۴ پاسخ

پسر منم خیلی وابسته بود و من واقعا فکر نمیکردم انقد راحت کنار بیاد
چسب زدم دیگه نخورد
یعنی شب تا صبح دو س بار بیدار میشد شیر میخورد ولی از همون روز چسب زدم دگ شبم بیدار نشد

من هنوز میگفتم م قع گرفتن برم خونه مامانم تا توخوابوندن کمکم کنه دخترم غیر شیر مدل دیگه ای نمیخابه

شیر خودتو میخورد؟

وای بزرگترین دغدغه ی من بس که پسرم وابسته اس نمیدونم چطور قراره بگیرمش از شیر

سوال های مرتبط

مامان کوچولو🤩 مامان کوچولو🤩 ۲ سالگی
تجربه ار شیر گرفتن:
ارمان عادت داشت قبل خواب حتما شیر بخوره و بخوابه و همچنین نصف شب ۲ بار بیدار میشد هم شیر و هم اب میخورد من از یک ماه پیش تصمیم گرفتم شیر خودنش رو کم کنم تا کم کم قطعش کنم
اوایل شب درمیون کردم اما نصف شب که بیدار میشد فقط شیر میخاست نه ابمیوه نه اب نه کیک فقط شیر میخورد
منم مجبوری بهش میدادم
برا شیر نخوردن قبل خوابش هم فقط تا ۳،۴ شب همکاری کرد بعد اون انقدرررر گریه میکرد تا خوابش ببره نصف شب هم حداقل ۵ بار بیدار مبشد و زار میزد تا شیرش بدم دیدم اینجوری نمیشه پریشب قبل خواب به سینم سرکه ژذم و وقتی بهانه جی جی گرفت دادم بخوره خودش بدش اومد و رفت کنار یکم گریه کرد بعدش ارومش کردم و خوابید دیشب هم قبل خواب کلی باهاش بازی کردم و هسته شد زود خوابید نصف شب بیدار شد اب خورد و گفت جی جی گفتم جی جی اه شده نباید بخوری یکم بهانه گرفت ولی بعدش خوابید باز ۶ صبح بیدار شد کلی گریه که جیجی میخام منم بهش کیک و ابمیوه دادم خورد و یکم بازی کرد با باباش بعد خودش بالشت اورد گذاشت رو پام خوابید

