بچها من به ی مشکل بزرگ خوردم چند رپری که خونه داداش پژمان بودیم حالا مجبوری چندباری به لیام گوشی دادم حالا از اون موقع هر وقت موقع خواب میگه باید گوشی ببینم بازی یا حالا فیلم گفتم کم کم کمش کنم امتحان کردم بهتر ک نشد هیج بدترم شذ لیام اصلا تلوزیون نگاه نمیکنه گوشی هم تو طول روز اصلا ولی موقع خواب انگار عادت شده منم امشب اومدم موقع خاب بهش ندادم اولش قشقرق ب پا کرد گریه بهونه ی اوضاعی ما برق روشن کردیم با اسباب بازی سرگرم کردیم بعد دیگ میخاستم برق خاموش کنم گریه که نه خلاصه با هر مکافاتی بود برق هم خاموش کردیم بازم نخابید اسباب بازی آوردیم داخل رخت خوابش و باری با کلیییی لج و بهونه اینقد خسته شد آوردمش تو بغلم شیر دادم خابیدد این ک میگم دو سااااعت طول کشید حالا بنظرتون کارم اشتباه بود یهو اینجوری کردم چون لیام میشناسم مدارا نمیکنه عذاب وجدان گرفتم شما راه کاری ندارید من چیکار کنم این روند ادامه بدم تا فراموش کنه یا کارم بد بوده؟؟؟؟؟

تصویر
۵ پاسخ

با بچه لجبازی کنی بدتره. بهترین راه فقط پرت کردن حواسش هست . سرگرم کردن با چیزایی که دوست داره.

عزیزم .پسر منم تا گوشی باباشو میگیرم قشقرق به پا میکرد. دیگه جدیدا اول کتاب بهش میدم بعد گوشی ازش میگیرم. خیلی دوست داره. کتابهای عکس دار باهاش شبا بخون. بگو این چیه. . اون چیه . من به پسرم کتاب نمی‌خونم ولی میگم این هاپو. این اسب . این حسنی . حسنی کلاه داره. این کلاهه. باعث میشه کلمات جدید هم یاد بگیره.

یادش میره نهایت دوسه شب اذیت کنه خطر گوشی خیلی بیشتر هستش ، کار خوبی کردی فقط زیاد گوشی دستت نگیر

کلا چند روز گوشی نزدیکش نیر تا یادش بره

گوشی بهش نده

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۱ سالگی
امروز اولین روز از شیر گرفتن دلساس خدا کمکمون کنه خیلی سخت میگذره از صبح که بیدار شد سینه م و قرمز کردم گفتم اوخ شده باید برم دکتر همش نگاه کرد دید درد دارم دیگه نیومد سمتم بعد هم بردمش برف بازی بعد اومد خونه ناهار خورد وقت خواب خیلی بی قراری کرد همش مشغول کردم بازی و کتاب و چیزایی که دوست داره دادم خورده ولی همش بهونه گرفته و دختر من که ساعت سه می‌خوابید با سینه با مقاومت های زیاد ساعت شش خوابید اونم دیگه آخر گوشی نگاه کرد فیلم هاش و تا چشماش خسته شد خوابید حالا باز بیدار شده باز گریه می می میخواد و هر بار نشون میدم میبینه قرمز بغض می‌کنه خدا کنه کم نیارم خسته شدم دختر من شیر خشکیه و سینه رو کرده پستونک تا نخوره نمی‌خوابه اصلا شیر ندارم فقط ط از روی عادت میخوره
فقط می‌دونم تو این دوران هر کاری دوست دارن باید کنند و بهشون نه نگیم
هرچی دوست دارن بخورند و باهاشون مدارا کنیم و انقد بازی کنند که خسته بشن آخر خودشون خوایشون ببره بدون نیاز به مکیدن
امیدوارم دوروزه فراموش کنه تموم بشه 🥺
مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۱ سالگی
اولین تجربه من از شیر گرفتن دلسا رو میگم شاید بدردتون خورد
خوب از اونجایی که دلسا هم شیر خشک میخوره هم شیر خودمو ولی عادت بدی که داشت باید حتما موقع خواب سینه تو دهنذمیشد و انقد مک میزد تا خوابش ببره و من تو مهمونی یا ماشین همش تو عذاب بودم کم کم دوساعت من و مک میزد و تا میخواستم در بیارم بیدار میشد حتی شده بود شب تا صبح زیر سینه م بود و من اصلا خواب راحت نداشتم دیگه گفتم کم مونده روانی بشم این که شیر خشک میخوره و شیر من هم کمه اونقدی نیست دیگه بسه و عزمم و جزم کردم و صبح دیگه واقعا رد داده بودم از این اوضاع تا قبل اینکه از خواب بیدار بشه سینه رو رژ لب زدم و این هم طبق عادتش صبح که بیدار میشد دنبال می می میگشت و همش نق میزد و دید قرمزه شوکه شده من هم گفتم زخم شده و هی آخ و اوخ کردم 😅که نخوری مامان دردش میگیره اونم هیچی نگفت و یجورایی تو شوک بود یکم بازی میکرد دوباره میومد نگاه میکرد تا ظهر که باید می‌خوابید و داستان بدخلقی این شروع شد و دلسا که باید ساعت ۳ می‌خوابید با گریه و بهونه های الکی ساعت ۶ عصر خوابید و تایم ظهزش بهم خورد ولی اصلا نذاستم گریه کنه مدام باهاش بازی کردم و خوراکی های که دوست داره رو دادم بهش و کلا آزاد بود هر کاری دوست داشت میکرد و بردمش برف بازی و بالاخره این وسطا هی بهونه می‌گرفت ولی مشغولش میکردم تا موقع خواب هم همش سینه میخواست و با گوشی مشغول کردم و چشماش خسته شد و خوابید ادامه تو کامنت