۴ پاسخ

همین کارو ادامه بده دگ بهش پستونک نده بالاخره از سرش میفته شاید یکم زمان ببره بد قلق بشه حتی اما کم نیار چون بالاخره باید این دوره رو بگذرونی چ الان چ دوماه دگ الان بگیری بهتره خسته نشی یوقت کلافه بشی دوباره بهش بدیاااا عادت می‌کنه بالاخره

دقیقا پسر من مثل پسر شما وابستگی نداشت فقط موقع خواب باید پستونک میخورد ولی الان هفت روزه کلا نمیخوره
فقط یکی دو روز اول باید هر وقت بیدار شد بهونه گرفت یه جوری ارومش کنی همین و اینکه قبل خواب شکمش خوب سیر کن
اصلا نباید سست بشی با بهونه هاش واسه یه مادر سخته ولی به خاطر خودش باید تحمل کنی

پسر منکه شیرخشکی بود و وابستگی شدید به شیشه داست فقط سه روز نق میزد و بی تابی میکرد نهایت سه روزه
الانا یه وقتایی میگه مامان جیجی باز حرفسو عوض میکنه میگه نه آب 😅

من دیگه خسته شدم واقعا از پسر من پستونک گرفتن سخته امشب شب چهارمه ولی فقط گریه میکنه منم دیوونه شدم از دستش

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۱ سالگی
تجربه گرفتن شیر که نزدیک دوماه برا من طول کشید
من تدریجی گرفتم پسرمم خیلی وابسته بود و در روز خیلی شیر میخورد حتی با فاصله کمتر از دوساعت
من از شیر روز شروع کردم پسرم ۱۰ یا ۱۱ بیدار میشد هفته اول تا ساعت ۴ بعد از ظهر شیر ندادم ساعتای اخر ک بهونه میگرفت یا بیرون میبردمش یا میرفت ماشین سواری با باباش و خلاصه سرگرمش میکردم با کارای جدید
ساعت چهار یکبار شیر میخورد و بعد تا ۱۰ شب نمیدادم
همینطوری فاصله رو بیشتر کردم و برا هر ساعت نزدیک یک هفته زمان گذاشتم و یکساعت یکساعت فاصله رو زیاد کردم
تا رسیدم به هشت
هشت تا ده رو یهو تو چهارروز رفتم جلو و دیگه فقط موقع خواب میدادم
اون رو هم چندروز زمان دادم بعد دیگه ندادم شب اول خیلییی زیاد بهونه گرفت و شدید گریه کرد باهر بدبختی بود بدون شیر خوابوندمش ولی شیر نصف شبشو دوسه باری ک بیدار شد دادم
شب دوم خداروشکر اروم تر بود و بدون شیر خوبید تو خواب شبشم ک سه بار بیدار میشد فقط یکبارشو شیر دادم و بقیرو ندادم
شب سوم کلا شیر نخورد موقع خواب بالششو میاورد و میگفت توهم بالش بیار و کنارم بخواب بعدم ی تیکه کیک یا بیسکوییت میدادم فقط یکی دوگاز میزد ازش و میخوابید
الان پنج روزه کلا شیرش قطع شده
به جز شب اول قبل خوابش بقیش اصلا سخت نبود با اینکه فکر میکردم سخت تر باشه