۷ پاسخ

چه ربطی به سامی داشته که باباش اونو پرت کرده؟؟؟
عجب باباهایی پیدا میشن.
اگه بچت خیلی بی قراره و دستش ورم داره ببرش دکتر اگه نه یکم آروم با پماد دیکلوفناک ماساژ بده، یکم گرمش کن، بچه ترسیده دستشم درد میکنه میترسه تکون بده.

شوهر منو یگو اب داغ میمیره اونمای دخترم از عمد مرتیکه حر وم زاده یبارم با آرنجش زد اونجای ماهور مریضه اصلا. اون مامان ج ن دش نمیدونم اس پرم چندنفر تو بدنش قاتی شده این مرد حرومی رشد کرده

پدرت نمیاد برین بهش که تو رو بی کس گیر نیاره

سلام گلم خوبی

چه ربطی به پسرت داشته که اونو پرت کرده هرچقدر هیچی نگفتی اینجوری میکنه خداوکیلی ترس بذار کنار یه درس حسابی به این شوهرت بده

ای خدا این مرد ب شما میگه بی فرهنگ در صورتی ک خودش ته ته بی فرهنگای عالمه بخدا آدم میمونه چی بگه از حجم این همه بیشعوری یه مرد🤦

خاک تو سرش بگو گه خوردنی بود تورو خورده بودن تا حالا مرتیکه بیشعور

سوال های مرتبط

مامان گل پسر مامان گل پسر ۴ سالگی
مامانا سلام.
میخواستم ازتون مشورت بگیرم پسرم روز به روز اخلاقش و شیطنت هاش داره بیشتر میشه گاهی حس میکنم روانیه مشکل داره
نمیدونم یعنی بیش فعاله به شدت لجباز بسیار اذیت کن من و پدرش از دستش عاص شدیم حتی پدرشوهر مادرشوهرم میگن خیلی اذیت میکنه جایی میریم ابرو میبره دیگه رومون نمیشه سر بالا کنیم
صاحب خونه میوه میاره میگه اه پی پی.
اینقدر از سرو کول طرف بالا میره لگد میزنه
کارهای خطرناک میکنه مثل کبریت روشن کردن واسباب بازی خراب کردن
امشب مادرشوهرم اومد خونمون ده دقیقه نشسته بود هی از سرو کول مادر شوهرم بالا می‌رفت تو گردنش میزد بعد یه دفعه شوهرم گوش پسرم کشید داد زد سرش و محکم پرتش کرد مادرشوهرم شروع کرد داد زدن دیگه پامم خونتون نمیذارم قهر کرد رفت
میشه بگید چکار کنم ؟روز به روز پسرم داره بدتر میشه حتی میخوای باش بازی کنه درست بات بازی نمیکنه اصلا غذا نمیخوره اینقدر سر غذا خوردنش عذابم میده ایراد میگیره میشه گفت جز برنج سفید چیزی نمیخوری میره دستشویی الکی میگه پی پی کردم بیا بشورم بعد میرم میبینم دروغ گفته
انگار لذت میبره از آزار دادن لیوانش آب داره میگه بلند شو آب بده بلند میشم میبینم لیوانش آب داره الکی گفته
میشه بگید چکار کنم جرات ندارم برم مهمانی از دستش دست به وسیله نمیزنه آزار میده
من چکار کنم؟دیگه رد دادم
مامان ماهان مامان ماهان ۴ سالگی
مامان گل پسر مامان گل پسر ۴ سالگی
من دیگه رد دادم
دیشب اینقدر گریه کردم اینقدر گریه کردم که حد نداره
نمیدونم به کدامین گناه پسرم اینقدر اذیتم میکنه
میگن برای بچه وقت بذار والا من روزی یک تا چهارساعت براش وقت میذارم روز به روز بدتر میشه
جونمو به لب رسونده
کاش خودکشی گناه نبود خودمو از دستش خلاص میکردم
انگار روانی بچه
میگه تشنمه آب بده آب بش میدم نمیخوره جلو روم خالیش میکنه تو سینک
میگه سیب میخوام براش درست میکنم تو بشقاب میذارم نمیخوره نگام میکنه میریزه تو سطل بعد میگه ببین خوردم .گوشی دستم میگیرم میگه ببین گوشی بذار کنار تا برم وگرنه اذیتت میکنم واقعا هم اذیت میکنه
رد دادم رد دیگه از دستش عصبی شدم واقعا این بچه بیماره مشکل داره
یا من مشکل دارم باید برم بستری بشم
خونه به این بزرگی میاد رو کمر من ماشین بازی اگر تی وی نگاه کنم میپره روم میگه نگاه نکن
براش هر شب کتاب داستان میخونم هر روز باش بازی میکنم قایم موشک سایه بازی بازی فکری نقاشی بدو بدو رقصیدن دوچرخه سواری گاهی پارک بی نتیجه اس بگید چه خاکی از دستش تو سر بریزم دیگه خیلی پرخاشگر شدم از دستش عصبی شدم