۳۴ پاسخ

خدا لعنت کنه اون مادرشوهر بیشعورتو
الهی بگردمش کاش میبردیش درمانگاه

وای عزیزم چقدر حالم خراب شد چقدر دلم سوخت برای دخترت 🥺😭 بدتر اینکه شوهرت چقدر بیخیاله ، انشالله که دخترت چیزی نشده باشه ولی اینقدر هم خوش خیالی خوب نیست .. توروخدا فردا منتظر شوهرت نمون خودت دخترت بردار ببر دکتر چکاپ بشه ، هرچی هم گفتن بگو من مادرشم صلاحش بهتر میدونم

وای خدایااااا بمیرم براااش
تروخدا حتماً دکتر ببرمش غلط کرده هرکی جلوتو بگیره دهنشونو جر بده اگه باز زر زدن
هزار لعنت و تف ب همچین مادرشوهری خدا لعنتش کنه بچه رو انداخته هنوز نذاشته دکتر هم ببری

خدا لعنت کنه مادرشوهر عوضیتو شوهرتم همینجور که برده مامانشه دخترتم الهی بگردم حتما خیلی درد داشته خدا کنه چیزیش نشه

ای تو خدا چنه گناحه کچکت بمرم بوی الان حالی چونه ؟ امشو من کورکم له حمام کوت شکر بو خدا هیچی له نهات جرگم آوری گرت

اعصابم خراب شد.ادم میمونه چی بگه

باید جوووووری جر میدادی زنیکه و شوهرت بهم گره میزدی ک حساب کار دستش بیاد خودشم هل میدادی پایین میگفتی اگ بچه از پله بیفته چیزیش نمیشه پس تو خرسم نباید چیزیت بشه

عزیزم ببرش دکتر صد در صد خدای نکرده سرش یا لگنش یا یه جای از بدنش براش مشکل پیش نیومده باشه خدای نکرده بعدا بزرگ شه جبران نمیشه کبودی خوب میشه فقط حتما فردا ببرش برا چکاب صد در صد منتظر علائم نباش

سلام دخترتون و بردین دکتر

عزیزم بردی دکتر چیشد؟

سلام بقربان من الان دیم مناله کت چونه؟ چنیک پم ناخوش بو🥹🥹🥹🥹

دخترت خوبه؟من از دیشب هی تو فکرمه

یااللههههه انشالله هیچ نیه دلکم 😢😢😢😢😢باشه خسوت بو اونه بی فکره

عزیزم ان شاالله ک چیزی نشده باشه گلم..اگه تاالان بی حال یا استفراغ داشت ضررداشت ولی حتما ببرش ببینن چیزیش نشده باشه

نریدی روش جوری ب اون زنیمه و شوهرت برین بعدم قطع ارتباط کن کصافت هیچوقت ب فکرای قدیمیا اعتماد نکن رفتی جرش بده

تو رو خدا الان بچه رو ببر دکتر
خدای نکرده جاییش نشکسته باشه
اگه نزاشتن ببخشید ها ولی برین به همشون بچه رو بزن بغل برو دکتر
۲۵ پله شوخی نیست همون موقع باید زنگ میزدی اورژانس
زنیکه روانی بی مسئولیت،دیگه هم نیا خونشون

وای اعصابم خورد شد چقدر عوضیه این زن
حتمااااااااااااا ببر دکتر اخه چرا نذاشته ببری اصلا به اون چه
خدا ریشه اینجور مادرشوهرا رو از رو زمین برداره

بگو پ در سگ 25 تا پله خودت بیوفته نابود میشی بچه بیوفته چی بزرگ میشه؟؟
برین دهنش ح روم زاده

فقط الان میخام بدونم نریدی ب زنیکه؟

کچه تخوا صبحا حتما بیبه بو درمانگاهه شوینه
به صبحا دکتر وثوقی هیه له میدان قدسایه مطبی حتما بیبه با عکس و شتی بو بنوسه نکا او کچه فقیره شوینکی شکابت نزانی
هژاره ولا عصابم ورد بو پم ناخوشو بو کچه کت 🥲🥲همچین خسوه که‌ر اشه ببسی به دسیوو😑😑😑

من جات بودم شر به پا میکردم

خواهر کاش میبردی دکتر بچه داخلی چیزیش نشه به حرف کسی گوش نکن

جانایا...
نگران نباش انشاله که چیزی نیست

الهی بگردم ایشالله چیزیش نشده باشه

کدوم احمقی بچه رو پله ول میکنه اخه

خوا مال خزوران بباتو ایشالله😂🤣 بخوا خاس خاس کشیان هر ضرر

خدا لعنتش کنه اشغالو
فردا دکتر بردی خبر بده عزیزم انشالله چیزی نباشه

وای خدا چقدر اعصابم خورد شد اه

بمیرمممم🥲🥲🥲
وای خدا لعنتش کنه زنیکه رو
ببرش دکتر

ان شاالله که چیزی نشده باشه براش حمد میخونم

ی اسپندی صدقه بده بلا دور باشه

الهی بمیرم من

الهی حتما ی دکتر ببریا ی عکس از سرش مخصوصا بگیر

تف ب شعور نداشته ی مادر شوهر ک ص خلت
میریدی ب سر تا پای هیکلش توروخدا
بچه سرش اینا اسیب ندید خدای نکرده
صدقه بده براش
نسپار ب همچین ادم خری بچت رو دیگه

