۱۱ پاسخ

تو بنده ی برگزیده ی خدایی😁😅چیه بچسبه بهت خب

من مثل توعم تازه سواستفاده ام میکنم همش میگم اینو نمیخاد فقط تورو میخاد
شوهرم هندونه هایی که میدمو میکنه زیر بغلش سریع میره باهاش بازی میکنه من راحت تو گوشی میچرخم 🤣🤣

بخاطر بقیه رو دیر ب دیر میبینن میخان بازی کنن باهاشون ما تکراری شدیم😂

هم درد هستم منم حس میکنم مادرش نیستم فقط خونه تنها هستم میاد پیشم پدرش بیا به من هیچ حسی نداره برای همه گریه میکنه جز من 🥴

دخترمنم خیلی نمی‌چسبد جدیدا ی خورده بهونه میگیره ولی ن زیاد
خدا خیرشون بده
ما بچه هامون رو مستقل بزرگ کردیم

این که خیلی خوبه تو مهمونیا و بیرون راحتی

دختر منم همینه بغل همه میره جز من

خب مادر ها زیاد میبینن تکراری میشه.. دوسدارن آدم جدید ببینن... اتفاقا بچه‌ها فقط کنار مادر آروم هستن... توام دعوا نکن شاید نرسیده از چیزی

من یک هفته مهمون دارم عمه جونیش اومده اصلا پیش من نیست شیر هم نمیخواد چون غذا خوب میخوره

کاش دختر منم اینجور بود😂

خوشبحالت که بهت نمیچسبه روانم خرابه از دستش یه ثانیه من و نبینه کن فیکن میکنه انقدر جیغ میزنه ارزوی یه دست شویی راحت و دارم

سوال های مرتبط

مامان جوجه ها مامان جوجه ها ۱۲ ماهگی
مامانا من با خواهر شوهرم صمیمی ام ،خیلی کم تا الان باهم مشکل داشتیم و رابطه مون خوبه
دختر کوچکش از پسر من شش ماهه بزرگتره،وقتی باهم یکجاییم همش باید مراقب باشم که دخترش پسر من رو نزنه یا موهاش رو نکشه ،تو‌دلم‌ ناراحت میشم ،میگم درسته دخترش بچه است و نباید دعواش کرد و متوجه نمیشه،اما وقتی می‌دونه دخترش میزنه باید مراقبش باشه نه اینکه من فقط دنبال پسرم راه بیوفتم
حالا دیشب که باهم بودیم دیدم پسر ۶ ساله اش دوبار پسر منو زد🤐من اصلا دوست ندارم بچه های بقیه رو دعوا کنم ولی دیدم مامان باباش اصلا حواسشون به بچه اشون نیست سریع پسرمو بغل کردم و به پسرش گفتم نباید بچه به این کوچیکی رو بزنی،من خیلی ناراحت شدم از این کارت.
مامان باباشم با اینکه صدای منو شنیدن به روی خودشون نیاوردن.
حالا واقعا ناراحتم،بچه کوچیک اشکال نداره ولی آخه وقتی بچه ات شش سالشه و یک بچه یک ساله رو میزنه نباید هیچی بهش بگی؟ یا نباید از مامان باباش عذرخواهی کنی؟
شما جای بودین چیکار میکردین؟