وای یعنی خدا لعنتش کنه من همیشه خیلییییی زیاذحواسم به بچه ام هست هرجا بره پشت سرم و میترسم خدا نکرده چیزیش بشه یعنی از این آدمای بیخیال نیستم ک بچه رو ول کنم امشب رفته بودیم خواستگاری برا داداشم بچه ام اونجا خیلی تو توجه بود برگشتنی تو بغل بابام خواب بود گرفتمش بغل خودم بابام تو ماشین بود من پیاده بلند کردم روشونم بزارم سرش رو پیشونیش خورد به در ماشین 😭😭😭😭بچه ام خیلییی گریه کرد ولی خداروشکر نه باد کرد نه زخم شد همون تو ماشین گفتم بابا بدش بغل خودم ک میخواد بخوابه دیگه اذیت نشه پیاده شدنی با ماشین خودمون همیشه حواسم هست و هر موقع پیاده شم فکرم هست ک سر بچه نخوره ولی خب ماشین داداشم انکار درش فرق داشت اگه چیزی میشد خودمو هیچ وقت نمی بخشیدم به شوهرمم نگفتم چرا گریه می‌کنه گفتم بد خواب شد چون اونم خیلی حساسه و اگه میقچفهمید دیگه تا قیامت تمومش نمی‌کرد نزدیک یه ساعت اینا بیدار بود حالش خوب بود بعد دیگه تازه خوابید یعنی چیزی نمیشه؟فقط خیلی عرق کردن بود سرش با باباش داشتن اتاق توپ بازی میکردن یعنی از اون؟

۱۰ پاسخ

یه نفر چون مادره قرار نیست که خونه نشین باشه که... قرار نیست از ترس اینکه نکنه اتفاقی بیوفته پاَشو از خونه بیرون نزاره.. اونم اتفاق به این کوچیکی و دور از ذهن. مثلا بگی خونه مامانم نمیرم نکنه کنترل تلوزیونشونو بزنه تو سرش! تو این دوران تو هر مکانی ممکنه بچه کار دست خودش بده مهم اینه که فقط مراقبشون باشیم... چقدر خودمون با حرفا به خودمون ظلم میکنیم...خانم ها باید هوای همو داشته باشن و از هم حمایت کنن نه اینکه مثل یه مرد جواب بدن.. نمیرفتی خواستگاری داداشت مینشستی توی خونه یعنی چی؟ خودتون هم بودین نمیرفتین؟ ببخشید نظر همه عزیزان محترمه ولی به شکل عجیبی این جمله ناراحتم کرد چه برسه مامان مهدیار رو

وای خدا چیکار کنم از یادم بره همش میاد تو ذهنم ک اگه اون تیزی نوک در می‌رفت تو پیشونیش چی اگه خون می اومد و فلان همش این چیزای منفی میاد و تیر می‌کشه مغزم از اون لحظه خوابمم نمیبرع لعنتی

اتفاقه دیگه میوفته ناخواسته انقد خودتو اذیت نکن بچه ها تا بزرگ بشن کلی اتفاق میوفته واسشون خواسته یا ناخواسته
منم دخترمو باباش از ماشین پیاده شدنی چند سری کوبیده سرشو😑

من بچم وایستاده بود یهو میوفته لبه جاکفشی سرش باد و کبود شد منم ب باباش گفتم من ت آشپزخونه بودم
تقصیر این باباهاشونه خیلی لوسش کردن بچه اوله حق میدم شاید بر بچه دوم اینا زر نزنن

حاللاا نمیرفتی خواستگاری ...

انگار من رو سر بچه اولم تعریف کردی تو روحم چقدرم میترسیدم همسرم نفهمه ،،این بچه دومی سرش اینور اونور میخوره میفته بیخیال شدم سر همسرمم داد میزنم مراقب بچه باش 😁😁

انگار من رو سر بچه اولم تعریف کردی تو روحم چقدرم میترسیدم همسرم نفهمه ،،این بچه دومی سرش اینور اونور میخوره میفته بیخیال شدم سر همسرمم داد میزنم مراقب بچه باش 😁😁

خودتو سرزنش نکن تو هم از قصد نکردی که
بعدشم بچس دیگه از این به بعد انقد میخوره اینور اونور تا بزرگ بشه😃

چقد حساسی دختر من صد بار خورده زمین هیچی نشده ب در ماشینم خورده نگران نباش بابا هرچی حساس بشی بدتر میشه شل کن

لعنتم کنه منظورمه اولش

سوال های مرتبط

مامان فراز مامان فراز ۱۰ ماهگی
بیاین قضاوت کنین خانما تقصیر با منه یا همسرم

امروز رفتبم باغ همسر دوستم
پسر من موقع بیداری شیر نمیخوره اصلا یعنی اگه موقع خواب ندم اون روز شیر نمیخوره
موقع رفتن ب باغ تو ماشین خوابید نتونستم شیر بدم
رسیدیم اونجا میخواستم شیر بدم ک بیدار شد و دیگه نخورد
بعدش عصر یه چرت زد اونجا یه دفعه شیر دادم( خیلی ب صدا حساسه اگع جیکی دراد بیدار میشه و شیر نمیخوره)
بعدش موقع برگشت ۵ دقیقه بود برسیم ک میخواس تو ماشین بخوابه
من بازیش دادم ک ی موقع میخوابه بعدش ک میخوام بندازمش سرجاش تو خونه بیدار میشه و شیر نمیخوره بخاطر همین نذاشتم بخوابه
اومدیم خونه خواستم بخوابونشم نخوابید
همسرم بعد من اومد خونه گف چرا نخوابوندیش گفتم نخوابید
گف میذاشتی تو ماشین میخوابید دیگع الان خواب بچه بهم ریخت
تو بخاطر خودت نذاشتی بخوابه ک شب دیر میخوابه
منم قاطی کردم یکم صدام بلند شد گفتم تو همیشه باید چرت چرت بگی نمیبینی بچه فقط تو خواب شیر میخوره
از وسط راه ک خوابش نیومده ۵ دقیقه مونده ب خونه میخواس بخوابه ک اونو نذاشتم
بعدش با حرص بچه رو هی تکون میدادم ک بخواب
انگار اومدیم خونه من از عمد تورو نخوابوندم باید بخوابی
خیلی خیلی عصبانیم از دستش
بخدا اعصاب منم خیلی ضعیف شده دیگه نمیکشم😪