۱۴ پاسخ

دختر منم همش بلند میشه کمربندش میبندم. همش چشمم بهش ک بلند نشه.. تا میرم و میام از دماغم درمیاره..

الهی عزیزم بخیر گذشته مواظب باش
ندیده بودم تا حالا پسرتو ماشاالله😍😘

خدا رحم کرده عزیزم

اخ خدا رحم کرده🥺🥺🥺🥺خوبههه؟؟

وای خدا بخیر کرد ، این حرکت های ی دفعه ای چیه میزنن اخه
حالا فک کن من امروز صبح بچه رو با کالسکه بردم بیرون داشتم با شوهرم بحث میکردم با کمربند نمیشینه دیگه نمیدونم چیکار کنم اونم میگه ول کن کمربند نمیخواد خودش نشسته🤦🏻‍♀️ اخر نبردم ترسیدم، برگشتم سر جام نشستم😐 ب خدا اتفاق ی لحظه اس

عزیزم تواین سن چون احساس ترس ندارن بایدخیلی مواظب باشیم واقعایعنی دورازجون ازفاصله هم خودشون روپرت میکنن زمین چون متوجه نمیشن

جووونم جیگرشا نانازم خدا رحم کرده درکت میکنم عزیزم

دقیقاا پسرمنم میزارمش کالسکه چشم برگردونم میبینم پاشده میخواد بیاد پایین

حتما کمربندشو ببند

مگه کمربند نداره کالسکه ش که افتاد

وای چندروز میش همین اتفاق واسه من افتاد قندم افتاد آب قند خوردم الان گفتی قشنگ درکت میکنم

کمربند نداره کالسکش

وای دقیقاااا خیلی باید مراقب بود
حتما صدقه بده خدا رحم کرد

آره بچه ها خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنیم نیاز به مراقبت دارم ،خداروشکر بخیر گذشته

سوال های مرتبط

مامان محمد 💙 مامان محمد 💙 ۹ ماهگی
از دیروز فکرم مشغوله و حالم یوم بد.‌گفتم اینجا به شماها بگم چون ب کسی دیگه نگفتم .‌دیروز برا اولین‌بار با بچه ام با کالسکه رفتیم بیرون،توی خیابون اصلی از پیاده رو رفتم و اومدم اما نمیدونم چرا اصلا حواسم به سرکوچه ها نبود.‌موقع برگشت دقیقا سر کوچه مون یعنی ده قدمی خونه، تا رسیدم به سرکوچه یه پراید با سرعت از کوچه اومد بیرون و ترمز کرد.‌یعنی دو وجب با کالسکه فاصله داشت😭 به راننده دعوا کردم. چندتا عابر هم اومدن گفتن چیزی که نشد. ولی هزاااربار میگم خدا بهمون رحم کرد. صدقه گذاشتم. خیلی حالم بد شد که چرا انقد سر به هوام و سر کوچه صبر نکردم، البته تقصیروار پراید بود ولی منم باید حواسمو جمع میکردم. جرات نکردم به شوهرم یا کسی دیگه بگم وگرنه میگفتن دیگه ترو با کالسکه. اینجا به شماها گفتم که شما برا این موضوع حواستون جمع باشه توروخدا.
همیشه خمسرم‌میگفت کالسکه نبر چون خیلی راننده ها بد رانندگی میکنن خطرناکه، حالا اولین بار به حرفش رسیدم. تجربه بدی بود😪 هرچند با کالسکه راحت بود اما نق زدن بچه باعث شد به چیزای دیگ توجه نکنم.‌
حواستون باشه اگر کالسکه می‌برید فقط از پیاده رو برید و سرکوچه ها حتما استپ‌ کنید و چک کنید کسی نیاد
مامان هامون مامان هامون ۹ ماهگی
سلام به همه مامان قشنگ های مهربونی که خستن ولی هستن. تو طول روز همش در تکاپو و جنب و جوش و یا در حال تفکر که چیکار کنم بچم خوشحال تر باشه راحت تر باشه بیشتر بخنده و..خلاصه چجوری بهش حال اساسی بدم از پوشک گرفته تا خواب و خوراک چیکار کنم لذت ببره از زندگیش یا در حال نقشه کشیدن که چجوری پوشک عوض کنم تو خواب یا شیر بریزم تو حلقش بیدار نشه یا چجوری دارو و غذا بدم تف نکنه 😅😅شب ها هم تا صبح بیدار با موهای پریشون و چشم های خابالود یه چشم به بالش و پتو یه چشم به بچه که داره تو خواب گریه میکنه و نق میزنه زبونم نداره بگه چمه خیسم گرسنم دلم درد میکنه لثه ام درد میکنه خودشم خواب با چشم بسته باباشم همینطور!!ما خبر دار با چشم بازه باز گاهی فحش به خودمون که چرا بچه دار شدیم گاهی در حال ناز دادن اعضای صورت و دست و پای بچه 🙄
سرتون و درد نیارم این وعده های امروز هامون که دیگه دو وعده ای شده با یه وعده میوه اندازه فیدر
حریره بادوم
سبزیجات
پوره سیب
البته امروز یه ریزه روز دوم تست شلغم اش هم هست
تازه با همه این اتفاقات امروز داشت از تو کالسکه هم خودشو پرت میکرد بیرون که وسط راه نجاتش دادم 😐😐خدا خیلی رحم کرد هنوز بهش فکر میکنم مغزم تیر میکشه🙈