طبق تاپیک قبلی فراموش کردم بگم که روش از شیر گرفتن من تدریجی نبود و یکدفعه قطع کردم و خودم هم تدریجی و قبول ندارم اینجوری بچه بیشتر اذیت میشه یکدفعه قطع کردم فقط شب اول که تو خواب عمیق بود دادم بهش و شب دوم هم سینه هام از شیر پر شده و درد میکرد دادم خورد البته تو خواب عمیق بود
همین در کل تو این سه روز فقط دوبار اونم نصفه شب دادم بهش
سخت بود ولی نذاشتم سخت بگذره
تو این دوران باید حوصله داشته باشید و همینطور کمک
من همسرم خیلی کمک کرد بچه رو بیرون میبرد یا مشفولش میکرد
خوراکی های که دوست داره براش بخرید
اسباب بازی های جدید کتاب های جدید براش بخرید و کارایی که دوست داره رو بزارید انجام بده
مثلا دلسا این دوروز دوتا نوار چسب و کامل تموم کرده و من چیزی نگفتم بهش سعی کنید باهاش مدارا کنید تا بچه عصبی و لجباز نشه ، و بیرون برید قدم بزنید راه ببرید تا خسته بشه دیگه موقع خواب وقتی هم بهونه شیر و میگیره از خستگی زود خوابش ببره

تصویر
۶ پاسخ

آفرین بهت🌹

ای خدا خودت کمکم کن بتونم از مرحله راحت عبور کنم خیلی سختمه

ماشالله خوشتیپ😍🥰

امیدوارم خدا بهم حوصله شو بده خیلی جدیدا بدخلق شدم

سلام عزیزم چجور از پستونک گرفتی؟

مرسی که با ما به اشتراک گذاشتی
خیلی کمک کننده بود ♥️🙏

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۲ سالگی
اولین تجربه من از شیر گرفتن دلسا رو میگم شاید بدردتون خورد
خوب از اونجایی که دلسا هم شیر خشک میخوره هم شیر خودمو ولی عادت بدی که داشت باید حتما موقع خواب سینه تو دهنذمیشد و انقد مک میزد تا خوابش ببره و من تو مهمونی یا ماشین همش تو عذاب بودم کم کم دوساعت من و مک میزد و تا میخواستم در بیارم بیدار میشد حتی شده بود شب تا صبح زیر سینه م بود و من اصلا خواب راحت نداشتم دیگه گفتم کم مونده روانی بشم این که شیر خشک میخوره و شیر من هم کمه اونقدی نیست دیگه بسه و عزمم و جزم کردم و صبح دیگه واقعا رد داده بودم از این اوضاع تا قبل اینکه از خواب بیدار بشه سینه رو رژ لب زدم و این هم طبق عادتش صبح که بیدار میشد دنبال می می میگشت و همش نق میزد و دید قرمزه شوکه شده من هم گفتم زخم شده و هی آخ و اوخ کردم 😅که نخوری مامان دردش میگیره اونم هیچی نگفت و یجورایی تو شوک بود یکم بازی میکرد دوباره میومد نگاه میکرد تا ظهر که باید می‌خوابید و داستان بدخلقی این شروع شد و دلسا که باید ساعت ۳ می‌خوابید با گریه و بهونه های الکی ساعت ۶ عصر خوابید و تایم ظهزش بهم خورد ولی اصلا نذاستم گریه کنه مدام باهاش بازی کردم و خوراکی های که دوست داره رو دادم بهش و کلا آزاد بود هر کاری دوست داشت میکرد و بردمش برف بازی و بالاخره این وسطا هی بهونه می‌گرفت ولی مشغولش میکردم تا موقع خواب هم همش سینه میخواست و با گوشی مشغول کردم و چشماش خسته شد و خوابید ادامه تو کامنت
مامان امیرعلی 🧸❤ مامان امیرعلی 🧸❤ ۱ سالگی
‼️ تجربه قطع شیر (۱)
به روش ترکیبی : تدریجی + ناگهانی

از اونجایی که خودم برای قطع شیر پسرم خیلی سردرگم بودم و نمیدونستم چجوری بچم رو که انقدر وابسته به سینه بود از شیر بگیرم ، تصمیم گرفتم کاری که خودم انجام دادم براتون بگم صرفا برای انتقال تجربه وگرنه هر بچه ای با بچه دیگه متفاوته و نمیشه یک روش رو برای همه توصیه کرد ...

