۱۲ پاسخ

از روزی که یادمه تو با شوهرت دعوا داری خب اگه قبلا اینجوری بود چرا باردار شدی
من‌خودمم با شوهرم بعد زایمانم زیاد راه نمیام گیر الکی انگاری دوس دارم اعصبانیتمو سر یکی خالی کنم‌نمیدونم ک

شوهر منم خیلی میگف بچه بیار دیگه ب چیزی کار نداشته باش خودم همه جوره هستم!ولی الان فقط ۵ دقیقه بغلش میکنه انقد بوسش میکنه اونم گریه میکنه بعد بچه رو میده بهم میگه بیا شیر میخواد!هزارباز گفتم با ریشات انقد بوسش نکن منوجه نیست!اصلا کمک نمیکنه بهم نه تو بچه داری نه کار خونه!اینا یه طرف دخالتم میکنه!بچه رو اینجوری نگیر اینو تنش نکن واکسن نزن فلان نکن خونه فامیلات نبر وخیلی گیرای دیگه!ماهم بحث زیادی داریم از وقتی بچه اومده

اتفاقا اکثریت کع قصد بچه دارن ب قصد این میارن و زندگی بهتر بشه شوهر آدم بشه

عزیزم خدا بچت رو‌برات حفظ کنه
واقعا بچها داری سخته من بچه دوممه خیلی اذیت میشم کمر درد گرفتم گردن درد دارم
از بس بچه بغل کردم تاندون دستم کش اومد نمیدونی چه درد وحشتناکی داره
خودم تنهام تو شهر غریب هیچ کسی کمکم نیست شوهرم ساعت 8شب میاد خونه ساعت نه می‌ره می‌خوابه صبح ساعت 6 می‌ره سرکار اصلا وقت نمیکنه باهام حرف بزنه چه برسه که بیاد کمکم
فقط بعضی وقتا میگم چند دقیقه بچه نگه داره تا من برم حمام ...
اینا رو گفتم ک بدونی این سختی و بی خوابی بچه داری برای همه مامانا هست برفی یکی بیشتر یکی کمتر
ولی هرروز که خنده دخترم رو میبینم میگم خداراشکرت که دارمت و همه سختی هارو با جون ودل تحمل میکنم تا این دوره هم بگذره

شما یک مامان قوی هستی که از پس زایمان و دوران بارداری بر اومدی و الان داری از بچت مراقبت می‌کنی اگه خسته میشی حق داری عزیزم

اما در رابطه با همسرت توصیه میکنم با مشاور خوب در تماس باشید بهتر راهنماییتون می‌کنه ❤️

خانوما بچه فقط پیش مادرش آروم میگیره ،بعدشم هیچ دردی بدتر از این نیست بنظرم که یه زن نتونه مادر بشه ،مادر بودن بهترین حسیه که یه زن می‌تونه تو زندگیش تجربه کنه،خستگیاش زیاده قبول دارم ،ولی نگید ب بقیه که بچه دار نشید،

ببین خاهر بخدا شاید اینو بگم باورت نشه من هم پدری میکنم هم مادری شوهرم صب مسره نمایشگاه شبا بعضی وقتا۸ یا۹شب میاد اونم دو‌دقیقه بوس فللن میندازع رو سرم منم به استراحت نیاز دارم نیاز خاب دارم بخدا شوهرم یعضی وقتا میره تو‌انیستا تا دو سه شب بیداره ها دخترم برای شیر گریه میکنه یکم‌شیر بهش نمیده ک منو بیدار نکنه بیدار مسکنه پاشو له بچت شیر بده بخدا هر روز میگم‌کاش خونه مادرم بودممیخوابیدم اونجا هم از تذس اینکه مادرم یهو به چیزی سر گرم شه بچه بسوزه دیگ شوهر اقا ولکنم نیس اونجا هم اسایش ندارم مجبوریم میفهمیم پیش اومده

بچه کلا میرینه تو زندگی 😂خدا پسرمو حفظش کنه از وقتی دنیا اومده شوهرم شده سگ منم گربه هی بهم میپریم 😑🤦

دستت بشکنه اونی ک دیس لایک زدی😂

از صبحه فقط گریه با هیچی اروم نمیشه دیگه دیدم فایده نداره گذاشتم زمین گریه کرد خودمم گوشامو بستم گریه کردم میخام بمیرم

اخی عزیزم جمله اخرت هم خنده داشت هم گریه
و از ته ته وجودم درکت میکنم وقتی شوهر محبت نمیکنه دیگه ماهم محبت و انرژی نداریم که به بچه منتقل کنیم
ولی به این فک کن که اون بچه جز تو کسیو نداره واقعا هیچکس نمیتونه مثل مادرخودش براش باشه به کتف چپت که شوهرت ادم نیس محل سگم نزار زیادی تحویلش گرفتی شاخ شده فقط به بچت عشق بده اون پدری نمیکنه تو هم پدرباش هم مادر

دقیقااا کاملا با حرفت موافقم شوهر من آدم بود همش بچه دوس داشت می‌گفت بچه بیاری خودم نگهش میدارم الان یه دقیقه میگیرتش تا میرم دستشویی صدتا غر میزنه سرم منم مثل سگ پشیمونم از بچه اوردم

🫠🫠🫠

سوال های مرتبط