۲ پاسخ

خیلی مبارک باشه انشالله تا اخر عمرتون سالم باشین
عزیزم وقتی بخیه ها رو باز کردن دهانه رحمت باز نشده بود همون موقع؟
بعد از باز شدن بخیه ها همه کار مجاز شد برات؟ مثلا خم و راست شدن، جارو کردن، پله، رابطه جنسی

💜💜

سوال های مرتبط

مامان زینب مامان زینب ۱ ماهگی
#زایمان ۱
سلام اومدم از روند زایمانم بگم شاید به درد کسی خورد من ۲۷ آذر در ۴۱ هفته و ۷ روز زایمان کردم از اول میخواستم طبیعی زایمان کنم اما مشکل اینجا بود که هیچ درد و ترشح و علامتی از شروع روند زایمان نداشتم از هفت ماهگی تحت نظر پزشک متخصص زنان و زایمان و ماما ورزش و پیاده روی کردم از ۳۰ هفته بچه ام سفالیک بود و پوزیشنش برای زایمان طبیعی خوب بود و طبق گفته دکتر و ماما لگنم و بدنم توانایی زایمان طبیعی داشت ولی بچه توی لگن نیومد و به اصطلاح شکمم همچنان بالا بود و علامتی از زایمان نداشتم ۲۷ م آذر به دستور پزشک بستری شدم برای القای زایمان طبیعی با آمپول و سرم فشار ، بیمارستانم خصوصی بود با دکترم هماهنگ کرده بودم سرزایمانم بیاد ماما همراه ام داشتم از ۳۷ هفته دهانه رحمم ۱ سانت باز شده بود ساعت ۸ صبح بستری شدم و کیسه آبم رو پاره کردن و آمپول فشار توی سرم برام زدن و دردام شروع شد تا ساعت ۱۴ که سرم تموم شد و دردای منم تموم شد و معاینه که کردن گفتند شدی ۲ سانت
مامان فسقلی🐰 مامان فسقلی🐰 ۸ ماهگی
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۳ ماهگی