من كاملا مخالف تلخک و چسب و فلفل و اینجور چیزا بودم و سعی کردم با روش تدریجی پیش برم. پسر من خیلی وابسته به شیر مادر بود و اصلا شیرخشک نمیخورد. تعداد دفعات زیادی در طول روز شیر میخواست و همیشه بهم چسبیده بود. اول تعداد وعده های شیری که پسرم در طول یک شبانه روز میخورد رو کامل یادداشت کردم. بعد به روش تدریجی کم کم وعده های فرعی رو حذف کردم و وعده های اصلی رو به ۲ وعده رسوندم يعنى يه وعده قبل خواب ظهر و يه وعده قبل خواب شب (البته در طول شب هم دو سه بار شیر میخورد). خیلی راحت تونستم به روش تدریجی وعده ها رو کم کنم و میخواستم همینجوری ادامه بدم تا کامل از سرش بیوفته اما هرکاری کردم نتونستم این دو وعده اصلی قبل خوابش رو تدریجی حذفش کنم چون برای خواب خیلییی وابسته به شیر بود و هیجوری راضی نمیشد. اینجاست که میگن اول خواب مستقل رو به بچه ها یاد بدید. بچه هایی که خواب مستقل دارن کاملا میشه به روش تدریجی از شیر گرفت ولی بچه ای که برای خوابش به شیر وابسته شده خیلی سخته ...
مامان نورِ خونه✨️🪽 مامان نورِ خونه✨️🪽 ۱ سالگی
خداروشکر امروز دقیقاً ده روزه که پسرم رو از شیر گرفتم. البته پسرم شیرخشک می‌خورد. من روش تدریجی رو انتخاب کردم، ولی یه تدریجیِ خیلی طولانی 😅 و راستش خیلی آروم و با حوصله پیش رفتم.
روشی که من انتخاب کردم اینطوری بود که تقریباً هر دو هفته یک بار، یکی از وعده‌های شیرخشکش رو حذف کردم.
دو هفته‌ی اول، وعده‌ی صبحش رو حذف کردم. صبح که از خواب بیدار می‌شد، بهش صبحانه می‌دادم تا کم‌کم عادت کنه که روزش رو بدون شیر شروع کنه.
دو هفته‌ی دوم، وعده‌ی ظهرش رو حذف کردم.
دو هفته‌ی سوم هم وعده‌ی عصرش رو حذف کردم.
و در نهایت رسیدیم به وعده‌های قبل از خوابِ ظهر و شب که واقعاً سخت‌ترین قسمت کار بود 🥹 چون پسرم عادت کرده بود با شیرخشک بخوابه. 🥹🐣
اول حجمش رو هی کم و‌کمتر کردم تا رسید به ۳۰ تا
بعد هم آب دادم داخل شیشه اش ...
چند شب اول یکم بی قرار شد اما عادت کرد
فقط و فقط صبوری باید کرد . 🩷
برای روز هم باید دائم حواسشونو پرت کنید و خوراکی های متنوع داشته باشید تا شیر خواست اونو بهش بدین . 🐥
در کل شاید روش من خیلی طولانی بود، ولی برای من مهم این بود که هم خودم اذیت نشم، هم پسرم کمترین فشار و بی‌قراری رو داشته باشه. ❤️
اما اگر انقد طولانی هم نخواید بشه میتونید روش ۴ در ۴ رو انتخاب کنید برای شیر گرفتن 💕
الان که ده روز از آخرین وعده گذشته، خدا رو شکر می‌بینم که بالاخره به این شرایط عادت کرده و برای من هم حس خیلی خوبی داره که این مسیر رو با صبر و آرامش پشت سر گذاشتم. 🌱❤️
پوشک فرزندپروری دورهمی کولیک نوزاد رفلاکس
مامان یسنا مامان یسنا ۳ سالگی
سلام، تجربه ی خودمو در مورد از شیر گرفتن، من اول سوره ی یاسین و بروج خوندم و ب دخترم فوت‌کردم، بعد با توکل ب خدا شروع کردم،اول حدود دو روز میان وعده هاشو حذف کردم،یعنی موقع بیدار شدن و موقع خواب بهش شیر میدادم، بعد شروع ب حذف شیر صبح تا ساعت 12 کردم،تا چهار روز، بعد شروع ب حذف شیر بعداز ظهر تا ساعت 18 کردم، یعنی از صبح تا قبل خواب ظهر بهش شیر نمیدادم،موقع خواب شیر میخورد و بعد دیگه شیر نمیدادم تا ساعت 18، البته حدود دو روز اول وقتی از خواب ظهر بیدار میشد بهش شیر میدادم، کم‌کم شیر شو حذف کردم،بعد چهار روز شیر شب شو حذف کردم تا موقع خواب،دبعد از اون شب موقع خواب بهش شیر دادم و دیگه شیر نصف شب شو حذف کردم، بعد فرداش دیگه در کل شیر شو حذف کردم و دیگه موقع خواب هم بهش شیر ندادم، امروز اولین روزی بود ک اصلا شیر نخورد، دخترم خیلی وابسته شیر بود، شیر ک نمیدادم کلی گریه و جیغ،ولی حوصله کردم،باهاش بازی کردم،بردمش بیرون،سرشو گرم کردم،خیلی بهش محبت کردم، دیشب نصف شب خیلی گریه کرد ولی کوتاه نیمدم و رو پام با لالایی خوابید، گریه ک میکرد میدید کوتاه نمیام اروم میشد،البته خیلی باید حوصله کرد، من هر روز از خدا کمک میخواستم، تو این مرحله فقط خدا میتونه کمک کنه،کمی سخت ولی با توکل ب خدا شدنی، اصلا هم ب تلخک و چسب برق نیاز پیدا نکردم،فقط موقع گریه و جیغ صبوز بودم و کوتاه نیمدم،امیدوارم همه موفق باشند، فقط محبت یادتون نره، من خیلی بهش محبت کردم ک خدای نکرده اعتماد ب نفسش پایین نیاد
مامان کوچولو🤩 مامان کوچولو🤩 ۲ سالگی
تجربه ار شیر گرفتن:
ارمان عادت داشت قبل خواب حتما شیر بخوره و بخوابه و همچنین نصف شب ۲ بار بیدار میشد هم شیر و هم اب میخورد من از یک ماه پیش تصمیم گرفتم شیر خودنش رو کم کنم تا کم کم قطعش کنم
اوایل شب درمیون کردم اما نصف شب که بیدار میشد فقط شیر میخاست نه ابمیوه نه اب نه کیک فقط شیر میخورد
منم مجبوری بهش میدادم
برا شیر نخوردن قبل خوابش هم فقط تا ۳،۴ شب همکاری کرد بعد اون انقدرررر گریه میکرد تا خوابش ببره نصف شب هم حداقل ۵ بار بیدار مبشد و زار میزد تا شیرش بدم دیدم اینجوری نمیشه پریشب قبل خواب به سینم سرکه ژذم و وقتی بهانه جی جی گرفت دادم بخوره خودش بدش اومد و رفت کنار یکم گریه کرد بعدش ارومش کردم و خوابید دیشب هم قبل خواب کلی باهاش بازی کردم و هسته شد زود خوابید نصف شب بیدار شد اب خورد و گفت جی جی گفتم جی جی اه شده نباید بخوری یکم بهانه گرفت ولی بعدش خوابید باز ۶ صبح بیدار شد کلی گریه که جیجی میخام منم بهش کیک و ابمیوه دادم خورد و یکم بازی کرد با باباش بعد خودش بالشت اورد گذاشت رو پام خوابید

