سوال های مرتبط

مامان محمدجواد🧸❄️ مامان محمدجواد🧸❄️ ۱ ماهگی
سوال:سلام خانوما اینم تجربه زایمان من 🥲👇🏻
من ۳۷هفته و ۴روز زایمان کردم
یکی دوروز قبلش من حالت تهوع داشتم بدن درد بودم خارش داشتم
بی حال بودم 7 دی رفتم دکتر آزمایش نوشت و بعد رفتم نشون دادم ب دکتر گف آنزیم کبدت بالاس
فردا من خودم بیمارستانم بستری میشی واسه زایمان
منم ن ساک بسته بودم ن لباسای بچمو شسته بودم هیچکار نکرده بودم ...دیگه شب اومدم ساک بستمو جم و جور کردم
خابم نمیبرد اصلا...
دیگه صبح رفتیم بیمارستان تا موقع بستری شدم ظهر شد
من دردی نداشتم اومدن قرص‌ زیر زبونی میدادن دیگه دردام شروع شد کم کم میومدن معاینه میکردن دو سانت بودم
منم ک بدجور درد میگرف باز ول میکرد
دیگه بعد از ظهر شدم سه سانت رو همون سه سانت مونده
بودم تا ساعت 9شب یه دفعه دکترم اومد دید نوار قلب یجوریه
ب پرستاره میگف مگه معاینه نکردی چرا اینجوری شده
دکتر اومد معاینه کرد و کیسه آبم پاره کردن فکنم چون یه عالمه
آب اومد ازم بعد دید بچه مدفوع کرده گف بریم واسه سزارین اومدن
سوند وصل کردن یکم درد داش 😥😥😥منم میترسیدم و میلرزیدم بد جور دیگه رفتم اتاق عمل
https:80c
مامان ابوالفضل مامان ابوالفضل ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
۳۹ هفته و ۵ روزم بود که به بیمارستان رفتم و چون علائم زایمان رو نداشتم و دکترم گفته بود اگه دردت گرفت که هیچی ولی اگه درد نگرفت برو این نامه رو به بخش زنان و زایمان نشون بده که بستریت کنن ،بلاخره بستری شدم هر چقدر هم که بهم آمپول فشار زدن تو بیمارستان دردم نگرفت دکتر خودش اومد گفت یکم دوز داروهارو ببرید بالا و پرستارای بخش هم بهم توصیه میکردن که شربت زعفران غلیظ بخورم که اونم جواب نداد کلا هیچ دردی نداشتم ولی با آمپول فشار به زور ۳ سانت شدم که دردام بعد از یک روز بستری شروع شد ولی اونقدری نبود که زایمان کنم چون سابقه فشار بالا رو هم داشتم دکترم اومد و خودش کیسه آبم رو پاره کرد و دردم از اون موقع به بعد شروع شد که به غلط کردن افتاده بودم و به دکترم گفتم که سزارینم کن گفت تا اینجا خوب پیش اومدی باید صبر کنیم که زودتر زایمان کنی از ساعت ۱ ظهر تا ساعت ۷:۳۰ درد کشیدم ولی ارزش داشت چون الان پسرکوچولوم بغلم و خداروشکر میکنم که صحیح و سالم تو بغلم دارمش ولی واقعا زایمان طبیعی درسته که یه روز درد داره ولی الان من هیچ دردی ندارم و میتونم خودم کارای خودم رو بکنم
مامان زینب مامان زینب ۱ ماهگی
#زایمان ۱
سلام اومدم از روند زایمانم بگم شاید به درد کسی خورد من ۲۷ آذر در ۴۱ هفته و ۷ روز زایمان کردم از اول میخواستم طبیعی زایمان کنم اما مشکل اینجا بود که هیچ درد و ترشح و علامتی از شروع روند زایمان نداشتم از هفت ماهگی تحت نظر پزشک متخصص زنان و زایمان و ماما ورزش و پیاده روی کردم از ۳۰ هفته بچه ام سفالیک بود و پوزیشنش برای زایمان طبیعی خوب بود و طبق گفته دکتر و ماما لگنم و بدنم توانایی زایمان طبیعی داشت ولی بچه توی لگن نیومد و به اصطلاح شکمم همچنان بالا بود و علامتی از زایمان نداشتم ۲۷ م آذر به دستور پزشک بستری شدم برای القای زایمان طبیعی با آمپول و سرم فشار ، بیمارستانم خصوصی بود با دکترم هماهنگ کرده بودم سرزایمانم بیاد ماما همراه ام داشتم از ۳۷ هفته دهانه رحمم ۱ سانت باز شده بود ساعت ۸ صبح بستری شدم و کیسه آبم رو پاره کردن و آمپول فشار توی سرم برام زدن و دردام شروع شد تا ساعت ۱۴ که سرم تموم شد و دردای منم تموم شد و معاینه که کردن گفتند شدی ۲ سانت