکه بیام بیمارستان دکترم گفت روغن کرچک بخور و مایعات و غذا نخور یا خیلی سبک منم روغن خورده بودم خیلی روان شدم اسهال معده مم خالی بود گفتن آبمیوه و کیک بخور برای nst دردام هی داشت بیشتر میشد با فاصله کمتر تا ساعت ۱۲ شب درد داشتم اومد برام آمپول فشار زد دوباره معاینه کرد گفت ۳ سانتی تقریبا و دردام خیلی زیاد بود اما باز یه جوری تحمل میکردم تا اینکه ده دقیقه بعدش اومد آمپول فشار زد یعنی ساعت شد ۱۲:۳۰ من حس کردم دارم میمیرم از درد وحشتناک بود زنگ زدن دکترم خودشو رسوند