۵ پاسخ

پسر تپلییییی🥹🩵

الهیییی

قربون دستاش😍

بسلامتی عزیزم کدوم دکتر عملت کرد

ابجانم دستاشو قربون خدا ببخشه براتون

سوال های مرتبط

مامان ماهلین خانوم مامان ماهلین خانوم ۷ ماهگی
پارت دو
هموگلوبین خونت پایین اومده توی ادرارتم یکم عفونت هست امشب بستری میشی تحت نظرمون باشی فردا دوباره آزمایشت و ان اس تی تکرار میشه اگه خوب بود مرخص میشی
صبح دوباره ازم نمونه خون گرفتن و دستگاه ان اس تی رو وصل کردن بعد ۲۰دقیقه پرستار اومد نوارو جداکنه گفت اوه اوه این دیگه چیه
رفت جواب ان اس تی رو برای دکتر بفرسته چند دقیقه بعد ماماهمراهم اومد گفت آماده شو میری برای زایمان
حالا من هم مث سگ ترسیدم هم ذوق دیدن بچمو دارم
به مامانم گفتم چیزی درباره طبیعی نگیا فک کنم میخوان سزارینم کنن😂
ماماهمراهم دوباره اومد ک بهم سند وصل کنه و من باز مث سگ ترسیدم دوست داشتم گریه کنم از ترس،سند درد داشت ولی قابل تحمل بود بیشتر یه حس اذیت کننده داشت ک کم کم ازبین میره و بهش عادت میکنی
از ماما پرسیدم چرا دارم میرم برای زایمان گفت مشکوک به مسمومیت بارداری هستی بهتره ختم بارداری بدیم
خلاصه سند وصل شد لباس اتاق عمل اوردن ک بپوشم و ویلچر آوردن بردنم به سمت اتاق عمل
مامان جوجه👶💙 مامان جوجه👶💙 ۱ ماهگی
سلام صبحتون بخیر اینم امیررضای ما
ک یهویی توی ۱۰ دقیقه با کلی استرس ب دنیا اومد😊😰
بیاین از تجربه سزارین اورژانسی م بگم...
۷ خرداد بود طبق سونو انتی ۳۹ هفته و ۵ روز بودم چون هیچ دردی نداشتم و معاینه میشدم بسته بودم از طرفی این آخرا ضربان قلب امیر هی بالا پایین میشد گفتم ی سر برم بیمارستان چک کنم شایدم بستریم کنن با آمپول فشار زایمان کنم.
غروبش ی عصرونه خوردیم و رفتیم اول ک معاینه شدم گفتن دهانه رحمت باز ک نشده هیچ سفت سفت هم هست ان اس تی دادم گفتن حرکاتش کمه برو ی سرم بزن بیا.
سرم‌زدم دوباره گرفتن گفتن برو برای بستری ک با آمپول فشار زایمان کنی. ازطرفی گفتن چون دهانه رحم ات سفته ممکنه ۲ روز طول بکشه همراه نیاز نداری.
کارای بستریمو انجام دادم تا رفتم توی اتاق دستگاه ان اس تی رو بهم وصل کردن یهو پرستارا همه اومدن ضربان قلبش هی کم و کمتر شد بهم‌اکسیژن دادن ضربانش شد ۳۰
همه جیغ و داد بدو بدو بردنم اتاق عمل حتی فرصت نکرده بودم لباسامو کامل در بیارم اونقدر هول بودن حتی بهم سوند وصل نکردن.
ادامه پارت بعدی