۵ پاسخ

پسر تپلییییی🥹🩵

الهیییی

قربون دستاش😍

بسلامتی عزیزم کدوم دکتر عملت کرد

ابجانم دستاشو قربون خدا ببخشه براتون

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۱ ماهگی
خوب تجربه سزارین من
اول اینکه برای هر کسی متفاوته لطفاً خودتون رو نترسونید
من 22/7 زایمان کردم 36 هفته 4 روز
21/7 آقا پسری ساعت 2 بعد از ظهر به بعد تکون نخورد منم چون عادت داشت هی زمان دادم تا 10 شب ، بعد به همسرم گفتم پاشو بریم آن اس تی ، رفتیم فشارم چند بار گرفتن 13 و 14 بود بهم گفت باید سرم بزنی گفتم نمی‌خوام آن اس تی بگیرید، بعد آن اس تی دادم انقباض نشون داد ، بهم گفتن باید معاینه کنیم گفتم نمی‌خوام من دکترم و بیمارستانم کرجه میرم اونجا اعصبی شدن نه باید معاینه بشی الا بری توی راه بند ناف بزنه بیرون یا بچه بزنه بیرون چی گفتم نه ، ازم امضا و دست نوشته گرفتن گذاشتن برم
رفتم کرج بیمارستان تخت جمشید فشارم گرفتن آمده بود پایین ، معاینه کرد 1 سانت باز شده بودم آن اس تی گرفتن انقباض داشتم و هنوز بچه حرکت نداشت ساعت 1 شب بود ، به دکترم زنگ زدن گفتن دکترم گفت بستری کنید
ساعت 2 شب من بستری شدم و تا 9 صبح آن اس تی بهم وصل بود و حرکت نداشت بچه ، دکترم آمد سوند وصل کردن (شل کنید هیچی حس نمیشه اگه شل نکنید فقط یکم میسوزه) بعد رفتم اتاق عمل من هیچ ترس استرسی نداشتم ، کارا رو انجام دادن بی حسی رو زدن من منتظر شدم ک بی حس بشم اما نشدم ، دکترم گفتم گفت پات بیار بالا آوردم بالا گفت بگید دکتر بیحوشی برگرده تیغ جراحی زد بهم فهمیدم اما در حد سوزش بود ، ولی وقتی شکمم
مامان گل دختریـ مامان گل دختریـ ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی (اولین بچه)👼🏻💗
۴۰ هفته و ۱ روز م بود دقیقا ۱۵ اردیبهشت ساعت ۴ اینا بود رفتم برای ان اس تی چون ان اس تی قبلی ک انجام داده بودم یک سانت بودم ، رفتم و معاینه کردن گفتن ک ۲ سانت شدم برم خونه آخرشب برگردم ، من نیم ساعتی پیاده روی کرده برگشتم خونه شام خوردم دوش گرفتم بعدش رفتم همش پله های خونه رو بالا پایین کردم 😩😖 بعد دیگه ساعت ۱۲ رفتم بستری شدم بعد دوباره معاینه شدم ۳ سانت شده بودم بعد چند ساعت ک چهار سانت شدم ماما همراه اومد ، کلی باهم ورزش کردیم اینا اما من دردهام شروع نمیشد و دهانه رحمم باز بود ۵،۶ سانت تا نزدیک صبح فایده نداشت بعد کیسه آب مو ترکوندن ک دردها بعدش شروع شد اما یه چیز عجیب تا دستگاه ان اس تی رو میزاشتن قد شکمم بی‌قرار میشدم و حالم بده میشد 😬🙁😑انگار ب اون دستگاه حساسیت داشتم 😐
حتی پرستارا میگفتن تا حالا همچین چیزی ندیدم ک یکی با این دستگاه اذیت شه. واقعا تا اون دستگاه رو میزاشتن رو شکمم گریه ها شروع می‌شد و منو خیلی بی قرار میگرد 🙄🥲
خلاصه ساعت ۱۱ نیم زایمان کردم کلش ۵ دقیقه تو اتاق زایمان بود هرچی در توانم بود زورررررررر زدم ک سریع راحت شم فقط😭😂حتی دکترمم گفت زور زدن هات عالی بود 😂😂خیلی خوب همراهی کردی .
بخیه رو نمدونم چندتا خوردم ولی تا ۶ تا افتاده
و اینکه هزینه ماما همراه بدون مشاوره شد ۲ تومن قرار بود یک نیم بگیره چون بیشتر کنار من بود بیشتر گرفت
مامان ارغوان مامان ارغوان ۷ ماهگی
مامان آرتا🐣🩵 مامان آرتا🐣🩵 ۶ ماهگی
پارت۲

