۱۱ پاسخ

بهش سیتیرزین بده خواب آوره تا یکم بخوابه چون خوابش بهم ریخته و کلافه است خودت هم برو توی اتاق در رو ببند و به طور جدی بگو بچم میخواد بخوابه یکم مراعات کنید از اتاق نیا بیرون تا قهر کنن برن😂

ای وای
عزیزم اول یه زاغ و اسفند برا بچت بذار شاید دم چشم اومده
بعدش الکی بگو فلانی ناهار دعوتم کرده که پاشن برن خونشون
سریع یه شربت سرماخوردگی بده بچه که اگر مریض شده یا میخواد بشه بدتر نشه.

تنهایی صد شرف داره به اینجور دور همی ها

بچت بد خواب شده سرش درد میکنه
سعی کن خونه رو آروم کن یکی دو ساعت بخوابه استامینوفن اگه داری بده

ببین عزیزم بهونه بیار بروبه مادرت یاخواهرت یابردارت زنگ بزن بگو الکی بگه بیاخونم به کمکت احتیاج دارم وازاین وربگوبایدبرم به مادرم کمک کنم وبایدبچه راهم بزارم خونه مادرم وشب هم میخوام برم سرکار واگرماشین دارن بگوبیان دنبالت تااوناهم چیزی نگن برن خونه خودشون.

استامینوفن بده بهش شاید بد خواب شده فقط مواظب باش تب نداشته باشه بعدم از حالا ک خونت هستنو پسرش انقد اذیت میکنه از پیش بچت تکون نمیخوری میگی ببخشید همه چی تو اشپزخونه هست پسرم بهونه میگیره نمیتونم پذیرایی کنم برو تو اتاق پسرت خوابید خودتم بخواب ایشالا ک سرماخوردگی نیست

کاش میگفتی نیان

پاشو بگو بچم مریض شد انگار از پسرت گرفته باید ببرمش دکتر که اونا هم برن
بگو میخام ببرمش دکتر برم بزارمش پیش مادرشوهرم میخام برم سرکار
ببرش دکتر چون شب بیدار مونده طفلک بدنش سرما دیده
ویروسع
چقدر بی درک هستن

عجب گاوایی پیدا میشن

اسپری بینی براش بزن، بعدم خودت استرس نداشته باش استرسو بهش منتقل میکنی، اروم باش و بغلش کن

چقددد بدم میاد از آدمای مزاحم خدا

سوال های مرتبط

مامان مهرسام و دریا😍 مامان مهرسام و دریا😍 ۱۵ ماهگی
سلام خانما..کسی به چشم زخم اعتقاد داره؟.من اهمیت نمیدم اصلا ولی یه دختر عمو دارم همسن منه هر بار ببینمش یا بیاد خونمون گره میوفته به زندگیمون...برج ۲ اومد خونمون بعد رفتنش بماند که چند هفته درگیری شدیدی با شوهرم داشتم منو بچه هام خیلی بد مریض شدیم...هر کدوم از بچه هارو بیشتر از ۵ بار بردم دکتر خودمم ۲ بار رفتم تا خوب شدیم به اصرار خواهرم یه تخم مرغ دادیم یه غریبه شکوند به اسم دختر عموم دراومد قیافم😳😳😳....چند هفته رفتیم مشهد (دختر عمومم همسفرمون بود من راضی نبودم ک بیاد ولی خب بهش گفتن اونم اومد)از وقتی ک برگشتیم دقیقا ۲ هفتس بچه هام درگیر مریضی شدن...بخدا هر کدوم ۵ بار بردم دکتر هم مطب هم بیمارستان...بچه ها خیلی اذیتن هنوز خوب نشدن...حالا میخوام دوتا دیگ از پسر عموهامو پاگشا کنم اونم میاد بخدا میترسم...نمیشه دعوتش نکرد چون مجرده و یکی از پسر عموهام برادرشه ک باید دختر عمومم باشه...بخدا موندم چیکار کنم 😭😭😭
ببخشید طولانی شد درد دل کردم
مامان مهوا🐣 مامان مهوا🐣 ۱۱ ماهگی
خانوما تایپک قبل و نوشتم دیدم شماهم مثل من واکنش نشون میدین🙂
چند وقته پیش فامیلای همسرم زنگ زدن گفتن میخواییم بیایم ناهار
دختر من خیلی گریه میکنه و بهم وابستس خیلی اذیتم میکنه من باز با تموم اینا گفتم بیاین قدمتون رو چشم
بعدش تا ساعت ۵ صب من بیدار موندم کارامو کردم ناهارمو پختم
خیلی خسته بودم
مهمونام که اومدن دختر خواهرشوهرم عروسک مهوارو برداشت مهوا گریه کرد عروسکو گرفت
دختر خواهرشوهرمم گریه میکرد خودشو میزد مادرشوهرمم با حرص و اعصاب خوردی اومد مهوا رو محکم برداشت از زمین و عروسک گرفت داد به دختر خواهرشوهرم
مهوا گریه میکرد بعد مادرشوهرم برگشت گفت هیشکی به این دختر حرفی نزنه (دخترمو میگفتا)این عصبیه
منم ناراحت شدم گفتم یعنی چی که عصبیه
عقب موندس(دورجون بچم )روانیه چیه که اینجوری میگی
بچمم از بغلش گرفتم
البته با خنده گفتما ولی خب حرف دلم بود اوناهم فهمیدن من جدی میگم و شوخی نیس
حالا مادرشوهرم اومده پیش شوهرم شکایت که چرا زنت بچه رو از بغلم گرفت فامیلات ناراحت شدن و فلان شدن
ولی نمیگفت که چی گفته من اعصابم خورد شده
هی میگفت بچه تو بچه منم هست نباید از بغلم میگرفتی
منم دیگه جوش اوردم گفتم اولا که بچم بچه ی منو پسرته
دوما اگه بچه خودت حسابش میکنی به چه حقی جلو اون همه ادم به بچم میگی عصبی تو حق نداری به بچه ی من چیزی بگی
چون منم به خودم اجازه نمیدم کمتر از گل به بچم بگم هر کی هم بگه من میدونم و اون
بنظرتون رفتار من بد بود ؟؟؟؟؟