۱۶ پاسخ

خواهر من پسفردا میخام بستری شم برا زایمان طبیعی اینجوری ک گفتی زهره ترک شدم ک😂😂

منم زایمان اولم ۲۴ ساعت درد کشیدم تا زایمان کردم ولی زایمان دوم تو چهارساعت زایمان کردم خیلی درد داره ولی به صدتا سزارین می ارزه از نظر من چون بعدش دیگه راحتی خودت میتونی کارای خودتو تا حدودی کنی ولی سزارین نه

بدن با بدن فرق داره شاید واسه شما خیلی سخت بوده
منم بیست ساعت طول کشید زایمانم

من سر دخترم مردم زنده شدم ساعت 12 شب دردام شروع شد ساعت 9 صبح زایمان کردم برا پسرم درد نداشتم اصلا رفتم بیمارستان گفتن. 4 سانتی یکساعت بعدش زایمان کردم فقط ده دیقه آخر درد گرفتم اونم قابل تحمل لود

من ۸ساعت درد داشتم

منم همین نظرو دارم 😅😅🤣

من امشب قراره زایمان کنم 😂😂ترسوندیم

چرااخه باید اینارو بگی عزیزم

منم ۱۴ ساعت کلا درد کشیدم

ولی من دو تا زایمان قبلیم طبیعی بود و واقعا خیلی درد نکشیدم و زایمان راحتی داشتم 🙂

دقیقا منم همین حس داشتم مادر بزرگ ناتنی شوهرم بالا سرم بود میگفتم دارم میمیرم دیگه زنده نمیمونم دوبار هم نفسم کلا قطع شد 😐

من که زایمان طبیعیم راحت بود .دردام تو نستم با تنفس کنترل کنم .

اره همینطوره من کلا بی حس شده بودم از درد وقتی زایدم یهو ب خودم اومدم گفتم اون کی بود داشت جیغ میزد انگار اون من نبودم🥲🥲

اره واقعا درد هست منم تجربه کردم ولی با آمپول اسپاینال بعد از فول شدن ۸.۹سانت تزریق کردن خیلی دردش قابل تحمل شد