زایمان طبیعی پارت دو✅️
آماده شدم رفتم زایشگاه و دکتر خودمم اونجا بود و معاینه کرد همون دو سانت بودم اما چون دردهام شروع شده بود بهم گفت بستریت میکنم اما زایمانت برای فردا میفته و ساعت ۵ و ربع بستری شدم ، برام سنتو(آمپول فشار) زدن و با اون دردهای من بیشتر شد و شدت گرفت تقریبا تا ساعت ۹ و نیم درد رو تحمل میکردم و آروم ناله میکردم و تو این مدت همش توی دستشویی بودم اصلا نمیتونستم دراز بکشم و بشینم و فقط ادرار داشتم و بعد که یکم صدام بالاتر رفت ماما اومد و معاینه کرد گفت ۴. ۵ سانتی و زنگ زدن به ماما همراهم ، که ساعت ۱۰ اومد و اونجا دوباره معاینه کرد ۶ ، ۷ سانت بودم و تو این مدت همش روی تخت بودم یا سرویس و نمیتونستم ورزش کنم ماماهمراهم هم فقط نقاط فشاری رو کار کرد و بهم میگفت چطور نفس بکشم ، و همون موقع ها من حس زور بهم دست می‌داد که بعد اومدن و کیسه آبم رو پاره کردن فکر کنم اونجا ۸ سانت بودم ، بیشتر دردهام زیر ۵ سانت بود و تحملش خیلی برام سخت بود اما بعد از اون درد میگرفت و ول میکرد که اونجا با تنفس رد میکردم تند تند نفس میکشیدم و موقع انقباض هم زور میزدم
مامان مهراد🥹 مامان مهراد🥹 ۹ ماهگی
مامان آوش مامان آوش ۹ ماهگی
سلام به همگی من دو روز پیش زایمان کردم و به رسم گهواره اومدم تجربه بزارم ، من از بی حسی اپیدورال استفاده کردم و البته خیلی راضی بودم، صبح ساعت ۷ و نیم حدودا دردام شروع شد، انقباضاتم میگرفت و ول میکرد ولی منظم نبود، یکم کارامو کردم صبحانمو خوردم، خونمو مرتب کردم ، شک داشتم که درد زایمان باشه، رفتم یه دوش گرفتم اومد و دیدم خوب نشد و داره دردام بیشتر میشه، وسایلمو جمع کردم و رفتم بیمارستان، ساعت ۱۲ حدودا بیمارستان بودم، معاینم کردن ۳ و نیم سانت بودم، روز قبلش دکترم معاینه کرده بود و ۳ سانت بود،کیسه آبم رو پاره کردن همون وقت که اصلا درد نداشت و سرم فشار وصل کردن، بعد از سرم فشار دردام یل زیاد شد، اینجاش یکم سخت بود ، دیگه مامام اومد و بردم ورزش و گفت اگه اپیدورال میخوای باید حداقل ۵ تا ۶ سانت باز باشه ، با ورزش به سختی و دردناکی رسیدم به ۵ و نیم و دکتر بی حسی اومد ، وقتی بی حسی رو زد دیگه آب بود رو اتیش ، همه دردام رفت ، خیلی خوب بود، خیلی ضعیف انقباضاتم و حس میکردم، که بهم گفت هر موقه حس کردی فشار بده ، انجام دادم و اصن یه رب بعدش ۹ سانت بودم ، دکترم اومد و اینجا باز انقباظات رو بیشتر حس میکردم و دردناک بود ولی به دردناکی قبل بی حسی نبود، هر کاری گفتن انجام دادم و ساعت ۳ و ۴۰ دقیقه زایمان کردم، همینکه زایمان کردم درد انقباظات تموم شد، و دکتر شروع کرد بخیه زدن، که یه حس سوزن سوزن حس میکردم ، بد نبود، و تمااااام ، رفتم بخش و حالا اثر بی حسیا رفته هیج مشکلی ندارم ، فقط بخیه هام درد میکنه
مامان کایلین 💝 مامان کایلین 💝 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
تو‌دو بخش میزارم چون طولانیه و پرچالش
دقیق ۳۹ هفته و ۵ روز بودم و هیچ درد و علایمی نداشتم. رفتم دکترم گفت فشارت بالاست و باید زودتر بستری بشی چون از ۱۳ هفته متیل دوپا میخوردم. روز چهارشنبه ۱۱ تیرماه رفتم بیمارستان و بستری شدم. معاینه کردن و دوسانت باز بودم بدون هیچ علایمی چون پیاده روی زیاد داشتم. ساعت ۸ شب بهم امپول فشار زدن و ساعت ۱۱ شب کم کم درد پریودی اومد سراغم . همش ایت الکرسی و صلوات میفرستادم که خدایا کمکم کن. اولش قابل تحمل بود و با مامانمم گرم صحبت بودم تا ساعت ۱ دردام بیشتر و ببشتر میشد و فاصله دردا خیلی کم وکم میشد. این وسط هم هی معاینه پشت معاینه که متنفرم ازش. ساعت ۲ بود که تحملم تموم شد و هی میخواستم با تنفس کنترل کنم ولی نمیشد چون دردا وحشتناک بود. دکترم گفت ۴ سانتی برو تو وان اب گرم و کمرو شکمت رو ماساژ بده و اینکارو کردم دردام کنترل میشد .باز رفتم معاینه و ورزش با توپ و اب داغ که دردا بیشتر و بیشتر میشد طوری که صدام کل سالن رو پرمیکرد و با مشت میکوبیدم به تخت و میز حتی تو سرمم میزدم نخندین چون سخته. ساعت ۴ بود و من ۸ سانت بودم و زور پشت زور . ادامه کامنت ها
مامان سلین💗 مامان سلین💗 ۱ ماهگی
سلام مامانا من می‌خوام تجربه خودم رو از زایمان بذارم
قسمت اول
من زایمانم طبیعی بود
