سوال های مرتبط

مامان مهدیار مامان مهدیار ۱۱ ماهگی
وای یعنی خدا لعنتش کنه من همیشه خیلییییی زیاذحواسم به بچه ام هست هرجا بره پشت سرم و میترسم خدا نکرده چیزیش بشه یعنی از این آدمای بیخیال نیستم ک بچه رو ول کنم امشب رفته بودیم خواستگاری برا داداشم بچه ام اونجا خیلی تو توجه بود برگشتنی تو بغل بابام خواب بود گرفتمش بغل خودم بابام تو ماشین بود من پیاده بلند کردم روشونم بزارم سرش رو پیشونیش خورد به در ماشین 😭😭😭😭بچه ام خیلییی گریه کرد ولی خداروشکر نه باد کرد نه زخم شد همون تو ماشین گفتم بابا بدش بغل خودم ک میخواد بخوابه دیگه اذیت نشه پیاده شدنی با ماشین خودمون همیشه حواسم هست و هر موقع پیاده شم فکرم هست ک سر بچه نخوره ولی خب ماشین داداشم انکار درش فرق داشت اگه چیزی میشد خودمو هیچ وقت نمی بخشیدم به شوهرمم نگفتم چرا گریه می‌کنه گفتم بد خواب شد چون اونم خیلی حساسه و اگه میقچفهمید دیگه تا قیامت تمومش نمی‌کرد نزدیک یه ساعت اینا بیدار بود حالش خوب بود بعد دیگه تازه خوابید یعنی چیزی نمیشه؟فقط خیلی عرق کردن بود سرش با باباش داشتن اتاق توپ بازی میکردن یعنی از اون؟
مامان محمد حسین و فندوقک مامان محمد حسین و فندوقک هفته هشتم بارداری