۴ پاسخ

عزیزم فدات شم مادر بودن سخته من یکی درکت میکنم اما اینم قبول کن نی نی گلت کوچولوست اون همه راه تو ماشین طفلی خسته شده آغوش مامانش آرومش میکنه

مامانت خودش قرار نیست نگه داره دیگه
حق داری عزیزم
مگه یه آدم چقد جون داره

من درکت میکنم چون دختر منم همینه بعضی وقتا سرش داد میزنم ولی عذاب وجدان میگیرم کلی ازش عذرخواهی میکنم بوسش میکنم بغلش میکنم تا اروم شه
حق داری خسته بشی بچه هم اذیت میشه دیگه این همه راه 8ساعت
بقیه شوهرتو مامانت درک ندارن چون جای تو نیستن اگه از اول تا اخر تو بغلشون بود میفهمیدن غصه نخور

شرایط اون لحظتو همه مامانا تجربه کردن و درکت میکنن من الان دخترم با جیییغ بیدار شد بزور بش شیر دادم یه کوچولو خورد هرکاری کردم نخوردش عصبیم کرده تو دلم انقد بش حرف زدم آروم شدم😅😅

سوال های مرتبط

مامان مهدیار مامان مهدیار ۱۰ ماهگی
وای یعنی خدا لعنتش کنه من همیشه خیلییییی زیاذحواسم به بچه ام هست هرجا بره پشت سرم و میترسم خدا نکرده چیزیش بشه یعنی از این آدمای بیخیال نیستم ک بچه رو ول کنم امشب رفته بودیم خواستگاری برا داداشم بچه ام اونجا خیلی تو توجه بود برگشتنی تو بغل بابام خواب بود گرفتمش بغل خودم بابام تو ماشین بود من پیاده بلند کردم روشونم بزارم سرش رو پیشونیش خورد به در ماشین 😭😭😭😭بچه ام خیلییی گریه کرد ولی خداروشکر نه باد کرد نه زخم شد همون تو ماشین گفتم بابا بدش بغل خودم ک میخواد بخوابه دیگه اذیت نشه پیاده شدنی با ماشین خودمون همیشه حواسم هست و هر موقع پیاده شم فکرم هست ک سر بچه نخوره ولی خب ماشین داداشم انکار درش فرق داشت اگه چیزی میشد خودمو هیچ وقت نمی بخشیدم به شوهرمم نگفتم چرا گریه می‌کنه گفتم بد خواب شد چون اونم خیلی حساسه و اگه میقچفهمید دیگه تا قیامت تمومش نمی‌کرد نزدیک یه ساعت اینا بیدار بود حالش خوب بود بعد دیگه تازه خوابید یعنی چیزی نمیشه؟فقط خیلی عرق کردن بود سرش با باباش داشتن اتاق توپ بازی میکردن یعنی از اون؟
مامان پسر و دختر مامان پسر و دختر ۱ سالگی
من انگار تو گهواره از این چیزا نگم نمیتونم راحت بشینم😐






خونمون نزدیک دادگاهه تقریبا
رو به رو هستیم داشتیم میرفتیم سوار ماشین بشیم دیدیم یه بچه جیغ میزنه و گریه میکنه شوهرم گفت بشین ببینم از کجا میاد صداش شاید گم شده بچه منم که حرف گوش کن افتادم دنبالش دیدیم یه بچه تقریبا ۱۰ماهه بی زبون وسط اون چمن ها هست کنار خیابونا گذاشتن اونجا یه چن نفرم خانوم دوره کردن ولی دست نمیزنن
شوهرم تا رفت سمت بچه یکی داد زد دست به بچه نزن گفتیم چیشده برگشته میگه هیچکس حق دست زدن به بچه رو نداره پدرش باید بیاد ازش صاحب بشه من نمیخوامش یا اینجا بمیره یا بیاد ببرتش
بچه شدید بیحال از بس گریه کرده بود نا نداشت
بعد مادردختره به زور اومد برداشت بچه رو آب اینا دادیم
این چن تا کلمه روی حرفم با مادرایی هست که فکر طلاقن
میدونم شرایط سخته میدونم این مردای بیشعور واقعا به ته میرسونن آدم رو
اما تو یه مادری نمیتونی از زیربار مسئولیتت فرار کنی
مادرا فداکارن درسته شاید فکر کنی بچت به آرامش میرسه اما
هیچ بچه ای از جدا بودن پدر و مادرش احساس خوشبختی نکرده
همیشه یه خلا هایی هست که وجود شما باهم پرش میکنه
کاش میتونستم به اون مادر بفهمونم بچه ۱۰ماهه هیچی از مشکل تو و صوهرت حالیش نیست
اگه شوهرت مسئوله ۱۰برابر اون هم تو مسئولی
مامان ماهلین🌙🩷 مامان ماهلین🌙🩷 ۱۲ ماهگی
دختر من شبا ساعت ده دهو نیم یازده میخوابه و صبح ساعت نه بیدار میشه
یک هفته بیشتره که صبح ها ساعت پنج صبح بیدار میشه و فقط گریه میکنه من تو خواب شبا شیرخودمو میدم به دخترم حتی سینه هم قبول نمیکنه پستونک هم قبول نمیکنه هیچی فقط گریه میکنه من میزارمش رو پام آروم میشه دوباره میزارمش پایین باز جیغ میزنه شده از ساعت شیش صبح تا نه صبح رو پام بوده واقعا پاهام درد شدید گرفته 🥲

امروز دیگه عصبی شدم و سرش داد زدم گفتم بسه دیگه ساکت باش چخبرهه خسته شدم دیگه پاهام درد میکنه گریه نکن آنقدر و شوهرم رو سرم داد زد که رو سر بچه داد نزن و بد روشو کرد اونور طبق معمول خوابید دوباره 🥲

واقعا چرا مردها درک ندارن درسته میرن سرکار خسته میشن ولی اصلا تو بچه داری که کمک نمیکنن و نظرهم میدن که چیکار کن چیکار نکن چرا داد میزنی عصبی نشو انگار ما رباتیم یا از سنگیم نباید عصبی و ناراحت بشیم نباید کم بیاریم من به معنای واقعی کم آوردم من تو این نه ماه هیچ کمکی نداشتم دست تنها بودم واقعا آنقدر فشار رومه که دارم خفه میشم چرا کس درک نداره انگار من بچمو دوست ندارم از قصد رو سرش داد زدم چرا اینجوری میکننن💔

تازه پاشده بره سرکار میگه اره داد زدی پدر مادرم شنیدن ناراحت شدن اخه اونا چجوری طبقه بالا شنیدن اخه😐

آدم میمونه از دست اینا چیکار کنه🥲ی