۱۰ پاسخ

چقدر حرفای دلمو گفتی🥲
منی که امشب از دلتنگی دلم داره میترکه🥺💔

امان از غربت
من پیر شدم
مادرمم پیر شده دیگه کمکی نمیتونه بهم بکنه اگه پیشش باشم

من خونه مامانم اینا نیم ساعت راه وقتی بر میگردم گریه میکنم🤣🥲

واییی خدایا دقیقا خودمو برام یاداوری کردی 😭😭😭
منم عین توام خیلیییی سخته همیشه شب آخر کلی گریه میکنم وقتی ام میام بغضمو قورت میدم میگم زود میام که مامانم آروم شه درصورتی که معلوم نیست کی برم
دوری از مادر و از شهرت بدترین چیزه
مخصوصا هیچکسو نداشته باشی تو شهر غریب جز خدا 😭

کجایی مامانت کجاس

دقیقاااا بخاطر همین بغضِ دوری از مامان بابام به بهترین خاستگارام که اکثرا شهر دیگه بودن جواب رد دادم
الان با کلی بی پولی و وضع نامناسب کنار میام ولی از اون دوری ها و بغض ها خیلیییییی بهتره

وای میفهممت خیلی بده غریبی🥲😮‍💨

بسپارش دست خداا ایشالا تنشون سالم باشه هی دیردیر ببینیشون
درد بی مادری روز ب روز بیشترداره استخونامو توهم مچاله میکنه

مگه خودت به اختیار خودت دورنشدی؟ دیگه چرا غصه میخوری
اتفاقا من انقدر دوس دارم که تو شهر دیگه زندگی کنم
خیلی برام تصورش جذاب

میفهمم عزیزم منم عین توام تو شهر غریب غیر خدا بالاسر کس دیگه ای رو ندارم

سوال های مرتبط

مامان محمدراستین🩵 مامان محمدراستین🩵 ۱۱ ماهگی
نحسی ۷ خرداد ازمون رد شد( طبق تاپیک قبلی) فقط یه دعوای شدید با همسرم کردم که تو این ۹ سال بی سابقه بود..
دست ودلم به هیچی نمیاد
هی گفتم خندیدم همه فکر کردن خوبم درحالی که روانی شدم
سه روزه مدام سر راستین داد میزنم
همین الانش باگریه دارم تاپیک میذارم
بیام از چیش بگم؟ اینک از صبح که چشاشو باز میکنه نق میزنه گریه میکنه تا شب؟ یه سرویس میرم جوری گریه میکنه که کبود میشه فقط میگه از صب تا شب بغلت راه ببر تو بغلت فقط نق بزنم نه با چیزی بازی کنم نه با خودت بازی کنم نه تو روروئک بمونم نه بیرون بمونم فقط زر بزنم از صب تا شب
نگین بچه های ما هم همینجورن که باورم نمیشه از بدو تولد تا الان همین لحظه بچه ی سالم یه روز اروم نداشته باشه
بیام از شب نخوابیدناش بگم؟ که شد ده ماه که من شب نخوابیدم
از این بگم که دست کسی نمیمونه که من حداقل یه ساعت گوشام استراحت کنه
از غذا نخوردنش بگم ؟ دیگ چقدر غر بزنم
از خونه ای که همه جاشو گند برداشته و من حتی نمیتونم یه دستمال بکشم به معنای واقعی کلمه نمیتونم چون میذارمش زمین برم سرویس بیام کبود میشه از گریه..
دیروز دوستم برا اولین بار گفت بیا بریم کافه از خونه دربیا اب و هوات عوض شه دلم میخواست همونجا وسط کافه بشینم زار بزنم از بس اذیتم کرد..
هیچیشم نیست سالمه شکرخدا وظیفش فقط دق دادنه منه
چیه این مادری کوفتی که با این همه شکنجه بازم پشیمون نیستم از دنیا اوردنش
ناشکری نمیکنم فقط خستم
خیلی خستم خیلییی خستم!
مامان پارسا مامان پارسا ۹ ماهگی