خلاصه اینکه روش تدریجی که این بلاگرا و مشاورای تو اینستا میدن همش چرته مال بچه های زیر ۱ سال و ۶ ماهه بچه های بالای ۱سال و نیم زرنگ میشن دیگه نمیشه به این روش این کار کرد
من یک ماه تمام این بچه رو زجر دادم و دهن خودم سرویس شد من کردم شما نکنین
مامان 🎀آیرا🎀 مامان 🎀آیرا🎀 ۱ سالگی
تجربه از شیر گرفتن جوجم😊
البته اول از همه بگم من کامل قطع نکردم چون هم دلم نمیاد هم بنظرم زوده حالا شاید از نظر شما نظر من اشتباه باشه
دختر من قبل ۱۸ ماهگی کلا روزی دو الی سه بار شیر میخورد اونم موقع خواب فقط
ولی امان از ۱۸ ماهگی آیرا به شدت وابسته شیشه شیر شد و روزی شاید ۶،۷ بار شیر میخور ولی کلا اشتها دیگ نداشت که غذا بخورهاین موضوع واقعا خیلی اذیتم میکرد نگران رشد و وزنش بودم
و دکتر و بهداشت بهم گفتت که شیرشو کم کنم از ۱۸ ماهگی ولی من دلم نمیومد
تا اینک الان یک ماه دیگ دارم شیرشو کم میکنم و امروز بعد یک ماه شیر آیرا و رسوندم به روزی یک وعده اونم ظهرا فقط بهش میدم شیر شب که قبل خوابش هم بود و کامل قطع کردم دیگ راحت مسواکشو میزنم و میخوابه
هنوز بهانه میگیره ولی دیگ نه مثل قبل
فقط هر چیزی که دوست داره رو بهش میدم بخوره و به شدت سرگرمش میکنم و اینم بگم خداروشکر اشتهاش دوباره خوب شده
و اینم بگم مرحله سخت شیر شب که اونو من خیلی وقت با مشورت با پزشکش قطع کردم
شیر بچه هارو یک دفع قطع نکنید واقعا هم بچه اذیت میشه هم خودتون روش تدریجی عالیه اذیت شدن بچه این وسط خیلی کمتر
بچه پوشک شیرخشک رفلاکس