سلام مامانای عزیز کلی سوال دارم در مورد بچه های همسن پسرمن اول اینکه ایا شما مغازه یا فروشگاه میرید بچه هاتون مثل پسر من اینورو اونور میرن یجا بند نمیشن باید همش دنبالش بدوأم و با غریبه ها زود جوش میخوره اصلا دوست ندارم اینطوری باشه تو مغازه میریم مثلا شکلات میبینه بدون اجازه میره برمیداره هر چی هم بهش میگم دعواش میکنم اصلا حالیش نمیشه و اینکه وقتی خونه ست همش خرابکاری و حرص در میاره خیلی خیلی شیطون شده هم هم لج و گریه میکنه واییی دیگه کم آوردم خسته شدم اصلا حرف گوش نمیده همش میگه بیا باهام بازی کن یا همش بهم چسبیده تو آشپزخونه که کار دارم میاد پیشم از کنارم تکون نمیخوره دوست ندارم انقد بهم وابسته باشه میگم برو با ماشینات بازی کن میگه تو هم بیا بیرون که میریم از دماغمون در میاره گریه و دادو بیداد که ماشین میخواد بعد که میخریم براش میاره خونه اصلا نگاش نمیکنه چند روز هم فقط با برنامه کودک آروم میشه و میشینه نگاه و کاریم نداره.. کلی براش داستان و شعر میخونم در این مورد اصلا توجه نمیکنه باز کار خودشو میکنه موندم دیگه چطوری بهش حالی کنم بخوام دعواش کنم هم تا دوساعت فقط نق میزنه و گریه میکنه خسته شدم دیگه... 🤷‍♀️🤦‍♀️😮‍💨😥

تصویر
۱۲ پاسخ

پسرمنم عین پسرتوعع

چقد پسر منم توصیف کردی پیرمون کرده بخدا . هرجا ماشین ببینه گریه زاری میکنه بیچاره ات میکنه. خرابکار درجه یک. دو دقیقه صداش نیاد یعنی داره خرابکاری میکنه

پسر من هر خانومی رو میلینه زود میره بغلش میکنه جوری که منو بغل نمیکنه والا🤣🤣بریمم فروشگاه جیم میشه چیزی رو برنمیداره فقط میدوه اینور واونور خیای شلوغن در کل پدر منم دراومده بخدا

دقیقا پسر من خیلی خیلی شیطون تره😔😔بخدا خونه مادرمم ماهی یبار میرم . زهرم میکنه

من از اول ب دخترم ن گفتم
بهش میگم بعدا برات میگیرم یا بابا نیس بیاد 3 تایی بگیرم
یا تو خونه بهش توضیح میدم داریم میریم بیرون قرار نیست چیزی بگیریم اگه چیزی خاستی بهم نشون بده مناسبت بود میگیرم برات خیلی سعی میکنم ک با حرف قانعش کنم من
یا میگم فلان کارو درس انجام بدی برات فلان جایزه میگیرم 😇😇

خیلی یک دندس زیربار حرف زور نمیره اصلا.با زبون خوشم صحبت کنیم البته بازم همینه

پسرمنم همینه توخونه. اما بیرون زیاد اذیت نداره بعضی وقتا اذیت میکنه بیرونو.اما از اخلاقش بخوام بگم فقط دوس داره مخالفت کنه یعنی دراین حد ک میخوام شلوارشو بپوشونم میگم پاتو بیار بالا میگه ن اول اون یکی پا.یعنی هرچیزی ک من میگم بایدبرعکسشو عمل کنه فرق نمیکنه چی باشه.دراین حد ک بخوایم چیزی بخوره باباش میگه ب رادین نده ها.اونم میاد میگم ن میخورم اگه بگی بخور میگه ن😂

پسرای منم قشنگ همینن ک گفتی
دکتر بردم گفت برای سنشونه طبیعیه
ی پسرمنم خیلی وابسته ست کلا چسبیده بهم ولی اون یکی نه مستقل همه جا میمونه مهد میبرم ولی اون یکی مهد نمیره پیش من می‌چسبه دستای منو میگیره میبوسه همش

یه کلاس ورزش بذارش که انرژیش تخلیه بشه واینطوری یکم هم چسبندگیش کمترمیشه

وقتی بیرون میرین گریه میکنه ویه چیزی میخواد براش نخرین همین نخریدن باعث میشه که بدونه با گریه چیزی را براش نمیخرین

