والا اگر من باشم خداروشکر میکنم که میزاره یکم نفس بکشم بچه منم با دایی هاش همین جوره
عزیزم طوری نیس بچس نمیفهمه اون جا که هس براش همه چی جدیده برا همین دلش نمیاد بیاد. برادر زاده خودمم 4 هار سالش شده همین جوره از کوچیکی همین بود هر دفعه میاد خونه مامانم پوست همرو میکنه از بس گریه میکنه نمیخاد بره خونشون مامانشم میزاره باز فرداش پدرم میبردش خونشون
فک کنم چون خیلی باهات بوده داره اینطوری میکنه ی روز بنداز سرشون بگو شمارو خیلی دوستداره نگرش دارید برو ارایشگاه برو جایی
بهتر...
یه کم نفس بکش
دقیقا برعکس دختر من کلا چسبیده بهم حتی پیش شوهرمم خیلی کم پیش میاد چند دقیقه ای بره شوهرمم دقیق حس تو رو داره اعصابش خورد میشه عصبی میشه که چرا نمیره پیشش!
ولی خب بچه حق داره شوهر من کارش یه جوریه میره چند روز خونه نیست
یا ما رو میزاره شهرستان چند هفته چند هفته
خداروشکر من بچه م اصلا با خانواده شوهرم راحت نیست😆غریبی ام میکنه از پدرشوهرم. ولی با خانواده خودم خیلی خوبه ذوقشونو میکنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.