🌼 داستان باردار شدن من 🌼

حدود یه سال بود که اومده بودیم خونه‌ی خودمون و بعدش تصمیم گرفتم برای بارداری اقدام کنم 🤰💫

ماه دوم اقدام رفتم عفونتم رو درمان کردم و اینوفولیک خوردم 🌿
ماه چهارم رفتم دکتر برام دوفاستون و کلموفین نوشت (بدون آمپول) 💊
دکتر گفت اگه ماه دوم پریود شدی باید بری عکس رنگی و آزمایش همسرت رو هم انجام بدین 🧪

ماه اول طبق معمول پریود شدم ⏰
اما ماه دوم با دو روز تأخیر… بیبی‌چک زدم و مثبت شد 😭❤️

همیشه با خودم فکر میکردم یا هیچوقت باردار نمیشم یا حتمن چندین سال طول میکشع🥹
چون همسرم هم کم خوابی هم استرس هم سیگار میکشع خیلییی🥲🥲
جالبه بدونین ماه‌هایی که خیلی بهش فکر می‌کردم کلی استرس داشتم پریود میشدم😩
ماه اول با قرص‌ها شاید ۲۰ بار رابطه داشتم و بعدش یه ساعت دراز می‌کشیدم 😅
ولی همون ماهی که دیگه بی‌خیال بودم درگیر اسباب‌کشی بودم
شاید دو سه بار رابطه‌ی معمولی داشتم که بعدش سریع خودمو شستم 🧺
کلی هم وسایل سنگین بلند می‌کردم 😵‍💫 و اصلاً امیدی نداشتم...

اما یهووو 😭💖
درست همون موقعی که فکرش رو نمی‌کردم بیبی‌چک مثبت شد ✨
بعد از ۶ ماه اقدام😍

به نظرم واقعاً باید بسپاریش به خدا 🙏
وقتی رهاش کنی و ذهنتو درگیرش نکنی
خودش می‌شه... 🌷🌈

۱۵ پاسخ

الهي شكر 🧿🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
ب سلامتي اين ٩ ماه و سپري كني 🤲🏻🦾🤰🏼

الهی شکر عزیزم ک مامان شدی🤲❤️
برا ماهم با دل پاکت دعا کن🥰

خداروشکررررر گلممممم

چه قشنگ بود عزیزم 🥹

ای جونم خیلی خوشحالم برات بسلامتی بغلش کنی 😢🥺👶

برای من و تمام کسانی که دوست دارند باردار شوند هم دعا کنید که سریعتر باردار شویم. خدایا من این ماه باردارم مگه نَ. الهی آمین.

مبارکت خدابرایت حفظش کنه ابجی

مبارکه خواهرم التماس دعا دارم خدا خیرت بده خیلی امیدوارم کردی برا بارداری خدا سلامتی بهت بده منم شوهرم سیگار خیلی میکشه و استرسی ه امیدوارم کردی یعنه میشه منم

ب سلامتی ب فکر خیال نی خدا باید بخاد خداشکر خدا واسه شما هم زودتر خواسته دیگ هرکی یک زمانی داره دیگ

الهی شکر عزیزم♥️🤰🏼🕊️🤲🏻🥰🌱

اخی عزیزم انشالله به سلامتی بغلش کنی چه دکتر خوبی داشتی برای من بعد اون همه قرص دارو امپول دیدن حامله نمیشم نگفتن برو عکس رنگی خودم کلی گفتم که برام نوشتن بعد عکس باردار شدم

انشالله خدا برای همه بخواد بزودی دامنشون سبز بشه🥰

دقیقا همینطوره
خدا خودش درستش میکنه

مبارکه

کی حوصله داره بخونه🥺😂

سوال های مرتبط

مامان معجزه خدا 🐣💙 مامان معجزه خدا 🐣💙 هفته بیست‌وهشتم بارداری
#تجربه باردار شدن من پارت 1❤️ پارت دوم زیر همین پیام
من همیشه فکر میکردم که با اولین اقدام باردار میشم 😅 اما اینجوری نبود... همیشه اونجوری که فکرش و میکنیم پیش نمیره اواخر فروردین شروع کردم ب اقدام اذر ماه هم چکاپ کامل دادم هیچ مشکلی نداشتم سنو دادم فولیکول های خیلی خوب داشتم اما ماه ها میگذشت و من باردار نمیشدم چند باری سنو رفتم فولیکول هام بد نبودن اما خوب هم نبودن همش میگفتم کاش همون ماهی که سنو دادم و فولیکول عالی داشتم اقدام کرده بودم ماه ۶ اقدامم دکتر بهم لتروزول داد و پودر اینو فولیک و استرادیول خوردم باردار نشدم البته با وجود لتروزول هم فولیکول هام غالب نمیشد ماه بعدش بعد پاکی رفتم تحت نظر یک دکتر خیلی خوب بهم کلی دارو داد و گفت شروع کن ار همین الان و ماه اینده کلومیفن بخور و ازاد سازی بزن من دارو هارو شروع کردم اووژن. کیوتن. کوالی فول. فرتیل سی ام شوهرمم ازمایش داد ازمایش نرمال بود اما دکتر گفت نیاز ب تقویت بیشتری داره بهش پودر فرتیل پلاس ام داد و همه فکرم این بود که باید ماه اینده امپول بزنم یهو نزدیک پریودم شدم حالت تهوع شدید سینه درد زیاد داشتم بی بی زدم مثبت شد با هزار تا ذوق رفتم ازمایش اما عددش پایین بود و گفت باید تکرار کنی تکرار کردم خیلی افت کرد و ب خونریزی افتادم خیلی حال روحیم بد بود گذشت و من تا خونربزیم پاک شد تحت نظر دکتر کلومیفن خوردم و ازادسازی زدم و بازم پریود شدم و از بارداری خبری نبود هیچ امیدی نداشتم واقعا
مامان فرزانه🩵🩵 مامان فرزانه🩵🩵 هفته سی‌وششم بارداری
تاپیک اول 😍
🌹می‌خوام داستان باردار شدنم رو از ۴ سال پیش براتون بنویسم🌹

