۶ پاسخ

دقیقا شرایطه منه+اینکه دخترمو باید ببرم مدرسه بیارمش به موقع صبحانه ناهار بدم بهش اونم رسیدگی های خودشو داره حالا یکی راحت تره یعنی شبا توان ندارم نفس بکشم ان شاالله زودی بزرگ بشن راحت بشیم ولی نسل ما ضعیفیم هم خودمون هم بچه هامون
قدیما ۹تا بچه میوردن اندازه ۱دونه ما اذیت نمیکردن

اوف نگو خواهر من همه ای اینا که میگی دارم اینا به کنار با مهمون آمدن چیکار کنم منی که حتی حال حوصله خودمو ندارم هی دم به دقیقه مهمون میاد برام اونم چه مهمونی ۲روز میمونه خونم

😭😭😭 خدایا نجاتمون بده، شامس بچه هم نداشتیم، بچه ها خواهرم اینقدر ارومن

عب نداره ماهم داریم همینا رو میکشیم ولی دخترمن یکم ارومتره عاشق پیاده رویه هرچقدر راه ببرم چیزی نمیگه سعی کن یه ساعت استراحت کنی تا اعصابت اروم بشه یه دمنوش ارامبخش بخور من هرشب میخورم

دقیقااااااااا پسرمن هزارررر برابر بدتر.دعاکن تنش سالمه بزرگ میشه دلت تنگ میشه

سلام عزیزم پسرمنم همینه دیگ دیوونه شدم ازدست کاراش کلا خرابکاری میکنه نق میزنه ولی چیکنیم چاره جزتحمل نداریم تابزرگ شن

سوال های مرتبط

مامان دختری مامان دختری ۱ سالگی
سلام دوستان میگم من جاریم خالمه و دیوار به دیوار هستیم دوتا دخترداره یه پسر بچه هاش خیلی دخترمو دوست دارن و واقعا مواظبش هستند دخترم هم عاشق اوناست و دوست داره همیشه اونجا باشه به قدری که برای اونا غش میکنه از گریه بچه هاش بزرگن دخترا دانشجوهستند پسرش هم دبیرستانی میده اونجا آهنگ براش میزارن همشون میرقصن یل با گوشی فیلم می‌بینند خیلی بهش خوش میگذره ولی اذیتشون هم میکنه از طرفی خالم همیشه همه جا میگه دخترش ۲۴ خونه ماست اصلا کی میره خونه خودشون این فقط تو شناسنامه این‌است درصورتی که میبینه من چقدر صداش میکنم نمیاد و همش گریه میکنه برا اونا من دلم نمیخواد بره چون دوست ندارم ۲تربیتی بشه دلم میخواد پیش خودم باشه خیلی باهاش بازی می‌کنم توپ بازی بدوبدو رقص نقاشی خلاصه خیلی حتی بهش میگم اگه گوشی میخوایی خودم بهت میدم ولی یه تایمهایی خسته میشه گریه میکنه میگه آجی حتی میبرم پارک ۲ساعت بازی میکنه بعد که میرسه به درخونه اونا گریه میکنه چیکارش کنم نره چشمش؟به من میوفته میگه نه نه پسر خالم میگه کتکش میزنی که نمیاد خونتون از حرفاشون خسته شدم دلم میخواد نره بهشون میگم حتی کتکش بزنید که نیاد خونتون میگن دلت میاد 😔😔موندم حیران