۴ پاسخ

اول یه خسته نباشی بهت بگم
اصلا ناراحت نباش
روش تو عوض کن مهربون مهربون شو
اصلا بهش نگو این کار و کن اون کار و بکن
آنقدر بهش عشق بده که بیاد سمت خودت
برای پی پی شم تشویقی بذار بگو مامان جون به موقع که بریم دستشویی یه بر چسب می تونی تو دستشویی بزنی براش شعر بخون تو دستشویی. آهنگ دستشویی رفتن تو اینستا براش بذار شبا قصه بخون در مورد دستشویی رفتن
و صبر کن ببین چقدر خوب میشه اخلاقش
همش خوب شو بگو ازش تعریف کن پیش بقیه
بذار پیشت حس امنیت کنه بذار تنها پناهش باشی
و یه نکته چقدر کار بدی کردی که شلوارشو پاره کردی
باید خودتو کنترل کنی وقتی می بینی تو اون چیزی که دوست داره رو پاره کردی دیگه تو پناهش نیستی
معلومه که مادر بزرگش یا کس دیگه پناه میبره
بچه ها به عشق و امنیت و آرامش احتیاج دارن تو این سن
هر وقت از دخترت عصبی شدی سریع خودتو برسون دم پنجره نفس بکش بعد بیا هم قدش بشو به چشماش نگاه کن ببین چقدر چشماش معصوم
موفق باشی عزیزم

واقعا درکت میکنم
من اعصابم سر همین قضایا نابود شد
الان چندباره شورتش رو کثیف میکنه اونم پسر من ک تا همین هفته پیش اعلام میکرد و میرفت سرویس
تازه داشتم ی ذره اروم میشدم ک این چالشش شروع شد
خدا بهت قوت بده ،فقط صبر ،توضیح دادن،ملایمت و تشویق جواب میده

بعدم عزیزم شلوارش خیس باشه،اشکالش کجاست
هر طور خودش راحت
بهتر از اینکه گریه کنه قلبش بشکنه به قولی زنجیره عشق دختر و مادر پاره بشه

اونا چطوری باهاش برخوردمیکنن؟

سوال های مرتبط

مامان محمد مامان محمد ۴ سالگی
#پوشک#فرزندپروری#تب
خانم ها من به یه مشکل خوردم
ببینید حق با کیه
من هر روز تو خونه هم ناهار و هم شام درست میکنم ولی شوهرم اکثرا غذای بیرون میخوره
مثلا صبحانه که خونه نمیخوره میگه دهنم باز نمیشه میره ساعت دوازده اینها بیرون مثلا دو تا میکرو میخوره دیگه تو خونه ناهار نمیخوره
تا میرسه خونه میخوابه میگه بیدار شدم میخوره
من تنهایی ناهار میخورم اون ساعت پنج اینها ناهارمیخوره
شب ها هم که اگه خونه باشیم میگه من شام نمیخورم ولی بیرون باشیم میخوره
چند بازی دعوامون شد و بهش گفتم تو غذای منو دوست نداری در حالی که به خدا اشپزیم تو خانواده معروفه
همش هم میگه معده م درد میکنه و واقعا هم مشکل معده داره
خیلی پیش میاد که من ناهار درست کردم ولی همون بیرون غذا میخوره و اصلا خونه هم نمیاد تا شب
من خیلی ناراحت میشم
میگم خوب من اینهمه زحمت میکشم هرکی جای من بود دیگه هیچی درست نمیکرد
پنج شنبه زبون گرفتم از ساعت شش تا دوازده شب دستم به پخت و پزش بند بود ولی اقا وقتی اومد نصف ساندویچ هم نخورد
گفت معده م درد میکنه
منم خیلی زورم گرفت گفتم اصلا نمیخواد هیچی بخوری
حالا از اون روز باهاش قهرم
اون هم بدتر با من قهر کرده و حرف نمیزنه
دیروز هم بهش پیام دادم که از دستش ناراحتم ولی حتی جوابمو هم نداد
منم تا الان محلش نزاشتم
شما بودید چکار میکردید؟
مامان جوجه🐣 مامان جوجه🐣 ۴ سالگی
خانما ازتون خواهش میکنم هر کی راه حلی داره کمکم کنه من دیگه کلافم دلم میخواد بمیرم از دست رفتارای بچم خیلی بداخلاق و لجباز شده از اول باهاش مهربونی کردیم هیچوقت نزدمش همش مشکلاتمونو با صحبت کردن باهاش حل کردم و از روشای روانشناسا استفاده کردم ولی همسرم بینهایت لوسش کرده هر چی خواسته براش فراهم کرده همیشه از گریه و نق نقش ترسیده و بهش باج داده ولی بچم از من یکم حساب میبرد باهم تنها بودیم خوب بود الان چند وقتیه دیگه از منم حرف شنوی نداره همش دعوامیکنه جیغ میزنه یکسره گریه میکنه با دوستش سازش نداره از هرچی عصبانی میشه منو میزنه بااینکه اصلا ما نمیزنیمش شوهرم همش ازش دفاع میکنه بچمم سواستفاده میکنه خیلی حالم بده اصلا تصورم از بچه تربیت کردن این نبود خیلی بی ادب شده نمیدونم چی درسته چی غلط دیگه دلم میخواد فقط بزنمش از صبوری کردن نتیجه نگرفتم هر چی بلدید بهم بگید راهنماییم کنید من واقعا کم آوردم بچم خیلی عصبی شده اینم بگم که همسرم اصلا اصلاح نمیشه انقد نصیحتش میکنم فایده نداره به من میگه تقصیر توئه که بچه اینجوری رفتار میکنه میگه تو همش وعواش میکنی در صورتی که خیلی صبوربودم بچم اینجوری شده منم عصبی شدم داد میزنم سرش.شوهرم که درست نمیشه چیکارکنم بچم سرکش وبی ادب ولجباز نباشه😭😭😭😭😭