عزیزم همه بچه ها همین طورن فقط کمدوزیادددارن
برای نکته ای که میگی همش میخواد پیش من باشه چون دلش تورا میخواد میاد توی آشپزخونه یه قابلمه یه کم اب یا ادویه ای یا هرچیزی که دارین بذار کنارش وبگو تو برای من غذا درست کن منم برای تو این طوری سرگرم میشه
برای حرف گوش نکردنش ((نه))هایی که میگی بهش را کم کن ببین چطور حرفتاگوش میده زمانبر هست واعصاب فولادی میخواد ولی یکی دوماه تحمل کن عاالی میشه
برای خرید کردن توی خونه قشنگ وبا ارامش بهش بگو ما میریم بیرون اجازه داریم یه چیزی بخریم یا اینکه براش برچسب ستاره یا ماشین بگیر بگو ۱۰تا که برچسب گرفتی وکارخوب کردی براش یه جایزه میخرم

بله عزیزم پسر منم همینه

سوال های مرتبط

مامان پسری مامان پسری ۳ سالگی
واقعا دیگه کم آوردم پسرم جدیدا هرچی میبینه تو تلویزیون یا بیرون میگه میخوام و آنقدر تکرار میکنه تکرار میکنه و لج میکنه که حد نداره مثلا میگه ماشین قرمز میخوام میخوام میخوام ...هزاربار میگه اصلا حواسش پرت نمیشه اصلا یادش نمیره حتی سده یک هفته یکریز میگه موقع غذا ، خواب ، دستشویی یکسره بهانه میاره هرکی رومیزی میگه پدر یزرگ مادربزرگ همسایه ها رو تو راهرو میبینه مثلا میگه ماشین قرمز میخوام...ماشین قرمز ندارم...آنقدر میگه که من سردرد میگیرم قبلا بهش میگفتم باشه اگه از یکی خوشت آمد روز اسباب بازی برات میگیرم امروز روز اسباب بازی نیست یا بیا عکس بگیریم برای تولدت بگیریم قبلا قبول می‌کرد منم روزی که که برای اسباب بازی براش مشخص کرده بودم براش میگرفتم ولی الان اصلا قبول نمیکنه یکسره میگه ندارم ندارم ...بخر بخر ...آنقدر اسباب بازی داره که اتاقش جا نداره ولی با هیچکدوم بازی نمیکنه اصلا تنها بازی کردن رو دوست نداره یا من باهاش بازی کنم یا یکسره تو دست و پامه ...چیکار کنم بخدا جلوی دیگران آبرومون رو برده مثلا هفته به هفته میریم خونه خانواده ها اونا میبینن مثلا ده روزه داره میگه به چیزی میخوام اونا براش می‌خرن میگن از اون هفته بچه داره میگه یا هر دفعه همسایه ها رو میبینه اونا میگم سلام کوچولو یکسره میگه اسباب بازی ندارم ... میخوام ...ندارم ...میخوام ...
مامان سامی مامان سامی ۴ سالگی
من یه مشکل خیلی بزرگ با پسرم دارم به نظرتون چیکار کنم،پسر من کلا لجباز و شیطون هست اما تو خونه قابل کنترله و اینطور نیس که بگم کار خطرناک میکنه،اما وقتی میریم خونه مادرشوهرم بچه های خواهر شوهرم هم هستن یکیشون ۷ سالشه اون دوتا دیگه کوچیکترن و آروم تر هر چی میگم با کوچیکا بازی کن اصلا سمت اونا نمیره فقط دنبال بزرگه میره بزرگه هم اذیتش میکنه گاهی،پسر منم بلد نیس بازی کنه درست فقط بدو بدو میکنه بلند میخنده،پسر خواهر شوهرمم وقتی دلش بخواد به بچه من میگه بیا بازی وقتی که پسر من سمتش بره داد میزنه که سامیار نیاد پیش من،خب من هزار بار بع پسزم گفتم نرو پیشش ولی بازم میره و شلوغ بازی میکنه هر چند پسر خواهر شوهرمم شلوغه اما پسر من نفهم تره مثلا اصلا سرسفره نمیشینه تو مهمونی هی میچرخه دور سفره میره سمت بجه ها واقعا معذبم دیگه نمیدونم چیکارش کنم،خانه کودک میبرم تو کوچه میبرم با بچه ها بازی کنه اما بازم وقتی پسر خواهر شوهرمو میبینه هیجان زده میشه اصلا دوس ندارم سمت اون بره چون اونم داد میزنه همه چیو تقصیر این میندازه