۷ پاسخ

اگه بدونی با چ‌ ترسی داشتم میخوندم😅😅😅

ای تو روحت دختر😂😂😂

چرا باید ۶ صب با ترس و لرز بخونم اینو🤣🤣🤣🤣🤣🤣

کلی خندیدممم😂😂😂😂😂اولش کلی ترسیدم 🫠

فاز گرفتش نصف شبی بنده خدا😂😆😆
بشکن زدن دودستی منم بلد نیستم ولی خیلی دوس دارم یاد بگیرم نمیشه لنتی

خوش بگذره 🤣🤣🤣🤣🤣

فقد ی مشهدی میتونه نصف شب فاز کردی بگیره
دقیقا شوهر من
دراز کشیده هاا دستاش بالاس هنسفری تو گوشیش میرقصه

سوال های مرتبط

مامان Selena🌸💖 مامان Selena🌸💖 ۲ سالگی
من پسرم یک عادتی داره که اجازه نمیده خواهرش وارد حریم بازی کردنش بشه ، اتاق خودش از اتاق سلنا بزرگ تره همیشه وقتی میخواد بازی کنه اول ریل قطارشو میچینه قطارشو میزاره روی ریل روشنش میکنه و کنارش هرچی ماشین بازی کوچیک و بزرگ داره رو میچینه و تموم حیوونا و دایناسور هاشم میچینه و ساعت ها مشغول بازی میشه ، انقد گرم بازیه که اصلا گشنگی و تشنگی یادش میره ، هروقت هم بساط اسباب بازی میچینه در و میبنده تا خواهرش نیاد تو اتاق هرچی چینده رو بهم بریزه(چون یبار اجازه داد اومد و سلنا اصلا جنبه نداشت زد همه چی و ترکوند😬)
دیشب شوهرم این خرگوش باطری خور و برای دخترم خرید ، خیلی بانمکه هم زمان میپره و صدا میده ، پسرم داشت با خرگوش سلنا بازی می‌کرد یهو سلنا از دستش چنگ زد رفت تو اتاق سهیل درو از روی خودش بست😂😂 درو که باز میکردیم جیغ میزد😂😂 خلاصه نیم ساعتی تو اتاق بود صدای خرگوش میومد باهاش سرگرم بود و بازی میکرد بعد دیدم خودش داره در میزنه ینی درو باز کنین بیام بیرون 🤣
امان از بچه های تقلید کار 😅😅
مامان تیامیس🤍 مامان تیامیس🤍 ۱ سالگی
تو‌ اتاقش خوابوندمش دیشب واقعااا برای خودم سخت بود تا صداش میومد میپرررریدم اما میدیدم خواب خوااابه…منتظر یه گریه شدید بودم اخه ک چشم باز کنه ببینه نیستمو….
ساعت ده خوابوندمش ساعت دو یه بار شیر خواست رفتم تو تختش بهش شیر دادم اومدم دوباره یه بارم پنج صبح شیر خواست تو خواب دادم اومدم خوابیدم..تا صبح هی بهش سر زدم سنگین خوابیده بود
شیر شبش و هنوز نتونستم قطع کنم یکی دوبار طی شب شیر میخوره😬
گفتم الللللانه که با جیغ بیدار شههه!! صبح ک تازه خوابم سنگین شده بود یهو دیدم بالا سرمه میگه نی نی😂😂😂😂😂😂😂خودش بلند شده بود بدون گریه و اذیت استرس
واقعا متعجب شدم
عین خیالشم نبود جدا خوابیده
اخه خیلی بهم وابسته س…..منو باش چقدر کابوس میدیدم استرس داشتم عرق میکردم حتی شوهرمم ک خوابش سنگینه استرس داشت یهو اونم بیدار شد گفت خودش اومده گریه نکرده؟؟؟ گفتم نه نکرده🤣🤣
حالا من با صدای گربه های خیابون تو خواب میپریدم بیرون از اتاق کابوس میدیدم حتی خواب دیدم دخترم داره کبریت میزنه خونه‌رو در صورتی ک نه بلده نه تو خونه کبریت داریم😐😐🤣🤣🤣🤣
مامان گل دخترم♥️ مامان گل دخترم♥️ ۲ سالگی
سلام مامانها شبتون بخیر باشه ♥️
من خیلی حالم بده
دیشب که خوابم برد خواب دیدم با دخترم خونه ی پدر بزرگم بودیم خونشون یک پنجره ی بزرگ داره من داشتم با مادرم حرف میزدم برگشتم ببینم دخترم چیکار می‌کنه دیدم پنجره رو باز کرد و پرت شد پایین پایین و نگاه کردم همون لحظه به زمین افتاد و خون همه جا پاشید بیدار شدم داشتم میمردم کلی گریه کردم کلی بوسش کردم بوش کردم ولی آروم نشدم خوابم یک جوری بود همه چی واضح و عادی بود خلاصه تا دم صبح نتونستم بخوابم فقط دخترم و نگاه کردم بعدش یک لحظه چشمهام گرم خواب شد باز خواب دیدم دخترم از یک جای بلند افتاد و دور از جونش تموم کرد بیدار شدم حالم بدتر ایندفعه دیگه واقعا قلبم درد میکرد از ترس دخترم و نگاه کردم خوابیده بود خدارو هزار مرتبه شکر کردم که یک خواب بود دیگه از ترس نخوابیدم تا همین یکساعت پیش دخترم با باباش بازی میکرد چون سرم درد میکرد اومدم تو اتاق یکم دراز کشیدم خوابم برد باز خواب دیدم با دخترم رفته بودم بازار داشتیم راه می‌رفتیم که دخترم گم شد فقط خدا می‌دونه چقدر تو خواب خودمو کشتم و جیغ و داد کردم یهو با صدای شوهرم بیدار شدم گفت چی شده چرا داد میزدی تو خواب گفتم خواب دیدم .خانمها همه ی تن و بدنم میلرزه دیگه جرعت نمیکنم بخوابم این خواب ها چیه میبینم نکنه خدایی نکرده زبونم لال دخترم چیزیش بشه ؟