آخرین سونو که رفتم آب دور جنین گفتن کم شده و مقدار به ۶۰ میلی متر رسیده ، گفتن باید بستری بشی ، عصر بستری شدم بهم قرص زیر زبونی دادن و سرم وصل کردن ، دردام مثل درد پریودی بود ، دکترم گفت نزدیک صبح بهم آمپول فشار بزنن ، توی این تایم دو بار معاینه شدم ، صبح ساعت ۷ صبح بهم آمپول فشار زدن داخل سرم ، تاثیری نداشت ، چون فقط درد پریودی شدیدتر شده بود ، تا ساعت ۲ ظهر بهم همون سرم وصل بود ، دوباره معاینه شدم گفتن دهانه رحمت ۲ سانت بیشتر باز نیست ، شروع کردم به ورزش کردن ، بعد ورزش معاینه شدم دهانه رحمم شده بود ۴ سانت ، ساعت ۴ عصر ماما همراهم اومد و باهم ورزش کردیم ، ماما منو معاینه کرد و گفت دهانه رحم ۵ سانت رسیده و کیسه آب رو خودش پاره کرد ، بعد از اون دردام خیلی شدیدتر شده بود و تیر میکشید ، ولی تا ساعت ۹ شب هر سری معاینه میشدم میگفتن پیشرفت نمیکنی فقط ۶ سانت هستی ، اون وسط حالت تهوع گرفته بودم ، نمی‌تونستم گاز بیحسی استفاده کنم ، بخاطر پایین اومدن اکسیژن بهم ماسک وصل کردن ولی نمی‌تونستم راحت نفس بکشم ، فشارم افتاده بود و تمام بدنم از درد بعد از هر انقباض میلریزید ، نمیذاشتن ورزش بکنم چون دستگاه ان اس تی بهم وصل میکردن ، دردها به حدی شدید بود که میدونستم میمیرم و زایمان نمیکنم
مامان آقاعلی مامان آقاعلی ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 1
پزشکم خانم دکتر مینا قدیری بودن
بیمارستان خانواده اصفهان زایمان کردم
چهارشنبه 27 فروردین معاینه تحریکی شدم یک سانت بودم و دهانه رحمم خوب بود طبق ان تی هفته 39 بارداری بودم ... تقریبا هفته آخربارداری ام روزی یک ساعت پیاده روی میکردم و در طول روز هم از آسانسور استفاده نمیکردم پله میرفتم. من درد خاصی نداشتم فقط این چند روز واژنم تیر می‌کشید و زیر دلم و کمرم می‌گرفت ولی شدید نبود ، ترشح هم داشتم . شب زایمانم دکترم گفت بدون جلوگیری رابطه داشته باشید کمک میکنه دهانه رحمت نرم بشه
برام نامه نوشت 6صبح بیمارستان بودم تا بهم سرم وصل کردن و معاینه ام کنن مامای زایشگاه ساعت 8 شد که سرم فشار هم بهم وصل کردن ، تقریبا حدودای 9 صبح بود اولین انقباضی که اشکمو درآورد رو حس کردم که ماما اومد و معاینه ام کرد و دستگاه ان اس تی رو بهم وصل کردن ، به کمر که خوابیده بودم خیلی کمرم درد می‌گرفت اولش بیشتر دردام مثل کمردرد و گرفتگی پریود بود به پهلو که میخوابیدم آرومتر میشد دردام ولی چون میخواستن انقباض هارو ثبت کنن ماما نمیذاشت
بعدش که منظم شد دردام گفتن از تخت بیام پایین و بردنم اتاق جدا بهم دو مدل راه رفتن یاد داد و موقع انقباض هم گفت که اسکات بزنم
هنوز دردام شدید نبود و قابل تحمل بود و فاصله هاش زیاد بود ....
درخواست ماما همراه دادم زنگ زدن برام هماهنگ کنن و دکترم حتما خواسته بود که بی حسی اپیدورال بشم
مامان ماهان مامان ماهان ۱ ماهگی
سلام خانوما
اومدم از تجربه زایمانم بگم
پارت ۱
۳۸ هفته و ۶ روز بودم که رفتم بهداشت برای مراقبت
تقریبا یه هفته ای بود ک یه مشکلی برام پیش اومده بود و خیلی استرس و اظطراب داشتم و ورم پاهام هم دو برابر شده بود
وقتی وزنم رو گرفت توی نه روز سه کیلو وزن اضافه کرده بودم
فوری منو فرستاد زایشگاه . زایشگاه آن است تی گرفت و برام آزمایش دفع پروتئین و سونوگرافی نوشت
فردا صبحش که میخواستم برم سونو از صبح زود احساس خیس شدن میکردم و همش آبریزش داشتم نوار هم گذاشتم ابریشم خیلی کم بود و مثل ترشحاتم بود سونوگرافی رو رفتم و عصر همون روز جوابش رو بردم زایشگاه
وقتی رفتم معاینه شدم دهانه رحمم دو سانت باز بود و کیسه آب هم سوراخ شده بود .
بستری شدم و منو بردن داخل زایشگاه .
اول از همه یه سرم بهم وصل کردن و یه آمپول هم تو رگ تزریق کردن
بعد هم یه قرص برام آورد و گفت بزار زیر زبونت
بعد اتاقم رو جا به جا کردن و دستگاه آن است تی رو بهم وصل کرد و یه نوار قلب گرفت
نوار قلب خوب بود بهم گفت برم رو توپ ورزش کنم
تقریبا یه چهل پنجاه دقیقه ای روی توپ ورزش کردم درد هام کم کم شروع شده بود هر نیم ساعت یه بار دردم می‌گرفت
از مرگ شروع میشد و میزد دقیقا مثل مواقعی ک احساس دفع داری و یبوستی ولی دردش چندین برابر شدید تر .
بعد دوباره اومد رفتم روی تخت و دوباره ازم نوار قلب گرفت .
و دوباره ورزش روی توپ ...
دردهامم داشت شدید تر و نزدیک تر میشدن
تقریبا هر یه ربع یه بار
اومده معاینه کردن با خودم گفتم حتما الان سه چهار سانتی هستم
اما همچنان دو سانت بودم
منتظر بودم چهار سانت بشم تا به نام همراهم بگن بیاد
دوباره رفتم شروع کردم به ورزش روی توپ