من باوجود اینکه اصلااااااا دلم نمیخاد برم خونه مامانم
ب شدت خونه خودم راحترم
تصمیمم همین بود ک میام خونمون میمونم
تا برا چیدن سیسمونی اومد و شبم موند و خیلیم حرص داد ن من راحت بودم ن مامانم
دیگه فقط بخاطر ابنکه تو اون شرایط داغون بیشتر حرص نخورم و افسردگی نگیرم و شیرم خشک نشه مجبورم برم خونه مامانم بمونم
باوجود اینکه ب شدت خونه خودم راحتم
بازم نمیدونم چیکار کنم
ادم اختیار زندگی خودشم نداره😒😒😫
من تازه بدترم مادرشوهرم فک میکنه من اصن هیچی بلد نیستم.. یه خواهر شوهر کوچیک دارم تازه از جیش گرفتنش اصن به نجس و پاکی اهمیت نمیدن بچه نجس میکنه میخندن میگن چیزی نشده که🚶♀️.. منم تازه زندگیمو شستم که بعد زایمانم راحت باشم..
عزیزم بهترین کار اینه بری خونه مادرت
برو بمون خونه مامانت
بعدشم بهش بگو دفعه قبل خیلی تو زحمت افتادی نمیخام دیگه بیای
تنها راهش اینه بری خونه مامانت
بگو دستت درد نکنه مادرم هست شما زحمت نکش بعدم بگو خونه نیستم میرم خونه مادرم میمونم
شما اگ میتونین برین خونه مادرتون
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.