بیاین قضاوت کنین خانما تقصیر با منه یا همسرم

امروز رفتبم باغ همسر دوستم
پسر من موقع بیداری شیر نمیخوره اصلا یعنی اگه موقع خواب ندم اون روز شیر نمیخوره
موقع رفتن ب باغ تو ماشین خوابید نتونستم شیر بدم
رسیدیم اونجا میخواستم شیر بدم ک بیدار شد و دیگه نخورد
بعدش عصر یه چرت زد اونجا یه دفعه شیر دادم( خیلی ب صدا حساسه اگع جیکی دراد بیدار میشه و شیر نمیخوره)
بعدش موقع برگشت ۵ دقیقه بود برسیم ک میخواس تو ماشین بخوابه
من بازیش دادم ک ی موقع میخوابه بعدش ک میخوام بندازمش سرجاش تو خونه بیدار میشه و شیر نمیخوره بخاطر همین نذاشتم بخوابه
اومدیم خونه خواستم بخوابونشم نخوابید
همسرم بعد من اومد خونه گف چرا نخوابوندیش گفتم نخوابید
گف میذاشتی تو ماشین میخوابید دیگع الان خواب بچه بهم ریخت
تو بخاطر خودت نذاشتی بخوابه ک شب دیر میخوابه
منم قاطی کردم یکم صدام بلند شد گفتم تو همیشه باید چرت چرت بگی نمیبینی بچه فقط تو خواب شیر میخوره
از وسط راه ک خوابش نیومده ۵ دقیقه مونده ب خونه میخواس بخوابه ک اونو نذاشتم
بعدش با حرص بچه رو هی تکون میدادم ک بخواب
انگار اومدیم خونه من از عمد تورو نخوابوندم باید بخوابی
خیلی خیلی عصبانیم از دستش
بخدا اعصاب منم خیلی ضعیف شده دیگه نمیکشم😪

۱۵ پاسخ

خب تو ماشین نمیشد شیرش بدی من خیلی وقتا حتی پشت فرمون تو ماشین شیر میدم بهش چون عادت داره حتما باید موقع خواب شیر بخوره بخوابه بعضی وقتا که خرید میرم تو راه برگشت گریه میکنه که شیرش بدم بخوابه منم مجبور میشم پشت فرمون شیرش میدم دفع بعدی هم اینجور جا که میدونی بچت حساس اذیت میشه نرو خیلی بهتر از اینه بخوایید سر بچه خالی کنی و همسرت از دماغت در بیاره

فکر کنم مشکل خیلیاست. کاملا عصبانیتتو درک میکنم ولی اون بچه بیچاره چه گناهی داشت. هر موقع حرص خوردی شل کن نذار بچه متوجه بشه، مادر و پدرش رو پناهش میدونه و خیلی درداوره براش که خشم و عصبانیت اونا رو ببینه🥲. منم با مشکلی که داری مواجه شدم. بهتره اونموقع سکوت کنی و بعد در یه فرصت مناسب با ارامش بهش توضیح بدی که چرا اونکارو کردی و بگی که از اینکه فکر اشتباهی در موردت کرده ناراحت شدی. وفتی شرایط رو توضیح میدی کم کم باهات راه میان. دشمنمون نیستن اونام از زاویه دید خودشون نگاه میکنن شاید اگه ماهم بودیم همین فکر رو می کردیم

درک آقایون صفره درکی از موضوع سختی دربچه داری ندارن

بگو آره به خاطر خودم نخوابوندم امشب تو بخوابونش

وای دقیقا مشکل هرروز ما

مشکل همه همینه
الان پسر من داره دندون در میاره
خوابش بهم ریخته هنوز نخوابیده
بعد شوهرم راه میره میگ بچه ساعت ده باید خواب باشه رو هوا بدون هیچ اطلاعی فقط حرف میزنن

افرین دقیقا

آ سنترا بخور اعصابت اروم شه
رد میکنی راخت

آره واقعا خیلی رو مخ میرن
فکر میکنن خیلی بچه داری سرشون میشه
شوهر من هر چی میگه میگم بیا خودت انجام بده
نه غذا میده نه میشوره نه میخوابونه اونوقت نظر میده واسه من
حرصم درمیاد

هی خواهر همه مردا یه گو هستن ببخشا فقط میرن تو روان آدم

مشکل از همسرته
عین شوهر من
بچه رو نگه نمیدارن، فقط هم تز میدن اینطوری کن اونطوری کن
زرنگی خودت بیا نگه دار
کم بچه آدم و دیوونه می‌کنه، اینام بدتر شدن بلای جونمون
آنقدر حرص دارم میخوام سکته کنم ینی

عزیزم حتی اگر شما بخاطر دیر خوابیدن بچه نزاشته باشی کار درستی کردی
شما مادرشی بهتر از هرکس میدونی کی و چطور بچت و بخوابونی
میدونم شرایط سختیه هممون تجربش کردیم اونا هم پدرن فک میکنن دلسوز تر از ما هستن کم کم میاد دستتون که این مشکلات و حل کنید
فقط اون وسط بچه طفلی و چرا با حرص تکون میدادی گناه داره

میخوام زار بزنم
میگه امروز یه دفعه شیر خورد مگه چیشد
بخدا هرروز از استرس اینکه سینمو کم میگیره شیرم خشک میشه هزار بار میمیرمو زنده میشم

مادر قلق بچه رو بهتر میدونه از طرفیم بچه ها عجوبن گاهی اوقات بر خلاف برنامه همیشگیشون رفتار میکنن مثل الان که رسیدین خونه نخوابیده
یه چیز عادیه نیازی نیست از دست هم ناراحت باشین و عصبی بشین فقط اینکه بخاطر رفتار بچه دنبال مقصر نگردین به جاش به راه حل پیدا کنید دوتایی

چیزای که‌گفتی دقیقا بچه ی منه😢😢😢هیچکسم‌درکمون‌نمیکنه میدونم فقط‌فکر هر دقیقه ات شده این که بچت‌بخوابه شیرشو بدی من ک کلا به این فکر میکنم‌برنامه ریزی میکنم خیلی سخته خیلی فقط من‌میفهمم چی‌میگیو چه استرسی میکشی😔😔

سوال های مرتبط