منم انشاا... حدود ده روز دیگه میخوام پسرمو از شیر بگیرم امیدوارم آسون بگذره برامون. من میخواستم تلخک برنم
خوبه رژ رو پاک نمیکرد یا سعی نمیکرد همونطور بخوره
عزیزممممم خدا روشکرر چقدر عالی
ممنون ک وقت گذاشتی
خیلی نیاز داشتم به این تاپیک
ممنون گلم
انشالا خیرشو ببینی ❤️
وای خوش به حالت من خیلی میترسم چون پسرم خیلیییییییییی وابستس یک ماه میخوام بگیرم ولی نمیتونم میترسم
تا روز سوم که امروز باشه خداروشکر. از صبح بیدار شده اصلا اسمش و نیاورده و بازی کرده و خیلی هم مستقل تر شده قبل از این حتی تو بیداری تو آشپزخونه هم همش اویزونم بود جرات نداشتم بشینم یا دراز بکشم می می میخواست ولی امروز اصلا با من کاری نداشت و ناهار که خوردیم بردمش حموم و تو حموم هم خیلی خسته ش کردم کلی بازی کردیم بیرون آوردم شیشه شیر و خورد و خوابید بعد که بیدار شد هم باز بازی و کتاب داستان و اینا که موقع خواب یکم باز یاد می می افتاد که بهش گفتم تو دیگه بزرگ شدی می می اوف شده مامان درد دارم و پشتش و کرد و من هم زدم به پشتش خوابش برد
خداروشکر حس آزادی دارم و از این بابت هم خوشحالم که به پا عادتش ندادم و میزنم پشتش خودش میخوابه این چالش از شیر گرفتن هم تموم شد 🤗
روز اول هم برای خواب شب همونطور مشکل داشتیم من از اول دلسا رو به پا عادت ندادم همیشه یا با پستونک خوابیده بود بعد ترک پستونک هم زیر سینه ولی نمیخواستم برای خوابیدنش هم رو پا یا راه بردن عادت بدم بخوابه برای همین شب هم کلی بهونه گرفت و نق زدو همش سینم و نگاه میکرد و بغض میکرد و گریه میکرد ولی من فقط با گوشی مشغول کردم فیلم هایش و نگاه میکرد و من هم پیشونیش و ماساژ میدادم و چشماش خسته میشد شاید پنج دقیقه گوشی میدادم دستش بعد پشتش و میکرد میخوابید خلاصه شب اول هم ساعت سه خوابید کلا ساعت خوابش بهم خورده وروز دوم هم به همین ترتیب ولی بهونه گیری ها کمتر بود اما باز ژله و دنت و خوراکی های که دوست داشت و میخورد و کلا آزاد بود اصلا از هیچ کاری منعظ نمیکردم و زیاد بازی میکردیم باهاش خانه بازی هم میبردم تا خسته بشه و بقدری خسته میشد که شب هم بیهوش میشد البته بهونه می می و میگرفت ولی میدید قرمزه دیگه پشتش و میکرد میخوابید
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.