۱۰ پاسخ

چرا میاد که بچتو بخوای دعوا کنی اون لذتشو ببره اصلا وسایل و بزار تو اتاق که نتونه استفاده کنه اگه خواهر شوهرت چیزی گفت بگو دوست ندارم بچم اذیت بشه

درو روش ببندی میفهمه نباید زدن رو تکرار کنه عزیزم؟
همون موقع ک میخاد اقدام کنه ب زدن مهربون اما محکم دستاشو بگیر و شمرده و بلند تکرار کن : ما کسی رو نمی‌زنیم دستای مت برای زدن نیست دستامون برای ناز کردن برای کف زدن و برای بغل گرفتن دوستامون. کتاب دست برای زدن نیست رو براش بخر و باهم بخونید

عزیزم مال سنشون هست پسرمنم همینطوره اگه بچه خاهرم یا داداشم بغل کنم میزنتشون یا چیز پرت میکنه سمتشون منم خیلی اذیت میشم

بهتره یه مدت کمتر همدیگه رفت و آمد کنید بهتر میشه

واقعا چطور بخاطر اینکه کسی چی فکر کنه بچتو تنبیه می‌کنه
خب بچن دیگ نمی‌فهمه ک

آب هم خیلی یه جا بمونه بو میگیره
من انقد پختم و دادمشون خوردن
آخرم نمک خوردن نمکدون شکوندن
کلا زیاد رو نده

خب به خواهرشوهرت بگو پسرشو نیاره
میخوای به شوهرت بگو بهش بگه

خب نیاد خونتون والا بچه ی خودت مهمه یا اون خواهر شوهر وقتی خودش میبینه چرا مدام میاد والا من دخترم با پسر دختر داییم یه سال فاصله دارن وقتی همو میدیدن با هم کنار نمی اومدن منم دیگه نرفتم تیر ماه خونشون رفتم با اینکه پیاده ۱۵ دقیقه راهه خیلی نزدیکیم

هیچ کدوم عقل ندارن ن پسرت ن اون بچه هر دو خیلی کوچیکن اصلا دست روش بلند نکن اما تذکر بده و اینکه ب خواهر شوهرت اینو بگو ک میزنه بچتو شاید ی فکری کنه

چون زیاد میاد باهاش لجه

سوال های مرتبط

مامان فسقلی ها مامان فسقلی ها ۳ سالگی
سلام خانما بیاین یه مشورتی بهم بدین.دیشب خالم اینا اومدن خونمون پسرش از پسرم۶ماه کوچیکتره ولی خب باهوشه و متوجه همه چیز میشه و مث پسرم حرف میزنه کامل.از همون اول اومد سوار موتور پسرم شد بهش گفت حق ندادی سوار بشی و پسرم شروع کرد به غرغر هرچی باهاشون حرف زدم ۲تایی سوار بشین گوش ندادن تا اینکه پیاده شد و بالاخره پسرپ تونس بشینه و پسرم خیلی راحت گفت بیا۲تایی بشینیم و کلی بازی کردن،ولی پسرم خالم همینجور حسودی میکرد تا پسرم بچیزو میگرفت سریع با جیغ و داد زدن از پسرم میگرفت و پسرم چون بهش گفتم دعوا کار بدیه کوتاه میاد ولی میشینه گریه میکنه یا بغض میکنه.خالمم یه کلام به پسرش نمیگفت باید باهم دوس باشین و یا اسباب بازیه خودشه برعکس شوهرخالم تا پسرم یچیزو میگرفت میگفت بده به پسر من ،پسر منم خب از خجالت میداد به پسرخالم.
شما بودین چوارمیکردین؟پسرم دیشب خیلی حرص خورد همینجور مث ادم بزرگا میریخت تو خودش انگاری و حاضر نبود بزنه یا دعوا کنه دوس داشت بازی کنن باهم
مامان سام مامان سام ۲ سالگی
توروخدا همتون جواب بدین خیلی فکرم درگیره
بچهای شما که همسن پسر منن میتونن از خودشون دفاع کنن؟ بچه ای نزدیکشون میشه یا میخواد بزنه چیکار میکنن؟پسر من تا چندوقت پیش خیلی غلدری میکرد مثلا میرفتیم بیرون هرجا هرکی باهاش حرف میزد این سرش داد میکشید اما اینجور هم نرود که هرکیو میبینه بره بزنش ولی چندوقت پیش بردمش خانه بازی یه دختری که فک کنم دوسال از پسرم بزرگتر بود نمیذاشت پسرم با لگوها بازی کنه مامانشم اصلا اهمیت نمیداد پسر منم گریه میکرد که حتما میخوام لگو بازی کنم اونم لج کرده بودنه نباید دست بزنی منم به دختره گفتم عزیزم دوتاتون بازی کنین وقتی گوش نکرد پسرمو بردم جلو گفتم نصفش برا پسر منه نصفش برا تو بعد گریه کرد رفت پیش مامانش پسر من از گریه اون ترسید دیگه هرکار کردم بازی نکرد حتی دختره از پارک هم رفت باز پسرم بازی نکرد و انگار کلا دل و دماغشو از دست داد از اونموقع تا میریم خانه بازی میخواد دست به لگوها بزنه میمونه منتظر نگاه آقاعه صاحب اونجا میکنه تا بهش اجازه بده اگرم کسی بهش بگه دست نزن زود میترسه میاد عقب دوست ندارم اینجور باشه قبلا اینجور نبود اصلا حرف کسیو گوش نمیداد سا مثلا یه بچه میاد سمتش یکم میترسه میاد پیش من ولی مثلا با پسرعموهاش بازی میکنه بعضی وقتا میزنشون چجوری یادش بدم بتونه از خودش دفاع کنه؟ میخوام ببینم اقتضای سنشونه؟ شوهدم میگه شاید سرش داد میکشیم اینجور شده آخه خیلی بچه بدقلق و لجیه بعصی وقتا مجبور میشم داد بکشم سرش