۶ پاسخ

اونا نميخوان خودشونو وارد اين چالشها كنن.شما كار درستي كردين

اتفاقا شما بهترین مادری

کار درست رو شما کردی
چون بزرگتر بشن ، سخت تر این روتین هارو میپذیرن ، خیلی خوبه توی سن کم عادت کرده بهشون

اینجامتاشفانه اگرحرفی بزنی وبرخلاف میلشون .....
ولی بچه باید یه سری چیزا رو دیگه اموزش ببینه حالا ممکنه گاهی سختگیری هم بشه یه دخترخاله دارم بچش هم سن بچه منه خیلی ریلکس مثلا بچش هرچیزی خونه هرکی بشکنه خراب کنه حتی نمیگه اشتباه کردی میگه بچه هس ولی پسرمن حتی توخونه هم سمت این وسایلانمیاد یا مثلا وقت غذا میره ازعمد همه دیوارومبل وهمه چی میماله نمیگه اشتباهه اماپسرمن مودب میشینه سرسفره تموم شد تشکرمیکنه وبلندمیشه وصدها مدل دیگه خب پسرمن که اینجورنبوده بالاخره یادش دادم و ازنظرخودم خیلیم عالیه واطرافیان همه تحسینم میکنن پس کارشما درسته ازنظرمن

دقیقا منم همین مشکل رو دارم دلم نمیاد پسرم شب تنها بخوابه یکی دوبار تو اتاقش گذاشتم نصف شب بیدار میشد گریه میکرد دلم کباب میشد میگفتم بچم چقدر ترسید از تنهایی !!!
یا مثلا سر شیشه شیر دلم نمیومد بخاطر شیشه بچم گریه کنه بهش دادم الان سه سال و عقد ماهشه خودش دیگه دو سه هفته است نمیخوره ،

ولی خب نمیتونم بگم کار من درسته یا کار شما !!!
هرکسی یه جوریه.
خیلیا رفتار من رو اشتباه بدونن. ولی من میگم بخاطر شیر نخوردن چرا بچمو عذاب بدم برادر زادمم تا سه سال شیشه خورد خودش ول کرد گفت دیگه بزرگ شدم نمیخوام

برعکس عزیزم شما بهترین کار کردی

سوال های مرتبط

مامان چشم قشنگ مامان چشم قشنگ ۳ سالگی
مامان دلسا مامان دلسا ۳ سالگی
مامان دخمل باباش 🩷 مامان دخمل باباش 🩷 ۳ سالگی
مامانا کیا مثل منه لطفا جواب بده من همیشه واسه هر چیزی گریه میکنم استرس اضطراب دارم بخاطر یه کار کوچیک گریه میکنم نمیتونم حرف مو بکسی بزنم یا جواب کسی رو بدم همش گریه میکنم حتی اگه طرف جلوم نباشه الانم تو این ۴ ماه بارداری خیلی خیلی بد شدم بعنی همه کارم شده گریه غصه نگرانی فیلم میبینم گریه میکنم حرف میزنم گریه میکنم خواب میشم گریه میکنم دخترم حرف بزنه گریه میکنم شوهرم حرف بزنه یا بگه بالا چشمت ابروهه گریه میکنم نمیدونم چم شده قبلا اینجوری بودم مثلا یه چیزی یا کسی ناراحتم می‌کرد نمیتونستم حرف بزنم از خودم دفاع کنم میزدم زیر گریه ولی چند ماهه بار دارم دیگه نابود شدم همه کارم شده گریه شب جمعه شوهرم مارو برد بیرون اینقد تو ماشین گریه کردم که چرا منو آورده بیرون چرا زود نرفتیم خونه دلیلش چی میتونه باشه امروز روان شناس رفتم گفت سریع کن خودتو آروم کنی وگرنه بچه کولیک رفلاکس میگیره شب روز گریه میکنه همش باید ازین دکتر ب این دکتر باشی زایمانت سخت میشه سینه هات شیر نمیکنه کسی بوده مثل من بوده باشه و خوب شده باشه آیا میتونه افسردگی بارداری باشه