ما از چهار سال پیش تصمیم گرفتیم که بچه دوم بیاریم یکی دوسالی تفننی اقدام میکردیم گفتیم هروقت بشه مشکلی نداره تا اینکه همسرم به دلایلی گفتش که دوباره جلوگیری کنیم همین که بتونیم خونه رو عوض کنیم هم اینکه بتونیم کارایی که برای پسر اولم کردیم برای بچه دومم بتونیم انجام بدیم از لحاظ مالی
دوباره چند ماهی جلوگیری کردیم تا اینکه آذر ماه پارسال شد همسرم گفت پسرمون ماه تولدش با خودت که خرداده یکیه دوست دارم بچه دوم با ماه تولد خودم که شهریوریه به دنیا بیاد😁😀

اینجوری شد که آذر ماه ۱۴۰۳ رفتم دکتر بهم آمپول آزادسازی و دارو داد با کلی علائم جوری که مطمئن بودیم که باردار شدم روز ۱۸ آمپولم پریود شدم دنیا رو سرم خراب شد خیلی حس بدی بود دوباره ماه بعدش رفتم دکتر دوباره آمپول آزادسازی داد و دوباره پریود شدم برای ماه سوم دوباره آمپول نوشت که همسرم نذاشت دیگه بزنم تا این که به درخواست خودم به دکترم گفتم برای همسرم آزمایش اسپرم بنویسه که انجام دادیم جواب آزمایشش تو تاپیک‌های پایین تو گهواره هستش که تعداد اسپرمش ۴ میلیون بود همه فاکتورهاش خیلی پایین و ضعیف بود بعد دوباره دکترم کلی دارو براش نوشت فرتیل اید و اسپریژن و دوباره دیدیم که جواب نمی‌گیریم اسفند ماه به اصرار خودم به دکتر گفتم براش سونوگرافی بنویسه
دکتر سونو گفت که واریکوسل گرید ۳ و گرید ۲ شدیدم هست باید حتماً عمل بشه که سریع فرداش نوبت عمل گرفت و ۷ اسفند ماه عمل کرد
دوباره مجدد یه سری دارو بهش داد منم که دیگه دیدم مشکل از سمت همسرمه فقط داروهای تقویتی می‌خوردم آمپول نزدم دیگه
هر ماه با کلی علائم پریود می‌شدم
ادامه تاپیک بعدی
مامان تو دلیم💙 مامان تو دلیم💙 ۴ ماهگی
تجربه من برا باردار شدن
اولش که چن ماه جلوگیری طبیعی داشتم بعدش که اقدام کردم دیدم خبری نیس رفتم ماما بهم گف تا یسال طبیعیه بیخیالش شدم و هر ماه تو اقدام بودم تا اینکه دیدم نه واقعا خبری نیس رفتم تحت نظر متخصص سونو کرد و گفت تخمدانات بد نیس خوبه هر ماه داروی تقویتی میداد بعدش امپول دور ناف و آزادسازی که خیلی زدم ولی رو من تاثیری نداشت و پریود میشدم و تقریبا پریود منظمی داشتم ۲ سال تو اقدام بودم کلافه شده بودم رفتم طب سنتی داروی گیاهی خوردم بادکش کردم ولی باز خبری نبود گرمیجات میخوردم و کلی ازمایش دادیم هم من هم همسرم که گفتن همه چی اوکیه. ولی چرا آخه مشکل کجا بود که باردار نمیشدم؟ بعدشم گفتن باید برم عکس رنگی تجربه نداشتم خیلی میترسیدم خیلی میگفتن درد داره منم مقاومت میکردم بعدش دیگه دلو زدم به دریا و رفتم دیدم درد آنچنانی نداشت و استرس من بیهوده بود جواب عکس رنگی هم خوب بود بدون مشکل خداروشکر. دیدم جواب نمیگیرم رفتم یه شهر دیگه پیش نازایی گف باید ای یو ای بشی کلی ناراحت شدم من بارداری طبیعی میخواستم بالاخره گفتم کاریه که شده رفتم برا ای یو ای که خداروشکر قسمت نبود من رفتم بیمارستان گفتن محلول آماده نیس پرستار نگفته و نمیشه منم آزادسازی زده بودم باید اونروز ای یو ای میشدم نمیشد بمونه برا فردا اگه میخواستم باید ماه بعد میرفتم که خداروشکر میکنم ماه بعدش بطور طبیعی دیدم پریودم گذشته و پادرد اولین علایمم بود وقتی بی بی چک زدم خیلی خوشحال شدم امیدوارم دامن همه چشم انتظارا سبز بشه همه ی اینا تو ۲ سال اتفاق افتاده ینی ۲ سال تو اقدام بودم . امیدوارم هر کی دلش نی نی میخواد زودی به آرزوش برسه❤🌱