سوال های مرتبط

مامان ♥️♥️🌝🌚 مامان ♥️♥️🌝🌚 ۱ سالگی
سلام مامانها شبتون بخیر باشه ♥️
من خیلی حالم بده
دیشب که خوابم برد خواب دیدم با دخترم خونه ی پدر بزرگم بودیم خونشون یک پنجره ی بزرگ داره من داشتم با مادرم حرف میزدم برگشتم ببینم دخترم چیکار می‌کنه دیدم پنجره رو باز کرد و پرت شد پایین پایین و نگاه کردم همون لحظه به زمین افتاد و خون همه جا پاشید بیدار شدم داشتم میمردم کلی گریه کردم کلی بوسش کردم بوش کردم ولی آروم نشدم خوابم یک جوری بود همه چی واضح و عادی بود خلاصه تا دم صبح نتونستم بخوابم فقط دخترم و نگاه کردم بعدش یک لحظه چشمهام گرم خواب شد باز خواب دیدم دخترم از یک جای بلند افتاد و دور از جونش تموم کرد بیدار شدم حالم بدتر ایندفعه دیگه واقعا قلبم درد میکرد از ترس دخترم و نگاه کردم خوابیده بود خدارو هزار مرتبه شکر کردم که یک خواب بود دیگه از ترس نخوابیدم تا همین یکساعت پیش دخترم با باباش بازی میکرد چون سرم درد میکرد اومدم تو اتاق یکم دراز کشیدم خوابم برد باز خواب دیدم با دخترم رفته بودم بازار داشتیم راه می‌رفتیم که دخترم گم شد فقط خدا می‌دونه چقدر تو خواب خودمو کشتم و جیغ و داد کردم یهو با صدای شوهرم بیدار شدم گفت چی شده چرا داد میزدی تو خواب گفتم خواب دیدم .خانمها همه ی تن و بدنم میلرزه دیگه جرعت نمیکنم بخوابم این خواب ها چیه میبینم نکنه خدایی نکرده زبونم لال دخترم چیزیش بشه ؟
مامان بردیا👦اَبرا👧 مامان بردیا👦اَبرا👧 ۱ سالگی
چه اتفاقایی از سرمون رد میکنیم
خدا چقدر رحم میکنه
ما تو ساختمونمون ۲ تا راه پله داریم یکی پشت یکی راه پله جلویی
راه پله پشتی بدون نرده اس ماهم طبقه سوم هستیم یه راهروی خیلی بزرگم داریم که میشه توش عروسی گرفت.بچها عصری میرن تو راهرو بازی میکنن ابرا خواب بود از خواب بیدار شد لج گرفت داداشش بیرون با بچها بازی میکرد گفتم کفش بپوشونم ببرم بیرون پیش بچها خودمم حواسم باشه کنارش یکی از بچها گفت من حواسم میشه بهش خیالت راحت منم دم در نگاه میکردم یه لحظه رفتم تو دستمال بردارم اومدم بیرون دیدم ابرا نیست یه یا ابالفضل گفتم هممون دوییدیم سمت راه پله دیدم رفته از راه پله پشتی از پله ها داره میره پایین لبه پله وایساده بود یعنی کم مونده بود پرت شه پایین من پاهام شل شد افتادم یکی از بچها رفت گرفتش😪خدا بهم رحم کرد فقط از سه طبقه پایین نیفتاد.چند روز پیشم خونه مادربزرگم یه ایوون بزرگ دارن یه طرفش نرده نداره پسرم عقب عقب رفت از رو ایوون افتاد پایین خیلی بلند بودا فقط خدا رحم کرد گونی برنج اون پایین بود با سر رفت رو گونی برنج وگرنه بدبخت میشدم..
خداروشکر بهم رحم کرد اینا همش بخاطر صدقه هاییه که گاهی شوهرم میده
و تاثیر دعای آیت الکرسیه که گاهی میخونم یعنی تاثیرشو خیلی به چشم دیدم🥲
مامان 🧸مامان فندق 🧸 مامان 🧸مامان فندق 🧸 ۲ سالگی
شاید من حساسم یا بد شبی رفتم خونه مامانم. اولش با نامزد داداشم قهر بودم. هی داداشم دخمل منو بوس کرد ناز اون برگشت گفت من اصلا بچه‌ خاهرت دوست ندارم چیزی نگفتم ...بعد گوشی برداشته جلو من زنگ دختر دایی هایش زده قربون صدقه شوند می‌ره. قربونتون بشم و ودلم تنگ شده و من کسی جز شما نمیخام. منم گفتم بچها من نیازی ب دوست داشتن تو نداارن اون قدر داد زد و جیغ که داداشم گفت میزنم تو دهنت داد و فریاد نکن بعد اون داداشم از شهر اومدن برگشته با خنده میگه بچه من بچه شهر بچه تو شهرستان ....باز هیچی نگفتم بمیرم پسرم اون قدر شلوغ خراب کاری کرد اصلا میبرمش تو جمع انگار از قفس آزاد شده بچها بغل می‌کنه بوس لمس. داداشم ب بچم گفت دخترم ظریفه تو هم وحش باز هیچی نگفتم. بمیرم برای بچم ،بچم بردم اتاق گفتم تو رو خدااااا مودب باش التماس میکنم ب پات میگفتم آروم بازی کن .آروم صبحت کن نمیخاد بری با اون دختر منظورم بچه داداشم بازی کنی گفت مامانم چشم تا در اتاق باز کردم پرید رو دختر داداشم گفت هی بیا دعوا 🤔یا ب زور بغلش کرده بود گفت وای ولم کن 🫠بچم رفت هرچی بالشت آورد براش پرت میکرد منم گفتم پاشو بریم خونه. اومد خونه همچیییی دعواش کردم الآنم خابید و من پشیمونم و مادر بد. مادر احمق منم. پسرم دوستت دارم قلبم ♥️