۴ پاسخ

برعکس دختر من ‌اصلا دوست ندارع تنهایی با باباش جایی بره
اول همسرتون باش بازی کنه بعد بره پیش دوستاش

به بچت هی بگو بابایی رف سرکار انقدر بگی تاثیر میزاره و بچت یاد میگیره ک بابا رفته سر کار و برمیگرده من ب پسرم انقد گفتم تازگیا یاد گرفته دیگ جیغ کم میزنه

باباش باید رعایت کنه نبره این جور جاها خب بچس میبینه میخواد

خب نباید ببره اونجا که شوهرتون
ببره پارک بیاره بزاره خونه بعد بره پیش دوستاش
دختر من پشت همه گریه میکنه
با همه میخواد بره
چون عاشق بیرون و ددره

سوال های مرتبط

مامان علی‌جان مامان علی‌جان ۱۷ ماهگی
سلام مامانا. میدونم همه مشکل دارن و ذهنشون به نحوی درگیره. ولی ممنون میشم یه راهنمایی کنید.
پسرم مریض شده. دیشب کلا نخوابیدم. تبش رو چک میگردم یا شیر میدادم بهش. صبح ساعت ۹ بیدارشد. فرستادمش پیش باباش خیرسرم نیم ساعت بخوابم. اصلا جون نداشتم. پسرم خیلی شیر خورد تا صبح. ضعف و سردرد داشتم
خلاصه شوهرم شروع کرد به غر زدن که من باید استراحت کنم میخوام برم سرکار. تو تا شب خونه ای، میخوابی، من تا دیروقت شیفتم. باید خواب کافی داشته باشم. منم گفتم به خدا تا صبح نخوابیدم چشام باز نمیشه. گفت به جهنم نخوابیدی، بچه مریضه وظیفته مراقبش باشی و از این حرفا که ذره‌ای بوی شعور و درک و ادب نمیده.
خلاصه من نخوابیدم. رفتم پیش پسرم. شوهرم بره بخوابه دوباره، که ساعت ۱۲ میخواد بره شیفت، خدانکرده دچار سردرد یا کم‌خوابی نشه...
پسرم نق میزد و بهانه می‌گرفت. چون مریضه بدقلقه، شوهرم نتونست بخوابه.
با عصبانیت از اتاق اومد بیرون، جلو بچه هرچی از دهنش دراومد به پدرو مادرم و خودم گفت. منم عصبانی شدم جوابشو دادم.
حمله کرد منو زد جلو بچه. پسرم ترسید. داشت جیغ میزد و گریه میکرد.

ادامه کامنت...