مامان جوجه مامان جوجه هفته یازدهم بارداری
سلام خانمای عزیز میخوام از تجربه خودم از تنبلی تخمدان بگم اول بگم ببخشید شاید یکم طولانی بشه
اول اینکه تنبلی تخمدان من آنقدر شدید بود که دوسال پیش ۶ ماه پشت سر هم خونریزی و لکه بینی داشتم جوری که ۴ تا سوزن آهن بهم زدن اما خداروشکر با اصلاح سبک خوب شدم اینم بگم من اصلا ۱۰۰ درصد رعایت نمیکردم فقط رژیم قند گرفتم و پیاده روی کردم و نوشابه رو کامل حذف کردم اون موقع بچه نمیخواستم اما دو سال بعد برای بچه اقدام کردم راستش از اول دوست داشتم دو قلو داشته باشم برای همین رفتم دکتر و دو دوره سوزن hmg و hcg زدم دوره اول دکتر وقتی سونو کرد گفت احتمال داره ۵ یا ۶ قلو بشه اما متاسفانه یکیش هم نگرفت و ماه دوم هم همین طور ماه سوم رفتم یه دکتر دیگه ایشون گفتن فقط استرس نداشته باش و اینکه اصلا بارداری دوقلو خوب نیس و اینکه برای من که تنبلی تخمدان دارم خطرناک تر هم هس یه سری ویتامین بهم دادن و قرص دوفامد که ماه اول ۹ روز تاخیر خوردم بعد پریود شدم دیگه خسته شده بودم قبلا گفتم همون ماه خواب دیدم امام رضا بهم بچه داده فقط ازم خواست با صدای بلند صداش بزنم ماه بعد فقط دوفامد خوردم و خالم زنگ زد گفت امام رضا هستم منم خیلی گریه کردم و ازش خواستم یه بچه سالم بهم بده و اینکه همسرم به جای آب عرق کاسنی می‌خورد و خودمم عرق فراسیون شب و صبح ناشتا خوردم و از کیت تخمک گذاری استفاده کردم و زمانی که اقدام میکردیم سریع خودمو نمیشستم حداقل نیم ساعت صبر میکردم خداروشکر این ماه باردار شدم انشاالله هر کسی که چشم انتظار هس به زودی نتیجه بگیره اگر صحبت هام براتون یکم مفید بود ممنون میشم دعا کنید که نکنیم سالم باشه و قلبش هم تشکیل بشه 🙏🌷
مامان باران و ماهلین مامان باران و ماهلین هفته سی‌ام بارداری
سلام.خانما من میخواستم از بزرگترین تجربم توی باردار شدنم براتون بگم.من تنبلی تخمدان شدید دارم تو بارداری اولم دکتر میرفتم ولی تو این بارداری بدون اینکه دکتر برم حامله شدم.مهمترین عاملی که من حامله شدم نداشتن استرس بود استرس توی اقدام به بارداری سمه.تو بارداری اولم آخرین ماهی که رفتم دکتر تو سونو گفت یه کیست تقریبا بزرگ داری که اون باید رفع بشه بعد دارو برم برای حاملگی.من اومدم خونه و چون مطمئن بودم اون ماه درصد حاملگیم صفر دیگه بیخیال شدم و دقیقا همون ماه حامله شدم.این بار هم حدود سه ماه پیش رفتم دکتر گفت باید حداقل ۱۵ کیلو وزنت رو کم کنی شوهرت هم تحرک اسپرمش کمه باید دارو بخوره.اومدم به شوهرم گفتم گفت تا عید صبر کن بعد عید میرم دکتر.من دوباره بیخیال شدم که دیگه فعلا تا بعد عید نمیشه کاریش کرد.زد و من حامله شدم یعنی چون اصلا و ابدا مخصوصا موقع نزدیکی دیگه به بچه فکر نمیکردم و استرس نداشتم به راحتی حامله شدم.پس استرس رو از خودتون دور کنید