۵ پاسخ

بیایین کمک من دوقلو دارم

چه انسان خوبی چه روح بزرگی چند بار پیش اومده من شوهرم سرکار بوده کسی نیومده کمک تنها بردم یه بچه ای دیگم هم کوچیک بود نمی دونستم این و بگیرم یا اون و خودم بیشتر زار میزدم

دقیقا منم انقد دلم‌ میخاد مامانایی که بچه کوچیک دارن مخصوصا مامان اولیا کمکشون کنم🥲

متوجه منظورت نشدم
یعنی بچه نباید موقع واکسن گریه کنه ؟

بیا کمک من🥺🥺

سوال های مرتبط

مامان لیام جان مامان لیام جان ۲ سالگی
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
نمیدونم امروز چون هیراد واکسن زده، یاد کوچیکیای مهراد افتادم یا هورمون‌هام قاطی شدن…🫠
از صبح دارم توی گالری می‌چرخم و به این چهار سال فکر می‌کنم…
چه دنیای متفاوتی شد وقتی «مامان» شدم.🔮

اولین تولدش، من بودم و یه عالمه بادکنک که نمی‌دونستم چطور تزیینشون کنم، فقط می‌دونستم می‌خوام همه‌چی کارِ خودِ مامان باشه؛ از بادکنک گرفته تا کیک!
از اینترنت یه چیزایی دیدم و با دلِ پر از عشق، بادکنک‌هارو چسبوندم و دکور درست کردم 🎈
از اون سال به بعد تصمیم گرفتم تولدها همیشه کارِ دستِ مامان باشه…
مامانی که عاشق خاطره ساختنه، خاطره‌هایی ساده و پرعشق برای بچه‌هاش.

عکس‌های آتلیه‌ای قشنگن، ولی من دوست دارم سال‌ها بعد براشون قصه‌ی درست کردن اون کیکا رو بگم🥹
بگم بلد نبودم کوکی آیسینگ درست کنم، اما برای تولدت دو روز تمرین کردم تا یاد بگیرم

بگم بادکنک‌ها رو خودم با عشق چسبوندم، از سوتی‌هام بگم و بخندیم 😅
بگم وقتی سه ساله بودی، حامله بودم و نتونستم بادکنک‌ها رو بالا بچسبونم، همه رو پایین زدم.
بگم چهار سالگی‌ت، تمام شهر رو گشتم تا تمِ «کاپیتان آمریکا» رو پیدا کنم!
بگم همه کیکات کار خودمه مامان🥹
من عاشق همین خاطره‌های خانوادگی‌ام…
خاطره‌هایی که ساده‌ان، اما بوی عشق می‌دن. ❤️



شیرخشک پوشک واکسن رفلاکس پستونک