۶ پاسخ

تاوقتی هله هوله بخورن میلی به غذا نداره

خوب اگه مرغ و گوشت نخوره که ویتامین جذب نمیکنه بدنش باید بهر ترفندی شدی بدی به خوردش با زبون و بازی و حالا کنارش ماست خیار که بهش بچسبه

شوهرت با تو و پسرت دشمنی داره؟ بگو با این کار بچه ضعیف میشه رشدش کم میشه

عین دختر من

با گوشی و اینستام نمیخوره؟
من از وقتی گوشی میدم دستش یه کیلو وزن گرفته 😂🫠

سلام خوب یه دکتر تغذیه ببرش یه دکتر داخلی ببر آزمایش بنویسه بچه بدنش کمبود داره شاید

سوال های مرتبط

مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام مامانای عزیز کلی سوال دارم در مورد بچه های همسن پسرمن اول اینکه ایا شما مغازه یا فروشگاه میرید بچه هاتون مثل پسر من اینورو اونور میرن یجا بند نمیشن باید همش دنبالش بدوأم و با غریبه ها زود جوش میخوره اصلا دوست ندارم اینطوری باشه تو مغازه میریم مثلا شکلات میبینه بدون اجازه میره برمیداره هر چی هم بهش میگم دعواش میکنم اصلا حالیش نمیشه و اینکه وقتی خونه ست همش خرابکاری و حرص در میاره خیلی خیلی شیطون شده هم هم لج و گریه میکنه واییی دیگه کم آوردم خسته شدم اصلا حرف گوش نمیده همش میگه بیا باهام بازی کن یا همش بهم چسبیده تو آشپزخونه که کار دارم میاد پیشم از کنارم تکون نمیخوره دوست ندارم انقد بهم وابسته باشه میگم برو با ماشینات بازی کن میگه تو هم بیا بیرون که میریم از دماغمون در میاره گریه و دادو بیداد که ماشین میخواد بعد که میخریم براش میاره خونه اصلا نگاش نمیکنه چند روز هم فقط با برنامه کودک آروم میشه و میشینه نگاه و کاریم نداره.. کلی براش داستان و شعر میخونم در این مورد اصلا توجه نمیکنه باز کار خودشو میکنه موندم دیگه چطوری بهش حالی کنم بخوام دعواش کنم هم تا دوساعت فقط نق میزنه و گریه میکنه خسته شدم دیگه... 🤷‍♀️🤦‍♀️😮‍💨😥
مامان ساره❤️😊 مامان ساره❤️😊 ۳ سالگی
خانما میشه راهنماییم کنین ممنون میشم.
من بچه دومم باردار شدم کلا از نه هفته استراحت مطلق بودم تا 36هفته
چهار بار بستری شدم سرکلاژ شدم اینا
خلاصه تو این نه ماه نه خواهر شوهر نه مادرشوهر هیچ کدوم وقتی بستری بودم وقتی تو خونه بودم اصلا نه زنگ میزدن نه می امدن پیشم ولی مادر شوهرم بعضیا وقتا می آمد ولی بستری بودم اصلا هیچ کدوم نمی آمد فقط من خواهرم تو شهر غریب تو بیمارستان تنها بودیم شوهرم می آمد هر روز پیشم وقتی هم زایمان کردم اصلا هیچ کدوم نیومدن هیچ کدوم تا اینکه برا زردی دخترم بستری شد پنج روز بستری بود یکی از اینا باز زنگ نزدن نیومدن پیشم ولی جاریم پسرش چهار پنج ماه بزرگ تر از دختر من هست بستری کردن یعنی همگی بلند شدن رفتن تو بیمارستان حتی مادرشوهرم،ولی پیش من نمی امدن بتو بیمارستان با مامانم تنها بودم بازم هر روز آبجیم شوهرم نی امدن ولی اینا اصلا مرخص شدم هیچ کدوم نیومدن فقط بعد 13روز دوتا خواهر شوهرام اونم بخاطری بیاین ببینن بچه به کی رفته امدن
حالا مادرشوهر من بستری شده الان آبجیم میگه نمیری پیشش میگم نه چرا برم یکی از اینا پیش من نیومد پس منم نیازی نمی بینم برم مامانم منم دوبار بستری شد حتی زنگ هم نزدن یکی از خواهر شوهر ها میشه عروسمون، حتی زنگ نزد نرفت
الان شما جای من باشین میرین ملاقات مادرشوهرتون یانه
ممنون میشم جوابمو بدین