۵ پاسخ

خیلی سخته درکت میکنم 🫠 منی که مامان اولیم برام سخت تره ، میگذره....

وای عزیزم خسته نباشی مامان قوی🥺🤍
خیارازوسط نصف کن بزارفریز یخ بزنه بعدش بردار بکش زیر چشمات دوباره سرشو ی کم ببر بزاردوباره یخ بزنه

منم شرایط شما رو دارم
همه همینن
مامان هامون که از ما بدتر بچه قد و نیم قد داشتن
جارو برقی و ماشین لباسشویی هم نداشتن
تو سرما هم کهنه می‌شستند

منم با دوتا بچه سختمه...پاشدم هر چی داشتم جمع کردم اومدم شهرستان پیش خانوادم هرکی ساعت نگ میدارع پسر بزرگمم فقط میره کوچه بازی
واقعا سحته موند دلوان یکسالش بشه برگرذم ابهر

تحمل کن
تنت سالم باشه این روزهام میگذرن

سوال های مرتبط

مامان باران ‌و پناه مامان باران ‌و پناه ۶ ماهگی
مامانا خیلی ناراحتم
صبح بچه ها ساعت ۱۰بیدارمیشن یکی ۲سال و نیم یکی ۴ماهه
صبحانه بزرگه رو میدم کوچیکه تو بقلم یا رو پام یا گریه …خودم بزور دو لقمه میخورم
بزرگه می‌خواد باهاش بازی کنم گاهی هم تنها بازی میکنه
کوچیکه همش بقلیه و گریه …شیرمادر میخوره هر چند ساعت بزور ۵دقه
حرص اینم میخورم از اینور ناهار شاممون باید حتما مونده نباشه و متفاوت باشه اونارو درست می‌کنم.بزرگه همش اسباب بازی و کشو ها و کابینت ها و میریزه وسط حال
همش لباس کثیف میکنه لباسشوییم آب گرم نداره باید با دست بشورم چربی های روی لباسو و…..
یا این گریه یا اون گریه
شوهرم هم شغلش آزاده صبح تا ۱۰شب نیس فقط یک ساعت برا نماز و ناهر میاد و میره
شب هم تا میاد شام میخوریم و چند دقه با بزرگه باری نشستیم میکنه و تلاش می‌کنیم برا خوابوندن اینا
همه زندگی ما شده همین
همه میگن تا بچه ها خوابن پاشو کاراتو بکن
بخدا از صبح تا شب تک و تنها با دوتا بچه کوچولو انقد کم میارم ک صبح نیاز دارم بخوابم تا۱۰
البته شب تا صبح هم بیدارم شیر میدم ب کوچیکه و بزرگه رو چند بار میبرم دسشوی
خیلی خسته و داغونم اصلا نمیتونم تو اینه خودمو برم یه ببینم
افسردگی بعد زایمانه یا خراب تر این حرفام !؟ی