آمپول اپیدورال نزدی؟

مبارکه عزیزم

سوال های مرتبط

مامان پرنسا مامان پرنسا ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 4
دیگه خلاصه همینجور دردا بیشتر و شدید تر و غیر قابل تحمل تر شد فک کردم دیگه الانه بمیرم از درد از صبحش هم هیچی نخورده بودم حالت تهوع داشتم مدام بالا میاوردم کل بدنم از ضعف میلزید یه چیزی میخوردم بالا میاوردم همون دقیقه یه وضعی بود بدنم میلرزید سردم بود خیلی و یه دردای غیر قابل تحمل از معاینه میترسیدم نرفتم تا اخرش که دردام دیگه خیلی خیلی شدید شد و نزدیک به هم رفتم معاینه کرد شش سانت بودم رفتم اتاق واسه زایمان همش فشار داشتم به پشتم و حس مدفوع
که گفت وقتی درد داشتی زور بزن زورت رو به پشت بده حالت دشویی
البته اونجا خودش یه حالت زور میاد خودت میخای زور بزنی دیگه کلی زور زدم و سر بچه اومد بیرون کشیدش بیرون جفت هم بیرون کرد بخیه زد و سرم وقتی بچه بیرون بیلد انگار کل دردا میره همرو کلا فراموش میکنی و حس قشنگ بغل کردن و شیر دادن به کوچلوت .و بعد زایمان اومدن فشار و تب و میزلن خونریزی چک کردن بچه ها رو هم چک کردن و دیگه تموم
مامان ...🩵 و 🩵 ... مامان ...🩵 و 🩵 ... ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی دوم ۵
دراز کشیدم و این کل بدن من بود که میلرزید
تخت زایمان با شدت می‌لرزید انگار زلزله شده بود تو اوج دردهام دکتر کمک میکرد که دهانه رحمم باز و بازتر بشه منم کلا یادم رفته بود موقع درد باید زور میزدم پاهامو جمع میکردم که اینا زیاد خوب نبود برا روند زایمان فک کنم چهار باری درد شدید گرفتم و زور شدید زدم که بار آخر دکتر گفت زور بده قطع نکن تا اینکه پسرم مثل ماهی سر خورد بیرون 🥹
دکتر گفت بخیه نخوردی پاره هم نشدی منم هی میگفتم گشاد نشم دکتر 😂 چندین سرفه کردم که جفت اومد بیرون
خود دکتر با دستش و فشار دادن شکمم باقی مونده چیز میزا رو هم در آورد و تمام و من موندم و بدنی که انگار نه انگار این همه درد رو تحمل کرده بود
ماما اومد ماساژ داد و کلی خون ازم رفت منو بردن کنار تخت های دیگه اونجا چندین نفر اوایل درداشون بود
ماما بازهم اومد و ماساژ داد تو روند زایمان جیغ کشیدم ولی ی قطره اشک نریختم ولی شروع کردم به گریه عین چی زار میزدم
درد هایی که تحمل کردم یادم میومد و اشک میریختم به معنای واقعی میگفتم چطور شد زنده موندم واقعا دردهام خیلی خیلی شدید بودند و به معنای واقعی کلمه تا دم مرگ رفتم ولی این قدرتی هست که خدا در وجود زنها گذاشته... در عین ظرافت چقدر قوی و محکم و با صلابت هستند.... هرچقدر از درد اون لحظات گفته بشه باز هم کمه....بعدا فهمیدم از اونجایی که مامانم منو دید خیالش راحت شد که این حالش خوبه هنوز مونده زایمان کنه که ی ربع بعدش صدای جیغ میاد و یکی مامانمو میگه دختر شما بودا مامانمم گفت نه بابا تازه دیدمش که😂 ولی من باورم نمیشه اون لحظه های سخت همش ی ربع بود ....
مامان نورا✨🥹😍 مامان نورا✨🥹😍 ۹ ماهگی
مامانا تجربمو از زایمان سزارین خاسته بودین گفتم بگم..من از اولش طبیعی میخاستم ولی هفته ۳۶ نظرم عوض شد یکم انقباض داشتم چن ساعت نتونستم تحمل کنم بخاطر همین رفتم سزارین اختیاری.صب ساعت ۸ بردنم اتاق عمل رضایت شخصی پمپ بی دردی رو ازم گرفتن و من با تموم استرس راهی اتاق شدم🙂از امپول بی حسی خیلییییی میترسیدم بدنم افتاده بود ب لرزه ولی واقعاااااااااااا درد نداشت اصلا حسش نکردم زود پاهام بی حس شدن بعدش دکتر اومد اصلا هیچی حس نمیکردم ساعت ۸ و ۲۰ دقیقه دخترم ب دنیا اومد همون لحظه همه رو دعا کردم خبلی قشنگه ب تموم درداش می ارزید 🥹و دکتر مشغول بخیه زدن شد بعدش بردنم ریکاوری 🥲فعلا درد نداشتم فقط میلرزیدم و سردم بود بعدش ک رفتم بخش بعد دو ساعت دردام شروع شد با وجود پمپ غیر قابل تحمل بود دردا خیلیییی درد داشتم شیاف نمیدادن میگفتن پمپ باید تموم شه تا تموم شدن اون ساعت شد ۱۲ شب و من فقط درد میکشیدم...شیاف گذاشتم یکم بهتر شدم واییییی امان از اولین راه رفتن🤦‍♀️مردم زنده شدم خیلی بده حس میکردم الان میمیرم💔بعد سع چهار بار راه رفتن همون دردا بود بعدش کم شد فقط ب زور شیاف موندم خیلی ارومم میکرد..ولی بازم برگردم عقب انتخابم سزارینه دردش همون دو روز
اول بود بعدش خیلی اوکی میشی الان بهترم خدارو شکر..هزینه کل عملم شد ۳۵ تومن.الانم خداروشکر هم من خوبم هم دخملم🤲🏼😍فقط دخترم یکم زردی داره گذاشتیم دستگاه ایشالله بره🥲