رفتیم پذیرش ک گفتن برید زایشگاه رفتیم طبقه دوم برگه بستریمو مهر کردن گفتن ک همسرم بره پذیرش منم برم بستری شم ولی من چون اتاق وی ای پی میخواستم نرفتم بستری با همسرم رفتم طبقه درخواست اتاق کردم ک اول میگفتن نمیشه و باید از قبل میومدی رزرو الان دیره ولی بعد ی پرستاره گف مشکلی نیس بزار بیاد ببینه و بعد گف چون باهات حال میکنم برو پذیرش برات رد کنه و پذیرش چون قبلا رفته بودم مسئولش می‌شناختم و بهش گفتم و اوکی کردرفتیم طبقه همکف و و پذیرش کاراروهمسرم انجام داد و منم۱۰:۲۰ رفتم زایشگاه چون قبلا رفته بودم برای ان اس تی همه چیشو میدونستم و گفت ک لباسمو تعویض کنم برم برای ان اس تی ومدارک و بهش بدم ک فقط سونوی ان تی وسونوی اخرو گرفتن ازم ورفتم روی تخت دراز کشیدم بعد اینکه اسم و اینارو وارد پرونده کردن ماما اومد برام دستگاه وصل کردوبعدش ست سرم واورد ک تا صدای دستگاه دراومداصلا ریتم قلب بچه منظم نبود حتی خودمم متوجه شدم ک مشکل داره تندی بهم اکسیژن وصل کردن و دکترم یسر اومد پیشم و گفت ک استرستو کم کن و نگران نباش و بهم اعتماد کن یکم باهام حرف زد و گف منتظر جواب ان اس تیه و رفت ک بعدبهش اطلاع بدن و گفتن زود ب زود نفس عمیق بکش و آنژیوکت و سرم برام زدن بعد ۵دیقه سوند و آوردن برام زدن ک بنظرم خیلی بد بود و ی حالت چندش و دردداشت و میسوخت وبعدرفت و زنگ زدن ب دکترم داشتن شرح حالمو میگفتن ک متوجه شدم میگفت ضربان قلب بچه رفته بالا و اکسیژن مادر کمه و بعد قطع کردن به پرستار گفت آماده کن ببرش اتاق عمل۱۰:۵۰دیقه بود اومدسمتم ویلچر آورد وگفت بیا پایین و بعد آماده شدن رفتیم بیرون و وارد آسانسور شدیم و بردنم طبقه۵...
مامان نینی🩷 مامان نینی🩷 روزهای ابتدایی تولد
خانما گفتید تحربه زایمانم رو بگم
لطفا اونایی که حساسن و میترسن نخونن🫠

من بزای آخرین بار که رفتم پیش دکترم بهم گفت که همه چی اوکیه وزن بچه هم ۳ کیلوعه شنبه تاریخ ۱۰ آبان برو بیمارستان برای بستری شدن
منم با اینکه درد نداشتم ولی خب وقتش بود رفتم بیمارستان... نوار قلب گرفتن معاینه کردن گفتم اصلا دهانه رحمت باز نشده برو سونوگرافی جوابشو بیار برای ما
منم رفتم سونو، دکتری که داشت سونو میکرد گفت آب دور جنین کم شده حتما باید بستری شی. خلاصه من دوباره رفتم بیمارستان که گفتن ن دوباره باید بری سونو تا مطمئن بشیم😐 اقا من دوباره ی سونوی دیگه پیش ی دکتر دیگه رفتم و اون دکتر هم همون حرفای دکتر قبلی رو زد اما باز بستری نکردن 🙂‍↔️ گفتن ما تشخیص میدیم آب دور جنین اندازه اس نیازی بستری نیس برو ولی هرروز بیا برای نوار قلب
منم اومدم خونه و تا سه شنبه هرروز رفتم برای نوار قلب و هر دفعه هم معاینه میکردن میگفتن اصلا باز نشدی
منم که کلی از این معاینه ها کلافه شده بودم از بیمارستان رفتم پیش مامای خودم، اونم ک سونو کرد گفت چراا تا حالا بسترین کردن آب دور جنین خیلی کم شده حتما باید امروز بستری شی