سلام دوستان کسی هست تو هفته من فکر کنه مثانه اینقدر پره که تحمل نداره ولی در واقع کاذبه
من دوست داشتم چیزای خاص و دست نیافتنی هوس کنم 😂😐
اما هیچی از هوس و ویار نفهمیدم متأسفانه
فکر میکردم خیلی چاق بشم ولی من وزن کم کردم و بی اشتها شدم 😑😂
من فکر میکردم باردار بشم چقد عزیز میشم پیش شوهرم چون قبلش همش میگفت برام یه بچه نمیاری
بعد ک حامله شدم گفتم دوران سلطنتم شروع شد
هووو اصلا دریغ از یه کار کوچیک هیچی تازه کمکمم ک اصلا نمیداد تو خونه
دکتر هم همش تا الان خودم رفتم تنها
☹️☹️🙁
من همیشه عاشق دوران بارداری بودم فکر میکردم آدما خیلی خاص میشن خیلی کیف میده ولی چند ماه اول بد ویار بودم لاغر شدم اصلا در حد مرگ بودم کلن فکر میکردم همه چیز خیلی راحته ولی خب خیلی مسئولیت داره خیلی مراقبت داره با این حال برام خیلی شیرینه دوسش دارم
مثل تو فیلما ک سرگیجه میگیرن غش میکنن پرستار میگه بارداری نمیدونم چرا انقد از این حرکت خوشم میاد😂😂😂
منم یکی از فانتزیام این بود که برم سونو و بگن مثلا هفت ماهمه ولی سه روز بعد از تاخیر سریع بیبی چک زدم کلا علاقه خاصی به باردار شدن داشتم هول بودم🤧🤧🤧🤧
ببین من رفتم سونو گفت خانم۴ماهته و من نمیدونستم،،،
من فک میکردم۲ قلو داشته باشم چون ژنشو دارم😄
فانتزی دیگم این بود دراز بکشم دستمو بذارم رو شکمم شوهرم تو اشپزخونه در حال غذا درست کردن باشه😂
اما شترررر در خوااااب بیند🤣🤣🫠🫠من تو همون خوابم ندیدم
بعدشم دوس داشتم هوسکنم کل شهرو زیر و رو کنن برا ویارم ک اینم نشد😂
خب بگه 5ماه بارداری چه لذتی داره اخه؟ 😂
منم فکر می کردم ناز نازی و اینا بشم
دست به سیاه سفید نزنم
ولی نه هم کار میکردم از اول هم اصلا ناز نازی ایم نمیومد😂
بعد میگفتم دم و دقیقه چیز هوس میکنم اما نه فقط قارا خیلی میخوردم
من عاشق این بودم ک شکمم بیاد جلو ولی حالا میفهمم جلو اومدن مساوی با سنگین شدن😵💫
من فکر میکردم میفهمم باردارم و دیگ میشه سریع ماه ۹و عکس و فلان و اینا،ولی از اول حالت تهوع و استفراغ و میگرن دیوونم کرده
من فک میکردم شروع حاملگی شبیه فیلما با دویدن سمت دسشویی و عوق زدن و بالا آوردن باشه 🥴🥴
ولی من اصلا اینطوری نبودم خداروشکر البته
من فکر میکردم برم سونو بگه دوقلوعه و یکی دیگش مث خودت که بد غذا و حالت تهوع بگیرم برعکس شد و اصن تهوع نداشتم میل به غذام بیشتر شد🤣
دوس داشتم حامله بشم شکم بزنم ب همه نشون بدم الان ک بش فک میکنم خجالت میکشم😂😂
من شکم دومم که باردار شدم نرفتم دکتر و سنوگرافی
شکمم گرد و جلو بود
بالاخره آخر ماه پنجم رفتم سنوگرافی آنومالی فک میکردم دکتر میگه پسر بارداری
که یوقت دکتر بهم گفت دوقلویی دختر بارداری من برگام ریخت🤣🤣🤣🤣🤣
هیچوقت فک نمیکردم دوقلویی باردار شم اونم مادر بزرگ مامانم چند قلو داشته
من فک میکردم یهو اوق میزنم میرم ازمایش میگن بارداری برعکس ی دل درد شدید گرفتم پریودی افتاد عقب بعد این فهمیدم باردارم ویارگرفتم 😂😂
منم همیشه دوس داشتم نفهمم باردارم برم سونوبگن ۳ ماهه
ولی ۲ هفته اینام بود فهمیدم😐😂🤦🏻♀️
دقیقا همین فکرای تو هیچکدومم نشد😂😂
من فکر میکردم شکمم خیلی بزرگ بشه که نتونم راه برم
ولی اصلا شکم ندارم🤣
یا مثلا یکی از فانتزیام این بود برام کلی خوراکی میخره شوهرم ولی این اتفاق نیوفتاد😀
من فانتزی نداشتم واقعا 🤦🏻♀️
حالت تهوع داشتم ولی پریودم میشدم فکرشم نمیکردم حامله ام
دیگ رفتم دکتر برا حالت تهوع گفت آزمایش و سونو
رفتم سونو گفت ۸ هفته اینم صدای قلبش
برگام ریخته بود🤦🏻♀️😅
میدونم چرته . ولی دوست داشتم حامله بشم فقط . مجرد بودم هندونه میزاشتم زیر شکمم ببینم چجوری میشم یهو بابام اومد تو 🤣🤣🤦. ب مامانم گفت اینو فقط بدیم بره 😅
من دوست داشتم برم یه دفعه دکتر بگه چند قلو بارداری اما نشد
عاشق این بودم شکمم بیاددجلو عاشق این بودم بگن فرناز حاملس عاشق عکس بارداری🤣🤣🤣🤣🤣
منممممم😂😂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.