خلاصه اینکه روش تدریجی که این بلاگرا و مشاورای تو اینستا میدن همش چرته مال بچه های زیر ۱ سال و ۶ ماهه بچه های بالای ۱سال و نیم زرنگ میشن دیگه نمیشه به این روش این کار کرد
من یک ماه تمام این بچه رو زجر دادم و دهن خودم سرویس شد من کردم شما نکنین
مامان سپهر مامان سپهر ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن‌.
من شیر روز سپهر رو تو ۱۵ ماهگی طی یه هفته قطع کردم ،چون خوب غذا نمی‌خورد و بعد قطع شیر روز
اشتهاش خیلی بهتر شد.
۱۱ روز پیش شروع کردم برای قطع شیر شب.
سپهر شبا قبل خواب باید شیر می‌خورد و یبارم حدود ساعت ۴ ۵ صبح.
شب اول و دوم اذیت نشد
ولی شب سوم یه ساعتی گریه کرد
بی قراریش هم بیشتر به خاطر این بود که بیدار نمیشد
بعد اینکه بیدار شد یکم کره با نون خورد
یکم بستنی
بعدش یکم با گوشی سرگرم کردم و خوابید
اما چند بار بیدار شد و باز گریه و ما شب سوم رو به سختی گذروندیم.
شبای بعد طوری تنظیم میکردیم که قبل خواب حتما چیزی بخوره و غذاهاش هم در طول روز نفاخ نباشه که شب تو خواب اذیتش کنه ..
چند شب بیدار شد و درخواست تخم مرغ کرد
منم پختم و خورد و خوب خوابید
الان چند شبه که قبل خواب درخواست تخم مرغ میکنه و میپزم میخوره و تا صبح خوب میخوابه ..
شب سوم که اذیت شد همسرم طاقت نمیاورد میگفت شیر بده ولی من مقاومت کردم ..
از اون روزی که قطع شده
هم خوش اشتهاتر شده و هم دستشویی رفتنش نظم خوبی گرفته و امیدوار شدم بتونم طی چند ماه اگه به همین نظم بود از پوشک هم بگیرم .
مامان دلسا🩷آریسا🩷 مامان دلسا🩷آریسا🩷 ۳ ماهگی
اولین روز از شیر گرفتن به پایان رسید😁
صبح که دیگه بیدار شد اخرین وعده ی شیرشو خورد
بهش صبحونه دادم بعدش هی نق زد که شیر میخوام سر سینم چسب برق زدم گفتم می می اوخ شده درش اوردم نگاهش کرد گفتم بیا دست بزن ببین اوخ شده دیگه رفت اون طرف نشست و باز نق نق کرد تصویری زنگ زدم مامانم یکم حرف زدیم با مامانمم دردودل کرد که می می اوخ شده بهشم نشون دادیم😀
خلاصه بهش میوه دادم خورد یه یک ساعت بعدش نهارش دادم و از خونه رفتیم بیرون خونه مادر شوهرم اونحا هم چند بار نق زد که شیر میخوام گفتم می می اوخه یکم که نق زد بعدش بهش یه خوراکی یا میوه میدادم
بهتر میشد یادش میرفت دیگه عصرش خیلی داشت بهونه میگرفت بردمش تو حمام اب بازی کرد یه نیم ساعتی سرش گرم شد اومد بیرون تا یکی دو ساعت اوکی بود باز شروع کرد ارونحا اومدیم بیرون رفتیم خونه مامانم(خونه ی مادر شوهرم و مامانم به هم نزدیکه)دیگه اونجا یکم بازی کرد بستنی خورد قبلشم بهش شام داده بودم
تا ۱۲ که اومدیم خونه اومدیم تو اتاقش یکم با اسباب بازیاش بازی کردیم دیگه گفتم بخوابیم هی می می کرد گفتم اوخه گیجه خواب بود دیدم خیلی نق میزنه توی عصاری خوریش میوه ریختم اومدیم توی تشکش یکم اونو خورد یکم زدم پشت کمرش و خدا را شکر خوابید
حالا دلسا وسط شب بیدار میشد همیشه ببینم امشب چی میشه🤦🏻‍♀️
انشالله بگذره زودتر
سینه هامم سنگین شده یه بار دوشیدمش باید برم یکم دیگه بدوشمش که سبک بشه کمی
مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۲ سالگی
مامان یسنا مامان یسنا ۳ سالگی
سلام، تجربه ی خودمو در مورد از شیر گرفتن، من اول سوره ی یاسین و بروج خوندم و ب دخترم فوت‌کردم، بعد با توکل ب خدا شروع کردم،اول حدود دو روز میان وعده هاشو حذف کردم،یعنی موقع بیدار شدن و موقع خواب بهش شیر میدادم، بعد شروع ب حذف شیر صبح تا ساعت 12 کردم،تا چهار روز، بعد شروع ب حذف شیر بعداز ظهر تا ساعت 18 کردم، یعنی از صبح تا قبل خواب ظهر بهش شیر نمیدادم،موقع خواب شیر میخورد و بعد دیگه شیر نمیدادم تا ساعت 18، البته حدود دو روز اول وقتی از خواب ظهر بیدار میشد بهش شیر میدادم، کم‌کم شیر شو حذف کردم،بعد چهار روز شیر شب شو حذف کردم تا موقع خواب،دبعد از اون شب موقع خواب بهش شیر دادم و دیگه شیر نصف شب شو حذف کردم، بعد فرداش دیگه در کل شیر شو حذف کردم و دیگه موقع خواب هم بهش شیر ندادم، امروز اولین روزی بود ک اصلا شیر نخورد، دخترم خیلی وابسته شیر بود، شیر ک نمیدادم کلی گریه و جیغ،ولی حوصله کردم،باهاش بازی کردم،بردمش بیرون،سرشو گرم کردم،خیلی بهش محبت کردم، دیشب نصف شب خیلی گریه کرد ولی کوتاه نیمدم و رو پام با لالایی خوابید، گریه ک میکرد میدید کوتاه نمیام اروم میشد،البته خیلی باید حوصله کرد، من هر روز از خدا کمک میخواستم، تو این مرحله فقط خدا میتونه کمک کنه،کمی سخت ولی با توکل ب خدا شدنی، اصلا هم ب تلخک و چسب برق نیاز پیدا نکردم،فقط موقع گریه و جیغ صبوز بودم و کوتاه نیمدم،امیدوارم همه موفق باشند، فقط محبت یادتون نره، من خیلی بهش محبت کردم ک خدای نکرده اعتماد ب نفسش پایین نیاد